اختصاصی چابک آنلاین؛
هزینه کرد بانک ها در فناوری به سختی به ۱۰ درصد از کل سرمایه گذاری های بانک ها خواهد رسید
آیین نامه بانک مرکزی شکل گیری نئوبانک های جدید با ترکیب سهام داری مستقل از بانک ها را تضعیف کرد
نظام بانکی درحال عبور از نقش سنتی واسطه مالی و رسیدن به جایگاه زیرساخت و پلتفرم خدمات مالی دیجیتال است،گذری که تنها با خرید فناوری های جدید محقق نمیشود و نیازمند بازنگری عمیق در مدل کسبوکار بانکها، نحوه تعامل آنها با استارتاپها و تغییر نگاه رگولاتور بازار به نوآوری است.
چابک آنلاین، حدیث اسماعیل زاده، ازیک سو مفهوم تحول دیجیتال ایجاب میکند تا بانک ها پیش از مکانیزه کردن فرآیندهای قدیمی،منطق و طراحی خدمات خود را برای دنیای دیجیتال بازتعریف کنند و به جای رقابت با کسب وکارهای نوآور، نقش شریک راهبردی و تسهیل گر را بر عهده بگیرند.
ازسوی دیگر، محدودیت های تنظیم گری، مرز باریک میان نوآوری و موج سواری فناورانه وچالشهای ناشی از ناشی از استفاده از دادههای عظیم مشتریان، مسیر این تحول را پیچیده تر کرده است.
برای بررسی این وضعیت گفتگویی با "سید محمدحسین سجادی نیری"،رئیس هیات مدیره انجمن سرمایه گذاری خطر پذیر ایران صورت گرفته که از نظر می گذرد.
چابک آنلاین:با توجه به اینکه نظام بانکی دربسیاری ازکشورها از یک «نهاد صرفاً واسطه مالی» به «پلتفرم ارائه خدمات مالی دیجیتال» درحال تحول است، به نظر شما مهمترین تغییری که بانکهای ایران باید در نگاه خود به نوآوری ایجاد کنند،چیست؟
سیدمحمدحسین سجادی نیری، رئیس هیات مدیره انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر ایران:نظام بانکی در بسیاری از کشورها از یک نهاد صرفاً واسطه مالی به سمت ارائهدهنده خدمات مالی دیجیتال در حال حرکت است،البته به نظر من این موضوع فقط مربوط به نظام بانکی نیست.
اساساً فین تک، یا در واقع نوآوریهای مالی به یک موضوع محوری برای شرکت های غیر IT هم تبدیل شده و نگاه غالب این است که کسبوکارهای بزرگ باید راهحلهای فینتکی، داشته باشند.
درپارادایمی که بانک های ایران با آن مواجه هستند،نوآوری در مدل کسبوکار باید در اولویت قرار بگیرد و بعد فناوریها و محصولات به سمت تسهیل و اجرایی شدن این نوآوری حرکت کنند.
همان مثال همیشگی که یک سازمان سنتی اگر صرفاً بخواهد فرآیندهای فعلیاش را paperless، مکانیزه و رایانهای کند، این لزوماً کمکی به سازمان نمیکند و حتی ممکن است فرآیندها طولانیتر یا پیچیدهتر هم شوند؛ چراکه اساساً این فرآیندها برای فضای دیجیتال طراحی نشده بودند.
بنابراین سازمانها قبل از حرکت به سمت استفاده از تکنولوژی و فناوری دیجیتال، باید به سمت تحول دیجیتال حرکت کنند.
درباره بانکها هم، ابتدا باید نگاه بانک ها نسبت به خدماتشان، فرآیندهایشان و سایر ابعاد فعالیتشان نوآورانه شود و براساس آن نوآوری و تحول دیجیتالی که اتفاق میافتد، فناوریها و محصولات جدید طراحی شوند.
چابک آنلاین: درسالهای اخیر مفاهیمی مانند بانکداری باز،فینتکها و اکوسیستمهای مالی دیجیتال بهعنوان موتورهای نوآوری در صنعت بانکداری مطرح شدهاند. از نگاه شما نقش بانکهای سنتی در این اکوسیستم چیست؟
سیدمحمدحسین سجادی نیری، رئیس هیات مدیره انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر ایران:کاری که بانکها بهدرستی میتوانند انجام دهند این است که به سمت ارائه خدماتی بروند که استارتاپها و کسبوکارهای نوآورانه بتوانند مبتنی بر آن خدمات، در قالب های نوآورانه خدمات جدید به مشتریان ارائه کنند،اما آنچه به نظر میرسد این است که رویکرد بانک مرکزی، سوق دادن بانکها به ارائه خدمات از صفر تا صد زنجیره و محدود کردن استارتاپها است.
برای مثال، وقتی آییننامه نئوبانک ها از سوی بانک مرکزی ابلاغ شد،عملاً نئوبانکها را وابسته به بانکها تعریف کرد، این نگاه که نئوبانک های جدیدی شکل بگیرند و ترکیب سهامداریشان مستقل از بانکها باشد و تمرکزشان بر ارائه خدمات نوآورانه باشد، تا حد زیادی تضعیف شد.
به نظر میرسد بانک مرکزی در ایران تا اینجا چنین رویکردی را از بین برده است.
درعمل نیز بسیاری از فضاهای نوآورانهای که در ایران شکل میگیرد، بعضاً خارج از چارچوب های تنظیمگری پیش میرود و معمولاً تنظیمگر از این تحولات عقب میماند.
یعنی ابتدا نئوبانک یا یک خدمت جدید ارائه میشود، بانکهای مختلف یا کسبوکارهای خلاق و استارتاپی وارد عرصه میشوند و اقداماتی انجام میدهند و بعداً رگولاتور متوجه این موارد میشود و معمولاً در این مرحله ترمز این کسبوکارها کشیده میشود.
به همین دلیل، معمولاً کسبوکارها در ایران حس مثبتی نسبت به رگولاتور و تنظیمگر ندارند.
در نهایت،بانکها بهتر است رهبری اکوسیستم را بر عهده بگیرند و نقش میانجی را ایفا کنند؛ به این معنا که با استفاده از سرویسهایی مانند Open Data و Open API، کسبوکارهای کوچکتر را با آن فضای چابک و روحیه نوآورانهای که دارند به مردم متصل کنند.
خود بانک ها نیز اصولاً در فضای دیجیتال و پس از تحول دیجیتال، بیشتر با کسبوکارهای استارتاپی طرف باشند، نه اینکه بخواهند بسیاری از نقشهای سنتی بانکها را مستقیماً در اکوسیستم خود بر عهده بگیرند.
بنابراین جمعبندی من این است که بهتر است بانکها بهعنوان شریک راهبردی استارتاپها عمل کنند.

چابک آنلاین:با توجه به محدودیتهای نظارتی درنظامهای بانکی، برخی معتقدند که نوآوری در بانکداری بیش ازآنکه مسئله فناوری باشد، مسئله حکمرانی و سیاستگذاری است. شما تا چه حد با این دیدگاه موافق هستید؟
سیدمحمدحسین سجادی نیری، رئیس هیات مدیره انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر ایران: نوآوری همواره در جایی بین دو نمودار قرار دارد که یک طرف آن تنظیمگری وطرف دیگر آن فناوری است.
حالا بسته به سیاست های تنظیمگری کشورها،این نقطه میتواند به بخش تنظیمگری نزدیکتر باشد یا به بخش فناوری.
به نظر می رسدکه در کشورهایی که نظام تنظیمگری پیشرفتهتری دارند، مسئله بیشتر فناورانه و نوآورانه است؛ یعنی تمرکز بر ارائه سرویسهایی که بتواند مردم را جذب کند و مشتری را در اختیار بگیرد اما در کشورهایی که نظام تنظیمگری سنتیتر است، مسئله بیشتر تنظیمگری و رگولیشن است.
عملاً بسیاری از استارتاپها و کسبوکارها این را مطرح میکنند که ارائه یک سرویس نوآورانهِ دارای اقبال، نوعی موج سواری بین فناوری و ارائه خدمت جدید از یک سو و سیاستگذاری و تنظیمگری از سوی دیگر است.
درکشور ما، موضوع تنظیمگری، موضوع جدیترو پررنگتری است و اساساً برای شرکتها در ارائه خدمات نوآورانه و بهویژه برای بانک ها مسئله غالب، مسئله تنظیمگری است.
چابک آنلاین:نوآوری دربانکداری بیشترباسرمایهگذاری سنگین در فناوری همراه است، اما همه این سرمایهگذاریها الزاماً به ارزش اقتصادی تبدیل نمیشوند،چگونه میتوان میان نوآوری واقعی و صرفاً «مدگرایی فناورانه» تمایز قائل شد؟
سیدمحمدحسین سجادی نیری، رئیس هیات مدیره انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر ایران: من با ابتدای سؤال شاید خیلی موافق نباشم.
یعنی نوآوری درمجموعههای بانکی لزوماً با سرمایهگذاریهای سنگین فناورانه همراه نیست.
نکته اینجاست که اگر به سرمایهگذاریهای بانکها و بنگاه های بزرگ کشور نگاه کنیم، هزینههایی که برای برخی موضوعات غیراولویتدار،فیزیکی و غیرفناورانه صرف میشود،خیلی وقتها ازسرمایهگذاری روی موضوعات فناورانه بزرگتر است.
اتفاقاً در نظام بانکی کشور ما، فیزیک، مثل ساختمان، دکوراسیون، امکانات اداری و مبلمان اداری، بعضاً گران قیمتتر از فناوری است و برای این موضوعات هزینههای بیشتری هم انجام میشود.
اگر به هزینههای فناوری بانکها و سرمایهگذاری آنها در این حوزه نگاه کنیم، فکر میکنم بهسختی به حدود شاید ۱۰ درصد کل سرمایهگذاریهای بانکها برسد.
البته این یک تخمین شخصی است و نیاز به بررسی دقیقتر دارد.
اما درباره بحث مدگرایی فناورانه،یکی از ملاکهای خوب برای تشخیص این موضوع،بررسی این است که بانک دقیقاً چه میزان از منابعش را به این حوزه اختصاص میدهد.
منابع صرفاً به معنای سرمایهگذاری مالی،پول یا بودجه نیست؛وقت مدیرعامل بانک، موضوعات مطرحشده در هیئت مدیره، توجه ادارات و معاونتهای مختلف بانک هم جزو منابع محسوب میشوند.
باید دید کمیته سرمایهگذاری بانک چه درصدی ازموضوعاتش به این مباحث اختصاص دارد، بانک چه ساختاری برای توجه به حوزه نوآوری و فناوری ایجاد کرده،چقدردراکوسیستم فناوری و نوآوری کشور ردپا و حضور دارد، وچه مکانیزمی طراحی کرده تا استارتاپ ها بتوانند به بانک مراجعه کنند و محصولات و ایدههای نوآورانهشان را ارائه دهند.
اینها نشان میدهد که آیا مدگرایی فناورانه درحال رخ دادن است یا واقعاً نوآوری یک دغدغه جدی برای بانک است.
چابک آنلاین:با گسترش فناوریهایی مانند هوش مصنوعی،تحلیل کلانداده و یادگیری ماشین، بانکها به حجم بیسابقهای از دادههای مشتریان دسترسی پیدا کردهاند.نوآوری مبتنی بر داده چه فرصتهایی برای بانکها ایجاد میکند؟
سیدمحمدحسین سجادی نیری، رئیس هیات مدیره انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر ایران: مجموعهای از ارزشمندترین دادههای قابل تصور در اختیار بانکهاست؛ دادههای مرتبط با هویت افراد، شبکه ارتباطاتی و خانوادگی آنها، ارتباطات شغلی و کسب و کاری شان و جزئیات مالی زندگی افراد.
نکته مهم این است که این دادهها با اعتماد کامل و خیال راحت در اختیار بانکها قرار داده شدهاند.
درشرایط فعلی و با پیشرفت فناوریهای دادهمحور، هوش مصنوعی و دادههای عظیم، بسیاری از اتفاقات در نظام بانکی دیگر پذیرفتنی نیست؛ موضوعاتی مثل تقلب، پولشویی و یا اختصاص منابع بزرگ بانکی به مشتریان خاص. این اتفاقات در شرایط امروز قطعاً قابل قبول نیستند و اتفاقاً دادهمحوری یک فرصت استثنایی عصر دیجیتال است که در اختیار بانکهاست.
طبیعتاًچالشهایی هم در حوزه حفظ حریم خصوصی به وجود میآید؛ از جمله اینکه بانکها محدوده استفاده از این دادهها را چگونه تعریف میکنند،مرز استفاده تجاری و کسبوکاری از دادهها کجاست و چارچوب اخلاقی درست برای در اختیار گذاشتن این دادهها به شرکای تجاری واستارتاپها و کسبوکارهای خلاق و فناورانه چگونه باید باشد.
این ها میتواند چالش های جدی برای بانکها ایجاد کند.
اما نگرانی از این چالشها نباید بانکها را به سمتی ببرد که از این ظرفیت استفاده نکنند یا آن را کنار بگذارند.
طبیعتاً تا زمانی که بانک بخواهد از این دادهها برای خودش استفاده کند، به نظر میرسد مجوزهای حداکثری را دارد؛ مجوزهایی که اساساً خودِ مشتریان آنها را در اختیار بانکها گذاشتهاند.