اختصاصی چابک آنلاین؛
چه عواملی درشکل گیری رشد ۱۲۴ درصدی بازار بیمه موثر بوده است؟
بررسی عملکرد سه ماهه نخست سالجاری صنعت بیمه نشان میدهدکه برای فهم بازار بیمه،دیگر نمیتوان حقبیمه، خسارت و سهم بازار را جدا از مدل محصول و نحوه ثبت عملیات خواند.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، درنگاه اول، آمار سهماهه نخست امسال یک تصویر روشن از بازار بیمه را ارائه میدهد، حق بیمه تولیدی به شکل قابل توجهی افزایش یافته و صنعت نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد بالایی را تجربه کرده است.
اما وقتی اعداد دقیقتر کنار هم قرار میگیرند،داستان کمی پیچیدهتر میشود.
رشد بازار فقط به این معنا نیست که شرکتهای بیمه ای بیشتر فروختهاند.
همزمان با افزایش حقبیمه،خسارت نیز رشد کرده،سهم بازیگران مختلف تغییرکرده ودر برخی مدلهای جدید بیمهای، حتی نحوه محاسبه شاخصهایی مانند نسبت خسارت با بیمهنامههای متعارف یکسان نیست.
به همین دلیل، شاید سؤال اصلی درباره آمار سهماهه نخست این نباشدکه «بازار چقدر رشد کرده است؟»
بلکه این باشد که این رشد دقیقاً از کجا آمده و اعداد فعلی صنعت تا چه اندازه توان توضیح آن را دارند؟
حقبیمه تولیدی صنعت بیمه در سهماهه نخست ۱۴۰۵ به حدود ۳,۷۲۳ هزار میلیارد ریال رسیده، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته حدود ۱,۶۵۹ هزار میلیارد ریال بود.
به این ترتیب، حجم حقبیمه تولیدی حدود ۱۲۴.۴۵ درصد افزایش یافته است.
این رشد در نگاه اول بسیار بزرگ به نظر میرسد، اما برای تحلیل آن باید یک سؤال ساده را مطرح کرد.
آیا همه این رشد ناشی از افزایش واقعی حجم عملیات بیمهای بوده است؟
پاسخ را نمیتوان تنها ازرقم حقبیمه فهمید.
تغییرترکیب پرتفوی،رشدرشتههای خاص، تغییر نرخها، افزایش ارزش داراییهای پایه برخی محصولات و توسعه مدلهای جدید فروش میتوانند همگی روی رقم نهایی حق بیمه اثر بگذارند.
بنابراین رشد ریالی حقبیمه،یک شاخص مهم است، اما به تنهایی معادل رشد تعداد مشتری،تعداد بیمهنامه یا حتی رشد متناسب فعالیت عملیاتی صنعت نیست.
وقتی سهم بازار کم میشود اما فروش بیشتر میشود
یکی ازنکات قابل توجه درمقایسه دو دوره، تغییر سهم بازار است.
ممکن است سهم یک شرکت ازکل بازار کاهش پیدا کند،اما حق بیمه تولیدی همان شرکت همچنان افزایش یافته باشد.
این تناقض ظاهری در واقع تناقض نیست.
اگریک شرکت حقبیمه خود را مثلاً ۷۰ درصدافزایش دهد،اما کل بازار بیش از ۱۲۰ درصد رشد کند، سهم آن شرکت از بازار کاهش خواهد یافت، حتی اگر فروش ریالی آن افزایش پیدا کرده باشد.
بنابراین کاهش سهم بازار را نباید بهصورت خودکار معادل کاهش فروش یا افت عملکرد دانست.
این تفکیک ساده،یکی ازتفاوتهای مهم میان«خواندن جدول سهم بازار»و«تحلیل جدول سهم بازار» است.
دربازارهایی که رشد آنها بالاست،ممکن است یک شرکت همزمان دو اتفاق را تجربه کند:
فروش بیشتر + سهم کمتراز بازار.
و برای فهم این وضعیت باید هر دو عدد را کنار هم دید.
مسئله مهمتر اما این است که خسارت با چه سرعتی رشد کرده است؟
اگر حقبیمه را یک طرف معادله بگذاریم،طرف دیگر خسارت است.
رشد خسارت درصنعت نیزقابل توجه بوده و همین موضوع باعث میشود تا بررسی نسبت خسارت اهمیت بیشتری پیدا کند.
اما حتی اینجا هم یک تله تحلیلی وجود دارد.
وقتی میگوییم نسبت خسارت افزایش یافته، اولین برداشت معمول این است که شرکت بیمه تعهدات بیشتری پرداخت کرده و در نتیجه عملکرد فنی ضعیفتر شده است.
دربسیاری از بیمهنامههای متعارف، این برداشت میتواند نقطه شروع مناسبی برای تحلیل باشد.
اماآیا برای تمام انواع بیمهنامهها همین منطق برقرار است؟
پاسخ لزوماً مثبت نیست.
یک عدد ثابت برای مدلهای متفاوت بیمهای؟
درسالهای اخیر، مدلهای جدیدی از بیمههای زندگی و محصولات اندوختهدار توسعه پیدا کردهاند، محصولاتی که درآنها ارتباط بیمهنامه با یک دارایی یا سازوکار سرمایهگذاری،رفتارمالی قرارداد را با بیمهنامههای سنتی متفاوت میکند.
اینجا یک نکته حسابداری اهمیت پیدا میکند،ثبت برداشت از اندوخته در حسابهای خسارت الزاماً به این معنا نیست که همان مبلغ به عنوان زیان بیمهگر یا خروج نقدی ناشی از خسارت اتفاق افتاده است.
برای درک سادهتر موضوع، فرض کنیم بیمهگذار ۱۰۰ واحد وارد یک بیمهنامه اندوختهدارکرده و طی دوره ۸۰ واحد بازده ایجاد شده است.
اگر در پایان دوره ۱۷۰ واحد از اندوخته برداشت شود، ممکن است کل این برداشت در محاسبات مربوط به خسارت منعکس شود.
درنتیجه، نسبت خسارت میتواند عددی بسیار بزرگ نشان دهد،درحالیکه بخش قابل توجهی از مبلغ برداشتشده، اصل اندوخته و بازده ایجاد شده برای بیمهگذار است.
درچنین شرایطی، مقایسه مستقیم این نسبت با نسبت خسارت یک بیمهنامه متعارف میتواند تصویر دقیقی ارائه نکند.
مسئله اینجا درست یا غلط بودن عدد نیست.
عدد میتواند کاملاً درست ثبت شده باشد، اما برداشت ما از آن عدد اشتباه باشد.
مسئلهای که صنعت بایدبرای آن پاسخ روشن داشته باشد.
گسترش محصولات جدید یک سؤال جدی برای نظام آماری و نظارتی صنعت بیمه ایجاد میکند.
آیا شاخصهایی که سالها برای سنجش عملکرد بیمهنامههای متعارف استفاده شدهاند،بدون هیچ تعدیلی برای مدلهای جدید نیز قابل استفادهاند؟
اگر ماهیت جریان مالی یک محصول با بیمهنامههای سنتی متفاوت باشد، شاید لازم باشد که درکنار نسبت خسارت فعلی، شاخصهای مکملی نیز ارائه شود.
برای مثال،تفکیک میان خسارت ناشی ازتعهد بیمهای، برداشت ازاندوخته،اصل وجوه متعلق به بیمهگذار، بازده ایجاد شده برای بیمهگذار و جریان نقدی واقعی خارجشده از منابع بیمهگر، میتواند تصویر دقیقتری ازعملکرد اقتصادی یک محصول ارائه کند.
این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که سهم محصولات جدید در ترکیب بازار افزایش پیدا میکند.
رشد حقبیمه، رشد واقعی یا تغییر ترکیب؟
یک سؤال دیگر نیز در دل آمار سه ماهه نخست وجود دارد.
وقتی حقبیمه تولیدی صنعت بیش از دو برابر شده، چه میزان ازاین افزایش ازرشد واقعی تعداد بیمهنامهها آمده و چه میزان ناشی از تغییر ترکیب محصولات، ارزش قراردادها یا رفتار رشتههای خاص بوده است؟
برای پاسخ به این سؤال، تنها جدول حقب یمه کافی نیست.
باید تعداد بیمهنامه، تعداد بیمه شده، متوسط حقبیمه هربیمهنامه، ترکیب رشتهها و درصورت امکان ارزش و ماهیت تعهدات نیز کنار هم قرار بگیرند.
این همان جایی است که یک گزارش آماری میتواند به یک گزارش اقتصادی تبدیل شود.
بازار بیمه در حال تغییر است، ابزار اندازهگیری هم باید تغییر کند
آمار سهماهه نخست سالجاری یک پیام روشن دارد، صنعت بیمه در حال رشد است، اما این رشد یکدست نیست.
سهم بازار در حال جابهجایی است، سرعت رشد حقبیمه و خسارت در همه بخشها یکسان نیست و مدلهای جدید بیمهای نیز درحال ایجاد اعداد و نسبتهایی هستند که ممکن است با معیارهای سنتی بهسادگی قابل تفسیر نباشند.
بنابراین شاید یکی از مهمترین نیازهای صنعت بیمه در مرحله بعد، فقط افزایش فروش یا توسعه محصولات جدید نباشد، بلکه بازطراحی شیوه خواندن دادهها نیز باشد.
چون در نهایت، یک عدد میتواند کاملاً درست باشد و با این حال، اگر ندانیم پشت آن چه اتفاقی افتاده،نتیجهگیری ما کاملاً اشتباه از آب دربیاید.
بازار بیمه بزرگتر شده، اما خود عددها همه داستان را نمیگویند.