عملکرد ضعیف صنعت بیمه در مستندسازی حوادث بزرگ و انتقال درس آموخته های آن به نسل بعدی مدیران
در حالی که زلزله، سیل، آتشسوزیهای بزرگ صنعتی، شیوع کرونا و جنگ تحمیلی بر علیه کشور بر اقتصاد تاثیرگذار بوده اما، هنوز گزارشی جامع و نظاممند از عملکرد صنعت بیمه و نقش آفرینی آن در این حوادث در دسترس اهالی این صنعت و عموم قرار نگرفته است.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، هرکدام از این رویدادها، برای صنعت بیمه یک آزمون بزرگ است، آزمونی از توان فنی، ظرفیت مالی، کیفیت ارزیابی خسارت و میزان هماهنگی با دولت.
اما یک پرسش اساسی، سالهاست بیپاسخ مانده، آیا صنعت بیمه ایران از این آزمونها، گزارشهای مستند و درسآموختهای برای آینده تولید کرده است؟
پاسخ، حداقل در خروجیهای قابل مشاهده، چندان امیدوارکننده نیست.
پژوهشکده بیمه بهعنوان بازوی پژوهشی بیمه مرکزی، سالهاست که نشریات و اسناد مختلفی تولید میکند، از جمله، پژوهشنامه بیمه، یک مجله علمی-پژوهشی با دسترسی آزاد که مقالاتی در حوزههای، قیمتگذاری محصولات بیمهای، جداول مرگومیر و مدلهای اکچوئری و مسائل مالی و ریسک منتشر میکند.
اسناد پژوهشی و طرحهای تحقیقاتی و دهها سند با عناوینی مانند، بیمه و تغییر اقلیم، مطالعه تطبیقی بیمه شخص ثالث با دنیا و دیگر موضوعات ساختاری و کلان ثبت شده که این حجم از خروجی پژوهشی نشان میدهد که پژوهشکده از منظر تولید محتوا فعال است، اما وقتی بهدنبال مستندسازی حادثهمحور میگردیم یعنی گزارشهای رسمی و مفصل درباره یک حادثه مشخص مثل آتشسوزی پتروشیمی بوعلی، زلزله کرمانشاه، سیل گلستان و پاندمی کرونا تصویر کاملاً متفاوت میشود.
در این حوزه، آنچه بیشتر دیده میشود، مصاحبهها و خبرها در رسانههای عمومی و تخصصی، اظهارنظرهای پراکنده مدیران بیمهای درباره میزان خسارت یا مشکلات قانونی است.
اما کمتر سندی به چشم میخورد که بتوان از آن به عنوان یک پرونده مرجع درسآموخته برای صنعت بیمه نام برد، سندی که شرح دقیق حادثه، ساختار پوشش بیمهای، روند ارزیابی خسارت،تأخیرها، اختلافها، نقش و میزان کمک دولت و در نهایت، درسهای قابل تعمیم برای آینده را بهصورت نظاممند جمعبندی کرده باشد.
به زبان ساده، پژوهشکده بیمه مقاله زیاد دارد، اما مستندسازی حادثه کم دارد.
برای درک عمق این خلأ، کافی است چند حادثه بزرگ سالهای اخیر را کنار هم بگذاریم.
هرکدام از این رویدادها بهتنهایی میتوانست موضوع یک گزارش مفصل پژوهشی برای صنعت بیمه باشد.
آتشسوزی پتروشیمی بوعلی سینا؛ زنگ خطر بزرگ برای بیمههای انرژی
آتشسوزی پتروشیمی بوعلی سینا در تیر ۱۳۹۵، یکی از بزرگترین حوادث صنعتی سالهای اخیر بود.
برآوردهایی که در رسانهها منتشر شد، از حدود ۶۰ میلیون یورو خسارت (برآورد کارشناسان بیمه ایران) و ارقامی در حدود صدها میلیارد تومان زیان، خبر میداد.
این حادثه، از منظر بیمهای دستکم 5 محور مهم داشت، ساختار بیمهنامهها و پوششها ، نحوه تشکیل کنسرسیوم بیمهگران داخلی و اتکاییها، فرآیند ارزیابی خسارت در یک ریسک پیچیده صنعتی، زمان و شیوه پرداخت خسارت و تسویه با ذینفعان و درسهای آن برای بیمهپذیری صنعت پتروشیمی و ریسکهای انباشت.
در بسیاری از بازارهای دنیا، چنین حادثهای بیدرنگ تبدیل میشود به یک Case Study رسمی، گزارش مفصلی که برای سالها در آموزش مدیران ریسک و بیمهگران به کار میرود.
اما در ایران، آنچه بیشتر باقی ماند، چند خبر و مصاحبه بود، یعنی یک گزارش جامع که پژوهشکده بیمه یا صنعت بیمه گردآوری و منتشر کرده باشد، وجود ندارد.
زلزلههای بزرگ، از بم تا کرمانشاه
زلزلههای ویرانگر از بم تا کرمانشاه علاوه بر خسارت های جدی، از منظر بیمهای حامل چند واقعیت تلخ بودند، ضریب نفوذ پایین بیمههای اموال و زلزله، اتکای شدید به کمکهای دولتی و عمومی، سهم ناچیز خسارت بیمهشده از کل خسارت اقتصادی و آشکار شدن ضعفهای جدی درآگاهی بیمهای مردم، طراحی محصولات و سازوکارهای پرداخت سریع خسارت.
این زلزلهها میتوانستند زمینهساز تهیه گزارشهایی باشند مانند ارزیابی عملکرد بیمه در زلزله بم، درسهای بیمهای زلزله کرمانشاه برای توسعه بیمههای اجباری اموال با تحلیلهایی مثل نقش دولت در جبران هزینهها، موانع حقوقی و فنی در پرداخت خسارت و پیشنهاد اصلاحات در آییننامهها و محصولات، اما چنین گزارشهای درسآموخته، دستکم در دسترس عمومی و به شکل نظاممند، منتشر نشدهاند.
سیلهای فراگیر، محک جدی برای بیمه اموال و کشاورزی
سیلابهای گسترده در سالهای اخیر از گلستان تا خوزستان یک بار دیگر نشان داد که بخش بزرگی از اموال، تأسیسات و داراییهای مردم و بنگاهها بیمه نیستند، بیمه کشاورزی از نظر گستره و عمق پوشش با واقعیت ریسک فاصله دارد و دولت ناچار میشود نقش بیمهگر آخر را بازی کند و حجم قابلتوجهی از بار مالی را بر عهده بگیرد.
از منظر پژوهشی، این سیلها میتوانستند منبع دادهای ارزشمند برای تهیه اسنادی مانند،تحلیل عملکرد بیمه در سیل ۱۳۹۸ و پیامدهای آن برای طراحی بیمههای اجباری سیل، درسآموختههای بیمه کشاورزی از سیلابهای اخیر باشند.
اما بار دیگر، آنچه بیشتر دیده شد، آمارهای مقطعی و گزارشهای خبری بود، نه یک بسته تحلیلی جامع که به عنوان مرجع در دسترس صنعت قرار گیرد.
کرونا، یک آزمون جهانی برای بیمههای سلامت و وقفه در کسبوکار
پاندمی کرونا، یکی از مهمترین شوکهای ریسک در قرن حاضر بود.
در سطح جهانی، بحثهای جدی درباره پوشش یا عدم پوشش خسارتهای ناشی از تعطیلی کسبوکارها شکل گرفت، فشار بر بیمههای درمان و عمر افزایش یافت و موضوع توان مالی و سرمایهای بیمهگران در مواجهه با ریسکهای سیستمیک روی میز رگولاتورها قرار گرفت.
در ایران هم، کرونا میتوانست نقطه عطفی برای، بررسی کفایت محصولات درمان تکمیلی، سنجش فشار خسارت بر شرکتهای بیمه ای،تحلیل تعامل بیمه و دولت در هزینههای درمانی و بازطراحی بیمهنامهها برای ریسکهای پاندمی باشد.
با این حال، آنچه از منظر مستندسازی رسمی دیده میشود، بیشتر شامل چند پژوهش موضوعمحور (مثلاً درباره تأثیر کرونا بر اقتصاد یا رفتار بیمهای) و خبرها و مصاحبههاست و جای خالی یک گزارش جامع که بتواند هم برای شرکتهای بیمه ای و هم برای سیاستگذاران، مرجع تصمیمگیری باشد، خالی است.
صنعت بیمه ایران چرا مستندسازی نمیکند؟
اینکه حوادث اینچنین بزرگی، به گزارشهای نظاممند و مرجع تبدیل نمیشوند، تصادفی نیست و میتوان چند علت ساختاری برای این خلأ برشمرد.
ضعف فرهنگ و شفافیت، تهیه یک گزارش استاندارد درسآموخته مستلزم این است که دادههای واقعی درباره خسارت، پرداخت، تأخیرها، اختلافها و حتی ناکامیها روی میز بیاید، نقاط ضعف شرکتهای بیمه ای، بیمه مرکزی و حتی دستگاههای دولتی بهطور صریح و مستند ثبت شود و بپذیریم که در بسیاری از حوادث، پوشش بیمهای ناکافی بوده، پرداختها با تأخیر انجام شده یا طراحی محصول با ریسک واقعی تناسب نداشته است.
این سطح از شفافیت، در ساختار تصمیمگیری و فرهنگ مدیریتی شاید ریسک تلقی شود.
به نظر می رسد که اغلب این حوادث در سطح رسانهای و خبری مانده و به سطح تبدیل آن به یک مستند تحلیلی که بعدها بتواند مبنای مطالبهگری یا نقد قرار گیرد کشیده نشده است.
ساختار نهادی پژوهشکده بیمه از یکسو بازوی علمی و پژوهشی بیمه مرکزی و نهاد رسمی حاکمیت بیمهای است و از سوی دیگر، برای عملکرد خود به تعامل با شرکتهای بیمه ای و نهادهای دولتی نیاز دارد.
در چنین ساختاری، انتشار یک گزارش که در آن بهطور صریح ناکافی بودن نظارت، ضعف آییننامهها، یا عملکرد نامطلوب در یک حادثه خاص نقد شود با ملاحظات اداری همراه است.
نتیجه این میشود که پژوهشکده به سمت موضوعات کمخطرترو نظریتر میل میکند، موضوعاتی که کمتر مستقیماً عملکرد نهادهای مشخص را مورد نقد و بررسی قرار دهد.
از طرفی هم بخش عمدهای از تحقیقات پژوهشکده و سایر نهادهای علمی صنعت بیمه، موضوعمحور است، بیمه و تغییر اقلیم، اصلاح ساختار بیمه شخص ثالث، مدلهای قیمتگذاری و اکچوئری، این موضوعمحوری، درکل ایراد نیست، اما در عمل باعث شده تا حادثهها در دل پژوهشها گم شوند.
در حالی که در بسیاری از نظامهای پیشرفته، حادثههای بزرگ، خود بهعنوان Case Study مستقل تعریف میشوند و موضوعات مختلف در دل آنها بررسی میشود.
در بسیاری از کشورها، رگولاتور بیمه یا نهادهای بالادستی، شرکتهای بیمه و اتکاییها را موظف میکنند که بعد از حوادث بزرگ، گزارشهای مشخصی ارائه دهندو بخشی از این گزارشها، به صورت عمومی یا حداقل برای ذینفعان صنعت منتشر میشود.
در ایران، چنین الزام سیستماتیکی یا وجود ندارد یا بهقدر کافی جدی گرفته نشده است.
در نتیجه، مستندسازی به یک کار داوطلبانه علمی تبدیل میشود، نه یک وظیفه حرفهای و قانونی.
برای درک فاصله، باید به بیرون نگاه کنیم.
در بازارهای پیشرفته بیمه، هر فاجعه بزرگ بهنوعی به یک کتاب درسی تبدیل میشود.
در کشورهایی مانند آمریکا، ژاپن، آلمان، فرانسه و بریتانیا، بعد از زلزله، توفان یا سیلابهای شدید، نهادهایی مانند،رگولاتورهای بیمه (مانند NAIC در آمریکا، EIOPA در اروپا)، شرکتهای بیمه اتکایی بزرگ (مثل Munich Re، Swiss Re) و مؤسسات مدلسازی کاتاستروف گزارشهای جامع منتشر میکنند.
این گزارشها معمولاً شامل، برآورد خسارت کل اقتصادی و خسارت بیمهشده، تحلیل فاصله بین بیمهشده و بیمهنشده، عملکرد شرکتهای بیمه ای در پرداخت، نقش دولت و صندوقهای حوادث طبیعی و در نهایت، پیشنهاد اصلاحات مقرراتی و محصولی می شود.
این مستندات، صرفاً گزارش آماری نیستند، بلکه ابزار آموزش، برنامهریزی و طراحی محصول برای سالهای بعد میشوند.
بعد از کرونا، نهادهای بینالمللی مثل IAIS، OECD، EIOPA و اتحادیههای بیمهای، گزارشهای متعددی درباره، تأثیر کرونا بر بیمههای عمر، سلامت، وقفه در کسبوکار، فشار بر سرمایه و ذخایر، امکانپذیری طراحی بیمه پاندمی منتشر کردند.
همچنین بسیاری از بیمهگران بزرگ، به صورت مستقل، تجربه خود در پرداخت خسارت، تغییر رفتار بیمهگذاران و مشکلات تفسیر بیمهنامهها را بررسی و منتشر کردند.
نتیجه این فرایند مستندسازی گسترده، امروز در حال تبدیل شدن به ویرایش جدید شرایط عمومی بیمهنامهها، ایجاد مشارکتهای دولت-بیمهگر برای پوشش پاندمی و بازنگری در مدلهای ریسک سیستمیک است.
بازارهایی مانند لویدز لندن و بیمهگران تخصصی ریسک جنگ، بعد از هر بحران بزرگ Bulletinها، گزارشهای تحلیلی وMarket Report منتشر میکنند که در آن، وضعیت ریسک، تغییرات نرخ، ظرفیت پوشش و توصیههای عملی به بیمهگران و بیمهگذاران بهروشنی تبیین شده است.
این گزارشها، بر قیمتگذاری، استثنائات و حتی نوع قراردادهای اتکایی اثر مستقیم میگذارند.
اگر بخواهیم این وضعیت را در یک جمله توصیف کنیم، متوجه می شویم که در بسیاری از بازارهای پیشرفته، مستندسازی حوادث بزرگ بخشی از ژن صنعت بیمه است در حالی که در ایران، با وجود وقوع حوادث متعدد و وجود نهادی مانند پژوهشکده بیمه، این سنت هنوز بهطور جدی شکل نگرفته است.
اگر صنعت بیمه ایران بخواهد از حوادث آینده کمتر غافلگیر شود، باید از حوادث گذشته بهتر یاد بگیرد که این امر بدون مستندسازی اتفاق نمیافتد.
پژوهشکده بیمه میتواند و شاید باید مأموریت مشخصی در این حوزه بر عهده بگیرد مثل تأسیس یک واحد یا مرکز تخصصی با مأموریت، تهیه گزارشهای رسمی برای هر حادثه بزرگ ملی (زلزله، سیل، آتشسوزیهای بزرگ صنعتی و پاندمیهای اثرگذار بر بیمه) و تدوین این گزارشها بر اساس استانداردهای بینالمللی.
ویژگی این گزارشها می تواند، دادهمحور، فنی، صریح در بیان ناکامیها و حاوی پیشنهادهای عملی برای اصلاح مقررات، طراحی محصولات و بهبود فرآیندها باشد.
از طرفی هم بیمه مرکزی میتواند، شرکتهای بیمه ای را موظف کند که در حوادث بزرگ، دادههای مربوط به خسارتهای اعلامشده، پرداختشده، زمانبندی پرداخت و حجم خسارت بیمهنشده را در قالبی استاندارد به پژوهشکده ارسال کنند.
این دادهها، پس از تجمیع و تحلیل، در گزارشهای رسمی و در سطحی که استانداردها رعایت شود، منتشر شوند.
ضروری است که نتایج این گزارشها در بازنگری آییننامهها و دستورالعملهای بیمه مرکزی لحاظ شود، شرکتهای بیمه ای در طراحی یا اصلاح محصولات خود، موظف به ارجاع به این درسآموختهها شوندو این گزارشها به بخشی از محتوای آموزش مدیران میانی و ارزیابان خسارت تبدیل شود.
برای ارتقای کیفیت این مستندسازی، پژوهشکده بیمه میتواند با بیمهگران اتکایی بینالمللی، انجمنهای حرفهای و نهادهای پژوهشی خارجی همکاری کند تا استانداردهای مستندسازی حوادث و مدلسازی خسارت را بومیسازی و اجرا کند.
صنعت بیمه، ذاتاً صنعت یادگیری از بحرانهاست و هر حادثه، اگر به سند تبدیل نشود، بهتدریج در حافظه های مدیران و دست اندرکاران کمرنگ میشود.
از آتشسوزی بوعلی، تا زلزلههای ویرانگر، سیلابهای ملی، پاندمی کرونا و ریسکهای نوظهور، در هر مرحله، این فرصت وجود داشت که پژوهشکده بیمه و صنعت بیمه یک قدم به استانداردهای جهانی نزدیکتر شود و از دل بحران، کتاب درسی بسازد،
اما اغلب، به چند خبر، چند مصاحبه و چند پژوهش موضوعمحور بسنده شد.
شاید وقت آن رسیده که صنعت بیمه ایران، یک سؤال ساده اما اساسی را از خود بپرسد:
اگر امروز یک مدیر جوان بیمه بخواهد بداند در حادثه بوعلی، در زلزله، در سیل، در کرونا و در بحرانهای اخیر چه کردیم و چه باید میکردیم، آیا میتوانیم او را به یک گزارش مستند، یک پرونده درسآموخته ارجاع دهیم؟