اختصاصی چابک آنلاین؛
آیا بیمه های عمر و زندگی بدون مدیریت ارزش دارایی مشتریان در بازار موفق خواهند شد؟
در بازارهای مالی تورمی،یک پرسش ساده بهتدریج به مهمترین سؤال خانوارها تبدیل خواهد شد و آن اینکه چطور هم از ریسکهای زندگی محافظت کنم و هم ارزش پول خود را متناسب با نرخ تورم نگه دارم؟
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، همین پرسش، نقطهای است که بیمههای زندگی را از یک محصول صرفاً بیمهای،به یک ابزار مالی-رفتاری تبدیل میکند.
درظاهر، بیمه عمر برای پوشش ریسک طراحی شده، فوت، فوت ناشی از حادثه، ازکارافتادگی، بیماریهای خاص و نقص عضو.
اما در عمل، بهویژه در اقتصادی مثل ایران، مشتری قبل از هر چیز به یک چیز نگاه میکند، اندوخته من در چند سال آینده چه ارزشی خواهد داشت؟
اگر پاسخ این سؤال روشن نباشد، مزیتهای بیمهای هم بهتنهایی نمیتوانند محصول را به انتخاب اول خانوادهها تبدیل کنند.
بیمه زندگی در جهان؛ از پوشش به سمت مدیریت دارایی
نگاهی به بازارهای جهانی نشان میدهد که بیمههای زندگی سالهاست از قالب سنتی خود فاصله گرفتهاند. برآوردهای بینالمللی نشان میدهد در سال ۲۰۲۳ تنها حدود ۲۱ درصد پرتفوی بیمههای زندگی جهان به پوشش بیمهای کلاسیک اختصاص داشته و بخش عمده بازار، ماهیت پساندازی و سرمایهگذاری پیدا کرده است.
این تغییر، اتفاقی یا موقتی نیست، در بسیاری از اقتصادها، بیمه زندگی امروز فقط محافظت از ریسک نیست، بخشی ازمدیریت ثروت خانوار است.
به بیان ساده تر، مشتری از بیمهنامه انتظار دارد که هم در روز سخت به کارش بیاید و هم در طول زمان، نقش یک ابزار مالی قابل اتکا را بازی کند.
به همین دلیل است که درگزارشهای بینالمللی، رشد محصولات سرمایه محور در بیمه زندگی، بهویژه در دورههای نرخ بهره بالاتر یا نااطمینانی اقتصادی، یک روند مهم تلقی میشود.
بیمههای متصل به دارایی و محصولات یونیتلینک، در بسیاری از بازارها به این نیاز پاسخ دادهاند که حفظ ارزش را با پوشش جمع کنند.
درایران، این تغییر رفتار حتی پررنگتر است، دادههای صنعت بیمه نشان میدهد که بیمههای زندگی در سال ۱۴۰۲ بیش از آنکه ماهیت پوششی داشته باشند، ماهیت پساندازی پیدا کردهاند، بهطوریکه حدود ۸۶ درصد حقبیمه این رشته، از جنس پسانداز بوده و فقط حدود ۱۴ درصد آن به پوشش بیمهای کلاسیک مربوط شده است.
این عدد، فقط یک آمار فنی نیست و معنای پنهانش این است که مشتری در صنعت بیمه، بیمه زندگی را بیش از هر چیز، به چشم یک ابزار نگهداری پول میبیند، نه صرفاً یک چتر حمایتی و این تغییر نگاه، در اقتصادی با تورم بالا، کاملاً قابل فهم است.
وقتی تورم برای سالهای طولانی درسطوح بالا باقی میماند، مردم اول از همه میپرسند، چقدر از ارزش داراییام کم میشود؟
درچنین فضایی، هر محصول مالی که نتواند به دغدغه حفظ ارزش پاسخ بدهد،دیر یا زود با مقاومت ذهنی بازار روبهرو میشود.
اینجا باید یک نکته را روشن گفت،مشکل بیمههای زندگی در ایران لزوماً کمبود تقاضا برای بیمه نیست و مشکل اصلی، اعتماد اندک به توان محصول در حفظ ارزش اندوخته است.
به همین دلیل است که مردم وقتی سراغ داراییهایی مثل طلا، ماشین و مسکن میروند، در واقع فقط دنبال بازده نیستند، دنبال یک زبان ساده برای محافظت ازقدرت خرید خود هستند.
طلا برای بخش بزرگی از جامعه، یک دارایی قابل فهم است و مردم منطق آن را میفهمند، اگر قیمتها بالا برود، ارزش طلا هم معمولاً همراه آن حرکت میکند، این فهم ساده، در اقتصاد تورمی به یک مزیت بزرگ تبدیل میشود.
درمقابل، بیمه عمر سنتی، بهخصوص اگر سود آن ثابت و از پیشتعیینشده باشد، در ذهن مشتری با یک خطر روبهرو است.
آیا این سود، همراه با نرخ تورم حرکت می کند یا نه؟
اگر پاسخ قانعکننده نباشد، محصول حتی اگر از نظر فنی سالم باشد، از نظر مدیریت اقتصاد خانوار، نمیفروشد.
تغییر جهت بازار بیمههای زندگی در ایران
آمارهای جدید صنعت بیمه نشان میدهد که این فشار ذهنی، در حال تغییر شکل بازار است.
در سال ۱۴۰۴، حقبیمه تولیدی رشتههای زندگی به حدود ۱۸۶.۴ همت رسیده و سهم آن از کل حقبیمه تولیدی بازار نیز به ۲۳.۹ درصد افزایش یافته است.
این رشد، در نگاه اول، میتواند نشانه جهش بازار بیمههای زندگی تلقی شود، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که بخش مهمی از این رشد، از سوی محصولات مدیریت ثروت و بیمههای متصل به دارایی رقم خورده است.
به عبارت دیگر، بازار دیگر فقط بیمه عمر کلاسیک نمیخواهد.
بازاربه سمت محصولاتی رفته که هم پوشش دارند و هم در منطق سرمایهگذاری، به یک دارایی قابل فهم برای مردم متصل میشوند.
این تغییر را میشود از یک زاویه دیگر هم دید، در سال ۱۴۰۳، ضریب نفوذ بیمه در کشور به حدود ۲.۳ درصد رسیده، اما این عدد هنوز فاصله معناداری با استانداردهای بالاتر جهانی دارد.
یعنی صنعت بیمه از نظر عمق بازار همچنان ظرفیت رشد دارد، اما این رشد، دیگر با همان نسخههای قدیمی به دست نمیآید.
چرا مدل های جدید مطرح شدهاند؟
پاسخ کوتاه این است، چون اقتصاد، نسخه قدیمی را سختتر کرده است.
درمدلهای سنتی بیمه زندگی، شرکت بیمه معمولاً نرخ سودی را برای اندوخته در نظر میگیرد و بخشی از جذابیت محصول بر همین نرخ استوار میشود، اما در اقتصادی که تورم بالا و انتظارات تورمی پایدار است، سود ثابت برای بسیاری از مشتریان قانعکننده نیست.
ازاینجا به بعد، راهحل به سمت اتصال اندوخته به داراییهای واقعی میرود، داراییهایی که مردم از قبل آنها را بهعنوان پناهگاه ارزش میشناسند.
درچنین ساختاری، بیمهگذار در واقع میان دو دغدغه مهم خود توازن ایجاد میکند، اول، پوشش ریسکهای زندگی و دوم، همراهی با رشد ارزش دارایی.
این همان نقطهای است که بیمه زندگی از یک محصول حمایتی به یک محصول ترکیبی تبدیل میشود.
واقعیت این است که اگر اندوخته بیمهگذار، مستقیماً به دارایی پایه متصل شود، ساختار محصول تغییر میکند.
در این مدل، سود تضمینی کلاسیک معنا و کارکرد گذشته را ندارد، چون بازده، تابع عملکرد همان دارایی پایه است.
در مقابل، امکان رشد بالاتر هم وجود دارد، یعنی اگر دارایی پایه جهش کند،اندوخته بیمهگذار نیز میتواند با آن حرکت کند.
همینجا باید شفاف بود.
این مدل قرار نیست همه ویژگیهای بیمه زندگی سنتی را حفظ کند و اگر منابع سریعاً به دارایی پایه منتقل شوند، دیگر مانند مدلهای قدیمی، ظرفیت وامدهی ازمحل اندوخته به شکل رایج وجود ندارد که باید بدانیم این یک ضعف نیست یک انتخاب طراحی است و محصول تصمیم گرفته بهجای وعده سود ثابت و امکانات جانبی سنتی، روی اصل اصلی تمرکز کند، حفظ ارزش.
جالب اینجاست که فاصله جهان و ایران در این نقطه، از آنچه در ظاهر دیده میشود، کمتر شده است.
درجهان، بیمه زندگی سالهاست به سمت یونیتلینک، مدیریت ثروت و محصولات سرمایه محور رفته است.
درایران هم آمارها نشان میدهد که بخش اصلی حقبیمه زندگی، عملاً بیشتر جنبه پساندازی دارد تا صرفاً پوشش بیمهای.
یعنی مشکل ما فقط طراحی محصول نیست، مشکل اصلی، همراستا نبودن ساختار سنتی با ذهنیت تورمی بازار است.
مشتری ایرانی امروزه، از بیمه عمر فقط پوشش ریسک نمیخواهد و از آن یک نوع محافظت مالی میخواهد.
پس پاسخ به سؤال اصلی این گزارش، یک بله مشروط است.
بله، میتوان همزمان بیمه عمر داشت و ارزش دارایی را هم حفظ کرد، اما فقط به شرطی که محصول از ابتدا برای چنین هدفی طراحی شده باشد.
دراین مدل، بیمهگذار باید بداند که در برابر چه چیزی پوشش میگیرد، بازده او چگونه شکل میگیرد و چه چیزی را بهجای سود تضمینی یا وام سنتی میپذیرد.
درواقع، آینده بیمههای زندگی در ایران احتمالاً نه در تکرار نسخههای قدیمی، بلکه در همین نقطه تعریف میشود، جایی که بیمه از یک ابزار صرفاً حمایتی، به ابزاری برای ترکیب پوشش و حفظ ارزش تبدیل میشود.
و شاید مهمترین تغییر بازار هم همین باشد.
اینکه مشتری دیگر فقط نمیپرسد بیمه دارد یا نه؟ بلکه میپرسد آیا این بیمه میتواند ارزش پول من را هم نگه دارد؟