اختصاصی چابک آنلاین؛
بانکها از ویترین BNPL ها کنار رفتند، لندتکها به بازیگری جدی تبدیل شدند
بازار BNPL در ایران، برخلاف ظاهر مدرن و دیجیتال آن، هنوز یک محصول یکدست و شفاف نیست، آنچه امروز زیر عنوان «الان بخر، بعداً پرداخت کن» دیده میشود، در عمل ترکیبی از اعتبار خرد مصرفی، وام آنلاین، اعتبار سازمانی و خرید اقساطی است.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، به همین دلیل، اگر بخواهیم دقیق حرف بزنیم، BNPL در ایران بیشتر از آنکه یک محصول مستقل باشد، به یک اکوسیستم اعتباری چندلایه تبدیل شده، اکوسیستمی که هدفش سادهکردن خرید و کاهش فشار پرداخت بر مصرفکننده است.
در این بازار، بانکها حذف نشدهاند، اما از صحنه اصلی فاصله گرفتهاند و آنچه کاربر میبیند اپلیکیشن است، نه بانک.
بانکها در بسیاری از مدلها پشت تأمین منابع، اعتبارسنجی یا خطوط اعتباری ایستادهاند، اما مالک رابطه روزمره با مشتری نیستند.
این لندتکها هستند که تجربه را میسازند، مسیر دریافت اعتبار را کوتاه میکنند و پرداخت را از یک فرایند بانکی به یک تجربه خرید تبدیل کردهاند، به بیان سادهتر، پول هنوز بانکی است، اما تصمیم خرید دیگر بانکی نیست.
بازیگران این بازار هم دقیقاً از همین زاویه معنا پیدا میکنند، اسنپپی، دیجیپی، تارا، کیپا، ازکیوام، داریک، تربپی، مینیپی، ثمینپی، دکترپی، زرینپلاس، داراکارت و اوانو، هرکدام در بخشی از این زنجیره فعالند.
بعضی در مصرف روزمره، بعضی در خرید کالا، بعضی در اعتبار سازمانی و برخی در مدلهای ترکیبی.
رقابت میان این بازیگران، رقابت بر سر «مالکیت تجربه خرید» است و فقط بر سر اعطای اعتبارنیست، هرکسی که بتواند اعتبار را سریعتر، سادهتر و بیاصطکاکتر به لحظه خرید بیاورد، سهم بیشتری از رفتار مصرف را در اختیار میگیرد.
از نظر اندازه، برآوردهای موجود نشان میدهد حجم اعتبار آنلاین و لندتکی در ایران در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۲۷ تا ۲۳۲ هزار میلیارد تومان رسیده است.
اما این عدد را نباید معادل BNPL خالص دانست، چون در آن وام آنلاین، تسهیلات دیجیتال بانکی، اعتبارهای سازمانی و مدلهای ترکیبی هم وجود دارد.
همینجا یکی از خطاهای رایج در تحلیل بازار شکل میگیرد: یکسان گرفتن BNPL با کل بازار اعتبار دیجیتال.
در ایران هنوز مرز مشخص و استانداردی میان این اجزا تعریف نشده و به همین دلیل، هر عددی بدون توضیح روششناسی میتواند تصویر غیر دقیقی بسازد.
دادههای اعلامشده از سوی بازیگران هم نشان میدهد که رقابت در این بازار واقعی و جدی است.
اسنپپی در سال ۱۴۰۴ از ۱۱ میلیون کاربر گفته، تارا ۸.۵ میلیون کاربر را گزارش کرده و کیپا نیز حدود ۳ میلیون کاربر را مطرح کرده است.
در همین حال، اسنپپی از سهمی حدود ۱۰ درصدی از هدف گذاری بازار خردهفروشی آنلاین ایران سخن گفته، عددی که اگرچه برای تحلیل نفوذ این بازیگر مهم است، اما نباید بهسادگی به کل بازار BNPL تعمیم داده شود.
چون «کاربر»، «تراکنش»، «حجم اعتبار» و «سهم بازار» چهار شاخص متفاوتند و یکی گرفتن آنها، گزارش را از دقت میاندازد.
دیجیپی هم مسیر متفاوتی را جلو برده است، اتصال به بانکها، ارائه کارت، کشبک و تمرکز بر دورههای اوج فروش که این بازیگر را به یکی از موتورهای تحریک تقاضا در لایه خرید تبدیل کرده است.
در مدل دیجیپی، BNPL فقط ابزار اقساطیکردن خرید نیست، بلکه ابزار فعالکردن تقاضا و نگهداشتن جریان خرید در بازار است.
این تفاوت مهمی است، چون نشان میدهد که بازار اعتبار دیجیتال در ایران از مرحله «فقط وام دادن» عبور کرده و وارد مرحله «مدیریت رفتار خرید» شده است.
تارا نیز در این میان جایگاه خاص خود را دارد.
این بازیگر بیشتر در لایه اعتبار سازمانی و مدلهای نیمهبانکی دیده میشود و از جنس مصرف روزمرهِ پرسروصدا نیست.
همین تفاوت، تصویر بازار را روشنتر میکند.
همه بازیگران BNPL ایران در یک زمین بازی نمیکنند، بعضی روی مصرف عمومی متمرکزشده اند ، بعضی روی شبکه پذیرندگان، بعضی روی سازمانها و بعضی روی ترکیب اعتبار و پرداخت.
اگر بخواهیم این بازار را در یک جمله جمع کنیم، باید گفت BNPL در ایران هنوز به بلوغ کامل نرسیده، اما دیگر از مرز تجربه آزمایشی عبور کرده است.
این بازار از مرحله معرفی گذشته و به میدان رقابت بر سر جریان مصرف رسیده است.
بانکها هنوز پشت صحنه هستند، لندتکها هنوز روی صحنهاند و کاربر هم در میانه این دو، دنبال سادهترین راه برای حفظ نقدینگی و انجام خرید است.
در چنین بازاری، برنده کسی است که فقط اعتبار بدهد نیست؛ برنده کسی است که لحظه خرید را در دست بگیرد.