اختصاصی چابک آنلاین؛
صندوقهای طلا چگونه به یکی از مهمترین ابزارهای سرمایهگذاری در ایران تبدیل شدند؟
درسالهای اخیر، بازار سرمایه ایران شاهد یک تغییرات قابل توجه دراولویت های سرمایهگذاران خرد بوده است، جابهجاییای که در ظاهر با رشد صندوقهای سرمایهگذاری طلا دیده میشود، اما در عمق خود نشانهای از تغییر رفتار مالی جامعه در مواجهه با تورم است.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، اگر تا چند سال پیش بخش عمده سرمایههای خرد در قالب سپردههای بانکی، خرید فیزیکی طلا یا ورود مقطعی به بازار سهام مدیریت میشد، امروز بخشی از این جریان به سمت ابزارهای مالی مبتنی بر طلا حرکت کرده است، ابزارهایی که تلاش میکنند مزیت دارایی سنتی (طلا) را با مزیت بازار مالی (نقدشوندگی، شفافیت و حذف ریسک نگهداری) ترکیب کنند.
جهش AUM صندوق های طلا، به دهها همت
مهمترین نشانه این تغییر را میتوان در روند رشد دارایی تحت مدیریت (AUM) صندوقهای طلا مشاهده کرد.
براساس دادههای تجمیعی بازار، ارزش کل دارایی این صندوقها در سالهای اخیر با یک مسیر جهشی مواجه بوده است:
• حدود ۷۷ همت در یک مقطع از سال ۱۴۰۳
• افزایش به حدود ۹۲.۵ همت در پایان همان سال
• رشد به حدود ۱۰۶ همت در ابتدای ۱۴۰۴
• جهش به حدود ۱۶۳ همت در ادامه سال
• عبور از مرز ۴۰۰ همت در میانه دوره و رسیدن به بیش از ۶۰۰ همت در مقاطع جدیدتر
این اعداد،فارغ از نوسانات کوتاه مدت، یک پیام مشترک دارند،ورود سرمایه به صندوقهای طلا بهصورت تدریجی و خطی نبوده، بلکه به شکل موجی رخ داده است.
این الگومعمولاً دربازارهایی دیده میشودکه نقش انتظارات تورمی درتصمیمگیری سرمایهگذاران پررنگ است.
به بیان سادهتر، سرمایه زمانی وارد این ابزارها شده که نگرانی نسبت به آینده ارزش پول افزایش یافته و به دلیل جذابیت بازدهی نبوده است.
چرا طلا به زبان مشترک سرمایهگذاری تبدیل شد؟
برای درک رشد صندوقهای طلا، باید یک واقعیت رفتاری را در اقتصاد ایران در نظر گرفت، طلا در ذهن بخش بزرگی از جامعه، یک دارایی مالی پیچیده نیست، بلکه یک معیار ساده برای حفظ ارزش پول است.
درشرایطی که تورم سالهای اخیر در محدودههای بالا و پایدار قرار داشته، بخش مهمی از تصمیمهای مالی خانوارها ازبه دست آوردن صرف سود به سمت جلوگیری از کاهش قدرت خرید هم تغییر کرده است.
درچنین فضایی، طلا به دلیل سابقه تاریخی و ملموس بودن، نقش یک زبان مشترک اقتصادی را ایفا میکند.
اما مشکل اصلی طلا نیز همواره روشن بوده است، نگهداری فیزیکی، ریسک سرقت، دشواری نقد شوندگی در مقاطع خاص و هزینههای مبادله.
صندوقهای سرمایهگذاری طلا دقیقاً در همین نقطه وارد شدند، این ابزارها تلاش کردند طلا را از یک دارایی فیزیکی به یک دارایی مالی تبدیل کنند، بهطوری که سرمایهگذار بدون دراختیار داشتن فیزیکی طلا، در نوسانات قیمتی آن شریک شود.
درواقع، این صندوقها یک شکاف مهم را پر کردند، از یک طرف اعتماد ذهنی جامعه به طلا و از طرف دیگر نیاز به ابزار رسمی، شفاف و قابل معامله در بازار سرمایه.
روند رشد AUM صندوقهای طلا نشان میدهد که این بازار با یک الگوی رفتاری خاص مواجه بوده است.
برخلاف بسیاری از ابزارهای مالی که رشد تدریجی دارند، صندوقهای طلا در ایران در چند موج اصلی رشد کردهاند.
این موجها معمولاً همزمان با دورههایی شکل گرفتهاند که انتظارات تورمی افزایش یافته، نوسانات بازار ارز تشدید شده یا عدم اطمینان نسبت به سایر بازارهای دارایی بالا رفته است.
درچنین شرایطی، سرمایهگذاران خرد به جای تصمیمگیری بلند مدت، به سمت داراییهایی حرکت کردهاند که در ذهن آنها پناهگاه ارزش محسوب میشود.
نکته مهمتر این است که رشد صندوقهای طلا صرفاً یک پدیده مالی نیست، بلکه یک پاسخ رفتاری به شرایط اقتصاد کلان است.
درشرایط تورمی، افراد بیش از آنکه به دنبال بهینهسازی بازده باشند، به دنبال کاهش ریسک کاهش ارزش دارایی هستند.
به همین دلیل، ابزارهایی که بتوانند این دغدغه را پوشش دهند، حتی بدون وعده سود ثابت، مورد توجه قرار میگیرند.
درهمین چارچوب، صندوقهای طلا توانستهاند جایگاه ویژهای پیدا کنند، زیرا وابستگی مستقیم به یک دارایی قابل فهم دارند، شفافیت قیمتی بالاتری نسبت به طلای فیزیکی دارند و امکان ورود و خروج آسانتری فراهم میکنند.
شاید مهمترین تحول در خود صندوقهای طلا نبوده، بلکه در ذهنیت سرمایهگذار ایرانی رخ داده باشد.
به نظر می رسد که سرمایهگذار خرد، کمتر به دنبال ابزارهایی با سود ثابت و قابل پیشبینی است و بیشتر به سمت ابزارهایی حرکت میکند که با شرایط واقعی اقتصاد (بهویژه تورم) همراستا باشند.
این تغییر ذهنی، زمینه را برای رشد ابزارهای ترکیبی در بازار مالی فراهم کرده، ابزارهایی که تلاش میکنند میان حفظ ارزش دارایی و پوششهای مالی سنتی تعادل ایجاد کنند.
رشد صندوقهای طلا در ایران را نمیتوان صرفاً یک موفقیت بازار سرمایه دانست.
این رشد در واقع بازتاب یک واقعیت عمیقتر است، تغییر رفتار مالی جامعه در مواجهه با تورم.
جهش چندصد همتی این صندوقها نشان میدهد که سرمایهگذار ایرانی در حال بازتعریف مفهوم سرمایهگذاری از کسب بازده به سمت حفظ ارزش است و همین تغییر، احتمالاً مهمترین متغیری است که آینده بازارهای مالی و حتی صنعت بیمه در ایران را تحت تأثیر قرار خواهد داد، جایی که رقابت دیگر فقط بر سر سود نیست، بلکه بر سر اعتماد به حفظ ارزش دارایی شکل میگیرد.
این تغییر رفتار سرمایهگذاران، در ادامه میتواند پیامدهای مهمی برای سایر حوزههای مالی از جمله بیمههای زندگی داشته باشد، حوزهای که خود نیز در حال تجربه بازتعریف نقش سرمایهگذاری است.