اختصاصی چابک آنلاین؛
بانک ها محافظه کارترین نهادهای مالی هستند
عمده ورود بانک ها به حوزه های سرمایهگذاری خطرپذیرنمایشی است
تحول دیجیتال درنظام بانکی ایران وارد مرحلهای شده که درآن، نوآوری دیگر یک انتخاب حاشیهای نیست بلکه به بخش اصلی استراتژی رشد تبدیل شده است.
چابک آنلاین، مجید میرزاحیدری، درچنین فضایی،بانک ها با توسعه بازوهای سرمایهگذاری جسورانه و ایجاد مدلهای CVC بهدنبال رویکردی فراتر از تزریق سرمایه هستند.
این ساختارها تلاش میکنندتا ظرفیت استارتاپ ها را به زنجیره ارزش بانک پیوند دهند؛ازبهبود تجربه مشتری و کاهش هزینههای عملیاتی گرفته تا توسعه بازار، خلق سرویسهای فناورانه و شکلدادن به مدلهای جدید درآمدی.
امروز نقش CVCها تنها تأمین مالی نیست، بلکه تبدیلشدن به شریک نوآوری و بازوی خلق ارزش برای سازمانهای بزرگ است، نقشی که میتواند آینده همکاری میان بانکها وکسبوکارهای فناوریمحور را بازتعریف کند و مسیر جدیدی برای بلوغ اکوسیستم نوآوری کشور بسازد.
برای بررس ابعاد این موضوع گفتگویی با "علی اخوان بهابادی"، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت صورت گرفته که از نظر می گذرد.
چابک آنلاین: لطفاً در ابتدا درباره شرکت تکنوتجارت توضیح دهید.
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت: تکنوتجارت یکی از شرکت های تابعه بانک تجارت بوده که با مأموریت فعالیت در حوزه نوآوری در سال ۹۸، یعنی حدود شش سال پیش، ایجاد شد.
مهمترین کاری که در تکنوتجارت انجام می شود، سرمایهگذاری خطرپذیر است.
بانک تجارت احساس کرد که حوزه کسبوکارهای فناورانه و مدلهای بیزینسی جدیدی که مبتنی بر فناوری شکل میگیرند و ما آنها را استارتاپ مینامیم، یک زمینه بسیار فرصت زا برای بانک است و باید آن را دنبال کند.
واقعیت این است که در بین بانک های کشور، بانک تجارت ازنظر من یکی از سه بانک پیشرو در این حوزه بوده است.
بانک تجارت در سال ۹۸ تصمیم گرفت شرکتی مستقل و تخصصی برای این موضوع تأسیس کند.
تا امروز نیز چه در حوزه سرمایهگذاری خطرپذیر و چه در حوزههای مختلف دیگر، فعالیت های گستردهای انجام شده و امروز با پورتفویی شامل ۱۰ کسبوکار مواجه هستیم که بانک تجارت در آنها سهام دارد.
اکنون ۱۰ شرکت فعال در این مجموعه وجود دارد؛ ما در همه آنها سهامدار اقلیت هستیم و در عمده آنها یک عضو هیئت مدیره داریم.
این مدل دقیقاً همان سبک سرمایهگذار خطرپذیر است که سهامداری اقلیت دارد وهدف اصلی آن برای بانک، موضوع نوآوری و توسعه کسبوکار بوده است.
گاهی ورود به این حوزه با نگاه صرفاً سرمایهگذاری انجام میشود، اما بانک تجارت نگاه VC نداشته، بلکه نگاه CVC داشته است.
تفاوت VC و CVC این است که VC یک Venture Capital است، اما CVC یا Corporate Venture Capital یعنی یک سازمان بزرگ فعالیت Venture را در جهت تکمیل زنجیره ارزش خودش انجام میدهد، نه اینکه صرفاً بگوید من مستقل میروم سرمایهگذاری میکنم.
بنابراین نگاه ما در تکنوتجارت تکمیل زنجیره ارزش گروه بانک تجارت بوده است.
این تکمیل زنجیره ارزش میتواند ازطرق مختلف اتفاق بیفتد:ممکن است یک کسبوکار بخشی ازکار بانک را انجام دهد، ممکن است باعث کاهش هزینه شود، ممکن است توسعه بازار ایجاد کند، یا منجر به ارائه یک محصول جدید شود؛ ما همه این موارد را تجربه کردهایم.
چابکآنلاین:دربحث سرمایهگذاری خطرپذیر،ورودخوبی روی شرکتها داشتید اما آیا از نظر اقتصادی روی بازدهی و بازگشت سرمایه محاسبه خوبی صورت گرفته است؟
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت: بهطور کلی در فضای استارتاپی یکی دو ویژگی مهم وجود دارد.
اولین ویژگی این است که ریسک بسیار بالاست؛ یعنی احتمال شکست یک کسبوکار از احتمال موفقیت آن بیشتر است،این نکته بسیار مهمی است.
بنابراین اگر یک پورتفوی Venture Capital داشته باشیم و ببینیم که از ۱۰ کسبوکار،پس از سه سال ۵ تای آنها موفق شدهاند، این عملکرد موفقیتآمیز محسوب میشود؛ چون در عرف سرمایهگذاری استارتاپی، پنج شکست و پنج موفقیت عملکرد قابل قبول وخوبی است. این عرف کاملاً متفاوت با عرف بورسی یا شرکتهای بالغ است.
نکته دوم این است که کسبوکارهایی که موفق هستند، به ویژه در سالهای اولیه، بیشتر Capital Gain میدهند؛ یعنی ارزش سهام شان بالا میرود،نه اینکه سود نقدی بدهند.
بنابراین در سالهای اولیه نباید از یک استارتاپ انتظار سود دهی داشت.بازگشت سرمایه ازمحل سودسهام معمولاً مناسب نیست و خیلی نمیتوان چنین انتظاری داشت.
در مجموع ما در پورتفوی کسبوکارها مدل های شکستخورده داریم، کسبوکار ضعیف داریم و کسبوکار خوب هم داریم؛ ما ترکیبی از همه اینها را داریم اما بازده در حالت عادی بیشتر از محل بالا رفتن ارزش سهام ایجاد میشود تا سود نقدی.
اما در سرمایهگذاری استارتاپی، سود از دو محل میآید: یا از سود نقدی یا از بالا رفتن ارزش سهام.
اگرامروز ارزش سهام به ۱۰۰ میلیارد تومان رسیده باشد، یعنی صد درصد بازده داشتهام.
مدل اصلی سودآوری در کسبوکارهای استارتاپی این است که سهام را امروز میخرید و بعد از سه یا پنج سال میفروشید و سود اصلی را آنجا میگیرید.
چابکآنلاین: VCهایی که به نهادهای بزرگ وابستهاند معمولاً محافظهکاری در رفتارشان دیده میشود. آیا VCهای وابسته به بانکها از این محافظهکاری جدا میشوند یا همان روحیه در آنها هم موج میزند؟
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت : این موضوع متفاوت است.
وقتی شما VC وابسته به یک شرکت یا سازمان بزرگ هستید، یعنی CVC هستید، نگاه تان فرق میکند.
تمام سود شما در CVC صرفاً از محل بازده سرمایهگذاری تعریف نمیشود.
ممکن است یک سرمایهگذاری انجام دهید که هیچ بازده مالی نداشته باشد، اما محصولی که آن کسبوکار توسعه داده، وارد سازمان مادر شود و اثر عملیاتی ایجاد کند.
همان اثر برای من نوعی سود است و دیگر بازده مالی سرمایهگذاری، معیار اصلی محسوب نمیشود.

بنابراین در CVC دو نقطه بهرهبرداری داریم:
اول خود سرمایهگذاری،دوم اثری که آن کسبوکار در زنجیره ارزش سازمان مادر میگذارد.
گاهی این اثر دومی بسیار مهمتر است.
امروز ما کسبوکاری داریم که فقط به دلیل اینکه با بانک کار میکند و بانک از خدماتش راضی است، حتی با وجود نداشتن بازده مالی خاص، بانک نه تنها نمیخواهد آن را رها کند بلکه میگوید اگر ۲۰ درصد سهام داری، باید ۳۵ درصدش را داشته باشی و حاضر است پول بدهد تا سهامش را افزایش دهد؛ چون آن کسبوکار اثر نوآورانه، توسعه بازار و محصول برای بانک ایجادکرده است.
درموردمحافظهکاری،بانکها شایدمحافظهکارترین نهادهای مالی هستند. اساساً ریسک نمیکنند؛ ریسک ناپذیری در ذات بانک هاست، حالا وقتی وارد فضای ریسکپذیر میشوند، این دو با هم نمیخوانند. همه چیز بستگی به نوع جانمایی و طراحی ساختار دارد چون بانک ها ذاتاً بروکراتیک اند.
درهیچ حالتی نمیتوان انتظار داشت یک VC بانکی مثل یک VC مستقل بیرونی رفتار کند.
قطعاً فرآیندهای تصمیمگیری و سرمایهگذاری در VC بانکی سختتر است اما اینکه چقدر سختتر باشد یا چقدر محافظهکاری در آن وجود داشته باشد، بستگی به طراحی ساختار دارد؛ اینکه تصمیمگیری چقدر از بانک مستقل یا کاملاً به بانک وابسته باشد.
چابکآنلاین:برخی بانکها درانتصاب مدیران هلدینگها به مدیران جوان و ریسکپذیر اعتماد میکنند و کارها شتاب میگیرد، اما برخی دیگر چنین نیستند و مدیران کمریسک را انتخاب میکنند.چقدر این موضوع ملموس است؟
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت : قطعاً این صحبت درست است.
این نگاه مدیران بانک در انتصاب مدیران چه مدیر هلدینگ و چه مدیر شرکتهای زیرمجموعه و حتی در میزان حمایتی که بعداً ارائه میکنند، کاملاً نمود دارد.
امروزه در بانک تجارت، مدیریت ارشد بانک از هلدینگ و از تکنوتجارت انتظار فعالیت، جسارت و انجام کار های بزرگ دارد.
اینکه ما چقدر موفق هستیم یا نیستیم را من خودم نمیخواهم قضاوت کنم، اما میگویم این انتظار از ما در مدیریت امروز بانک وجود دارد.
اما واقعیت این است که شما ساختار دارید، فرآیند دارید، بدنه بانک را دارید و طبیعتاً در مسیر کار با موارد مختلف مواجه میشوید؛ خاصیت کار همین است.
قطعاً اگر طراحی هلدینگ به گونه ای باشد که ساختار، فرآیند و افرادش با نگاه غیرجسورانه، نگاه حفظ وضع موجود یا مدیریت دولتی اداره شوند، به نتیجه نمیرسد.
سرمایهگذاری خطرپذیر جسارت میخواهد و این جسارت باید در سلسله تصمیمگیری وجود داشته باشد.
امروز از نظر نیروی انسانی، این جسارت در بانک تجارت وجود دارد، اما فرآیندها همچنان جای بهبود دارند.
چابکآنلاین: در سالهای اخیرعمده بانک هاوارد حوزه سرمایهگذاری خطرپذیر شدهاند،آیا این ورودها بیشتر استراتژیک و جسورانه است یا نمایشی؟
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت: عمده ورودها نمایشی است و برای همین بعد ازمدتی تمام میشود،با تغییر مدیران یا به دلیل اینکه نتیجهای نمیگیرند، رها میشود.
بسیاری ازاین ورودها از سر خوش بینی یا امیدواری مفرط است؛ اینکه آنجا ما هم باید باشیم شاید اتفاقی بیفتد.
برخی ورودها هم واقعگرایانه نیستند و بر پایه امیدواری غیرواقعی است؛ عدهای فکر میکنند یک راهکار جدید قرار است بسیاری از مسائل را بهسادگی حل کند، اما وقتی کمی جلو میروند با سختی واقعیت مواجه میشوند.
البته بخشی از ورودها، ورودهای آگاهانه است وامروز اگر با آنها صحبت کنید، یک خروجی واقعی گرفتهاند.
دربانک تجارت، ورود ما ورود کاملا آگاهانه بوده است. نشانش هم این است که مدیریت ارشد بانک، تکنوتجارت را مؤاخذه میکند و میگوید من این انتظارات را دارم و شما باید برآورده کنید؛ یعنی دنبال گسترش و توسعه فعالیت است و این روند اصلاً نمایشی نیست.
از ۱۰ کسبوکار موجود در پورتفوی ما، حداقل ۵ کسبوکار با بانک کار میکنند.
کارکردن با بانک اصلاً آسان نیست. اولاً بانک یک سازمان بزرگ است و بزرگی یعنی سلسله مراتب و فرآیند.
ثانیاً حتی سادهترین موارد در بانک پیچیدهتر است؛ مثلاً در شرکتهای عادی چکها دو امضا دارند، اما در بانک نامههای اداری عادی هم دو امضا دارند؛ یعنی سطح مراقبت ذاتاً بالاست.
مذاکره تا نهایی شدن قرارداد ممکن است یک سال طول بکشد و این زمان دربانک اصلاً عجیب نیست. با این حال ما در پورتفو ۱۰ کسبوکار داریم که ۵ تای آنها با بانک کار میکنند.
چابکآنلاین: بعد از مدتی مشاهده میشود که شرکت های استارتاپی خلاق و جسور، تبدیل به بازوی برونسپاری بانکها میشوند. آیا این موضوع آنها را از مأموریت اصلیشان باز نمیدارد؟
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت: بانک مجموعهای از پیمانکاران دارد که کارهای برون سپاری را انجام میدهند؛ بخشی از این پیمانکاران هم شرکت های فناوری اطلاعات هلدینگ بانک هستند اما ما استارتاپ را به عنوان پیمانکار وارد نمیکنیم.
ما با استارتاپ، کسب وکارتعریف میکنیم، محصول جدید طراحی میکنیم، کار جدید تعریف میکنیم؛ و استارتاپ نیز از این مسیر منتفع میشود و رشد میکند و بعد میتواند در بازارهای خارج از بانک هم توسعه پیدا کند.
فرق استارتاپ با پیمانکار فناوری اطلاعات این است که در استارتاپ، نوآوری و ایده متعلق به خود استارتاپ است و اوشریک توسعه محصول است، بنابراین ما صرفاً برونسپاری محصول نداریم؛ما کار بیزینسی مشترک تعریف میکنیم.
چابکآنلاین:باتوجه به شرایط امروز،چطور میتوان اکوسیستمهایی را که هیجانی وارد میشوند، از کسانی که در فضای واقعی کسبوکار فعالیت میکنند، تفکیک کرد؟
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت:هرچه دانش و آگاهی بیشتر باشد و اتکا به آگاهی و دانش صورت بگیرد، تحلیل و قضاوت دقیقتر است.
وقتی میگوییم مدمحور،یعنی من تحت تأثیر فضایی قرار میگیرم که در بیرون شکل گرفته؛ نه اینکه خودم دانش داشته باشم.
مثلاً یکی میگوید چون همه جا درباره هوش مصنوعی یا بلاکچین صحبت میشود، پس باید ورود کرد اما اگر خودم آگاهی داشته باشم یا به افراد متخصص اتکا کنم، دچار فریب نمیشوم.
این موضوع بستگی مستقیم به بلوغ و سطح درک مدیریت دارد.
کسی ممکن است فکر کند بلاکچین قرار است تمام دنیا را متحول کند و هرکس خلاف این بگوید اشتباه می کند.
این نگاه، مدمحور است. اما کسی که بلاکچین را بشناسد و واقعگرا باشد، متوجه میشود واقعیت به این شکل نیست.
درفضای نوآوری هیچ چیز تکراری نیست؛ هر چیز جدیدی که مطرح میشود، با آزمون و خطا و پرداخت هزینه همراه است.
شما تجربه میکنید تا بفهمید در نهایت این نوآوری کجا میتواند برای شما کارکرد واقعی داشته باشد. این مسیر، فاصله گرفتن از توهم اولیه و رسیدن به برداشت واقعی است.
چابکآنلاین: در بحث استارتاپی،این سؤال پیش میآید که در این نوع همکاری و تعریف محصول یا پروژه، آیا امکان مقیاسپذیری برای این کسبوکارها ایجاد میشود؟
علی اخوان بهابادی، مدیرعامل شرکت تکنوتجارت: بله. بانک سرشار از مشتری است.
فقط در بانک تجارت نزدیک به ۲۰ میلیون مشتری حقیقی حساب دارند، هزاران مشتری حقوقی و صدها هزار مشتری صنفی.
چند هزار شعبه فیزیکی در سراسر کشور داریم. این خودش مقیاس بزرگی است.
شما در بیرون اگر بخواهید برای کسبوکار خود شعبه بزنید، با هزار مشکل مواجه میشوید.
اما وقتی با بانکی کار میکنید که چند هزار شعبه دارد و میلیونها،مشتری حقیقی، صنفی و حقوقی در اختیارش است، این یک مقیاس عظیم است.
اگر استارتاپ بتواند کاری تعریف کند که آن خدمت یا محصول در این مقیاس در بانک عرضه شود، در واقع بهصورت خودکار مقیاسپذیری اتفاق میافتد.
نقطه سخت کار همینجاست: تعریف کاری که بتواند روی این حجم از مشتری عرضه شود. اما اگر این اتفاق بیفتد، دیگر مسیر رشد استارتاپ روشن است.