اختصاصی چابک آنلاین؛
محصولات صنعت بیمه تا چه میزان برای اقتصاد خانوار جمعیت سالمند کشور کارآمد است؟
تحولات جمعیتی معمولاً بیصدا اتفاق میافتند و هیچ روزی در تقویم وجود ندارد که در آن،جمعیت یک کشور، به صورت ناگهانی پیر شود یا یک جامعه وارد عصر سالمندی شود، اما مجموعهای از عوامل از جمله نرخ تولد، مرگ و میر و امید به زندگی، در نهایت چهره جمعیتی یک کشور را به آرامی دچار تغییر می کند.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، ایران نیز امروز در همین نقطه قرار گرفته است.
جمعیت کشور به حدود ۸۶ میلیون و ۹۱۲ هزار نفر رسیده است، در حالی که تعداد ولادتهای ثبتشده از یک میلیون و ۵۷ هزار و ۹۶۴ مورد در سال ۱۴۰۲ به ۹۷۹ هزار و ۹۲۹ مورد در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته، تعداد فوتهای ثبتشده از ۴۴۲ هزار و ۱۹۹ نفر به ۴۵۸ هزار و ۸۷۳ نفر افزایش یافته است.
این تغییرات ،در نگاه اول صرفاً چند عدد آماری به نظر می رسند، اما در واقع نشانه ورود تدریجی ایران به مرحلهای جدید از تحولات جمعیتی هستند.
بر اساس برآوردهای مرکز آمار ایران، سهم جمعیت ۶۵ سال و بیشتر که در سال ۱۳۳۵ تنها حدود ۴ درصد جمعیت کشور را تشکیل میداد، تا سال ۱۴۳۰ به حدود ۱۹ درصد خواهد رسید.
به بیان دیگر، کمتر از سه دهه دیگر تقریباً از هر پنج ایرانی یک نفر سالمند خواهد بود.
این پرسش اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند که تأمین مالی این جمعیت سالمند قرار است از چه مسیری انجام شود؟
بازار بیمههای زندگی در ایران طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی را تجربه کرده است.
حق بیمه تولیدی این رشته در سال ۱۴۰۳ به حدود ۶۲۳ هزار و ۸۸۱ میلیارد ریال رسید و سهم بیمههای زندگی از کل حق بیمه تولیدی بازار از ۱۴.۵ درصد در سال ۱۴۰۳ به ۲۳.۹ درصد در سال ۱۴۰۴ افزایش یافت.
همچنین در سال ۱۴۰۴ بیش از ۲ میلیون و ۷۳۰ هزار بیمهنامه زندگی صادر شد و تعداد نمایندگان تخصصی بیمههای زندگی از ۴۴ هزار و ۳۲۱ نفر در سال ۱۳۹۹ به ۵۹ هزار و ۱۳۰ نفر در سال ۱۴۰۳ رسید.
افزایش ضریب خسارت این رشته از ۴۵.۷ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۴۹.۱ درصد در سال ۱۴۰۲ و ۵۱.۴ درصد در سال ۱۴۰۳ نیز نشان میدهد که بیمههای زندگی بیش از گذشته وارد مرحله ایفای تعهدات خود شدهاند.
با این حال پرسش مهم اینجاست که آیا محصولات فعلی بیمه زندگی برای پاسخ به نیازهای نسل سالمند آینده کافی هستند؟
در سالهای اخیر بخش مهمی از تبلیغات بیمههای زندگی بر مفهوم سرمایهگذاری متمرکز شده است.
اما بسیاری از صاحبنظران صنعت بیمه معتقدند که نگاه صرفاً سرمایهگذاری به بیمه زندگی، نگاه کاملی نیست.
معصوم ضمیری، رئیس هیئتمدیره بیمه پاسارگاد، معتقد است که بیمه زندگی اساساً محصولی برای تأمین است نه سرمایهگذاری.
به اعتقاد وی، در اقتصادی که با نوسانات متعدد روبهروست، سرمایهگذاری میتواند کوتاهمدت یا متغیر باشد، اما نیاز به تأمین همواره بلندمدت است.
از این منظر، وظیفه اصلی بیمه زندگی نه کسب بازده بیشتر، بلکه پاسخ دادن به نیازهای آینده افراد و خانوادههاست، از تأمین هزینههای تحصیل فرزندان گرفته تا ازدواج، بازنشستگی و سالهای سالمندی.
ضمیری، بیمه زندگی را به کتوشلواری تشبیه میکند که باید متناسب با شرایط هر فرد دوخته شود، محصولی که برای یک خانواده مناسب است ممکن است برای خانوادهای دیگر هیچ تناسبی نداشته باشد.
این نگاه، بیمه زندگی را از یک محصول مالی صرف به ابزاری برای مدیریت آینده زندگی تبدیل میکند.
امادر دیگر کشورهای جهان چگونه به مسئله سالمندی پاسخ داده است؟
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، افزایش امید به زندگی باعث شکلگیری نسل جدیدی از محصولات بیمهای شده است.
در آمریکا، بیمههای موسوم به بیمههای طول عمر طراحی شدهاند تا برای افرادی که بیش از حد انتظار عمر میکنند، درآمد مستمر فراهم کنند.
در بریتانیا، بازار مستمریهای مادامالعمر و انتقال ریسک بازنشستگی طی سالهای اخیر دوباره رونق گرفته است.
در هلند نیز صندوقهای بازنشستگی و شرکتهای بیمه ای، ریسک طول عمر را در قالب معاملات چند میلیارد یورویی به بازارهای اتکایی منتقل میکنند.
وجه مشترک همه این کشورها یک نکته است، نگرانی از اینکه افراد در سالهای پایانی عمر با کمبود منابع مالی مواجه شوند.
با وجود شباهتهای جمعیتی، مسئله ایران دقیقاً مشابه کشورهای غربی نیست.
در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، افراد پس از بازنشستگی با کاهش هزینههای خانوار مواجه میشوند.
فرزندان مستقل میشوند و بخش مهمی از هزینههای زندگی کاهش مییابد.
اما درخانوادههای ایرانی و یا برخی از کشورهای دیگر، شرایط متفاوت است.
مسئولیت حمایت از فرزندان، کمک به اعضای خانواده و هزینههای درمانی سالمندی، فشار مالی بیشتری بر خانوارها وارد میکند.
از سوی دیگر، افزایش جمعیت سالمند و محدودیت منابع مالی دولتها باعث شده تا اتکای کامل به صندوقهای بازنشستگی پایه، راهحل پایداری برای آینده نباشد.
همانگونه که بیمه درمان تکمیلی به تدریج به بخش جداییناپذیر زندگی بسیاری از ایرانیان تبدیل شد، احتمال دارد در دهههای آینده بیمههای تکمیلی بازنشستگی و مستمری نیز به یکی از ضروریترین محصولات مالی خانوارها تبدیل شوند.
آیا صنعت بیمه آماده است؟
نشانههایی از این آمادگی در بازار دیده میشود.
برخی شرکتهای بیمه ای در سالهای اخیر محصولات مستمری و بازنشستگی تکمیلی را توسعه دادهاند، اما واقعیت این است که ابعاد چالش سالمندی بسیار بزرگتر از ظرفیت فعلی بازار است.
اگر سهم سالمندان کشور طی دو دهه آینده به حدود ۱۹ درصد برسد، صنعت بیمه ناچار خواهد بود محصولات متنوعتر، انعطافپذیرتر و متناسبتری برای نیازهای سالمندی طراحی کند.
شاید مهمترین درس تجربه کشورهای توسعهیافته این باشد که سالمندی تنها یک مسئله جمعیتی نیست، بلکه یک مسئله اقتصادی، اجتماعی و بیمهای است.
در چنین شرایطی نقش صنعت بیمه تنها فروش بیمهنامه نیست، بلکه مشارکت در ایجاد امنیت مالی بلندمدت برای میلیونها نفر است.
اگر روزی فرا برسد که همانگونه که امروزه، نبود بیمه درمان تکمیلی برای بسیاری از خانوارها نگرانکننده است، نبود بیمه مستمری و بازنشستگی تکمیلی نیز به یک دغدغه جدی تبدیل شود، صنعت بیمه باید از امروز برای آن آماده باشد.
شاید به همین دلیل باشد که آینده بیمههای زندگی در ایران را نباید صرفاً در بیمه فوت، اندوختهسازی یا حتی سرمایهگذاری جستوجو کرد.
آینده این رشته را باید در یک مفهوم کلیدی خلاصه کرد، «تأمین بلندمدت زندگی.» .
این دقیقاً همان نقطهای است که صنعت بیمه در دهههای آینده با آن سنجیده خواهد شد، اینکه تا چه اندازه توانسته است برای جامعهای که جمعیت سالمند آن آرامآرام بیشترمیشود، امنیت مالی پایدار ایجاد کند.