اختصاصی چابک آنلاین؛
جای خالی مرزبندی روشن بیمه مرکزی در زمینه چگونگی رشد بیمه عمر و زندگی در صنعت بیمه
بازار بیمههای زندگی در سال ۱۴۰۴ یکی از متفاوت ترین و در عین حال پرشتابترین دورههای رشد خود را پشت سر گذاشت، رشدی که در ظاهر میتواند نشانهای از توسعه این رشته باشد، اما در لایههای عمیقتر، پرسشهای مهمی درباره ماهیت این رشد، کیفیت فروش و مرز میان بیمه و ابزارهای مالی ایجاد میکند.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، براساس آمارهای منتشرشده بیمه مرکزی، حقبیمه تولیدی رشتههای زندگی در سال ۱۴۰۴ به ۱۸۶.۴ همت رسید، رقمی که نسبت به سال قبل ۱۹۳.۴ درصد رشد نشان میدهد.
همزمان، سهم بیمههای زندگی از کل حقبیمه تولیدی بازار نیز از ۱۴.۵ درصد درسال ۱۴۰۳ به ۲۳.۹ درصد در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است.
درنگاه نخست، این ارقام میتواند به عنوان نشانهای از جهش بازار بیمههای زندگی تفسیر شود، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که بخش اصلی این رشد، نه از مسیر بیمههای زندگی مرسوم(همچون سال های قبل)، بلکه از محل عملکرد شرکت بیمه زندگی کاریزما رقم خورده است.
این شرکت بهتنهایی ۱۱۴.۷ همت حقبیمه تولید کرده،درحالیکه این رقم در سال ۱۴۰۳ تنها ۷.۹ همت بوده است.
به این ترتیب، رشد حقبیمه تولیدی شرکت یادشده به ۱۳۵۲.۶ درصد رسیده، رشدی که در ساختار کلی بازار، وزن بسیار بالایی پیدا کرده و عملاً تصویر آماری رشته بیمههای زندگی را دگرگون کرده است.
درسمت خسارت نیز همین الگو دیده میشود، خسارت پرداختی رشتههای زندگی در سال ۱۴۰۴ به ۱۳۸.۹ همت رسیده و نسبت به سال قبل ۳۸۴.۸ درصد رشد داشته است.
بخش عمده این رشد نیز به بیمههای زندگی مدیریت ثروت شرکت بیمه زندگی کاریزما مربوط است، بهگونهای که اگر عملکرد این شرکت از آمار کلی کنارگذاشته شود، حقبیمه تولیدی واقعی بیمههای زندگی در سال گذشته حدود ۷۱.۶ همت خواهد بود، رقمی که تصویر آن با برداشت اولیه از آمارهای رسمی تفاوت معناداری دارد.
همین نکته، زمینه اصلی یک پرسش جدی را شکل میدهد، آیا آنچه در بازار بیمههای زندگی رخ داده، واقعاً توسعه بیمهگری بوده است؟
درهمین راستا، مدیرعامل شرکت بیمه کارآفرین، در گفتوگویی با چابک آنلاین، به بررسی این مدل پرداخته و تأکید کرده است که هرچند نوآوری و استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای مقرراتی قابل تقدیر است، اما نباید محصول بیمه، از مسیر اصلی خود خارج شود.
"محمد حیدری"، گفت: واقعیت این است که گروه مالی کاریزما افراد بسیار باهوشی دارد و از فرصت های موجود، بهخوبی استفاده کردهاند، این موضوع قابل تقدیر است، آنچه در آنجا اتفاق میافتد، استفاده از پوشش بیمه ای برای تسهیل برخی محدودیتهای بازار سرمایه است.
وی،افزود: کاری که در زمینه بیمه عمر انجام میشود، استفاده از مقررات یک حوزه برای برطرف کردن محدودیتهای حوزه دیگر است، این نوع نوآوری در ظاهر جذاب و هوشمندانه است، اما اگر در بلندمدت به فلسفه بیمه لطمه بزند، می شود درباره آن فکر کرد.
مدیرعامل شرکت بیمه کارآفرین با تأکید بر اینکه این مدل را نباید با شاخصهای متعارف بیمهای سنجید، توضیح داد: وقتی گفته میشود که ۱۰۰ همت فروش ثبت شده و ۸۰ همت هم خروجی داشته، الزاماً نباید این را معادل یک فروش بیمهای دانست، اینجا ممکن است فردی امروز نقره بخرد و فردا طلا اما در اصل همان پول در گردش است و اتفاق بیمهای جدیدی رخ نداده است.
به باور وی،یکی از ریسک های این مدل، امکان مخدوش شدن فهم عمومی از بیمه نامه عمر است، بیمه عمر از دو بخش ریسک و سرمایهگذاری تشکیل شده، اما در این مدل تمرکز اصلی برسرمایهگذاری است اینکه منابع به بازار سرمایه میرود، ذاتاً هیچ اشکال ندارد، اما اگر این روند در بلندمدت به تخریب ذهنیت مشتریان نسبت به بیمه عمر منجر شود، باید درباره آن هشدار داد.
حیدری،تصریح کرد: بیمه جای ترید کردن نیست واگر کسی میخواهد ترید کند، بهتر است صندوق بخرد و خودش وارد معامله شود، بیمه برای این نیست که فرد با پول بیمهنامه، همان کار بازارسرمایه را انجام دهد.
وی،البته تأکیدکردکه راهحل، توقف فعالیت این مدلها نیست، بلکه تنظیمگری روشن است: اصلاً درست نیست که فعالیت این مدل متوقف شود،مسئله،تنظیمگری و شفافسازی است باید مردم بدانند دقیقاً چه میخرند و چه اتفاقی میافتد و هم حسابوکتابها بهدرستی تشریح شود.
از نگاه حیدری، بیمه مرکزی باید در این زمینه نقش هدایتگری خود را جدیتر ایفا کند: بیمه مرکزی باید بهعنوان هدایتگر صنعت بیمه، تعریف روشن ودقیقی برای این حوزه ارائه کند، بهگونهای که هم کسبوکار محدود نشود و هم حدود آن کاملاً شفاف باشد.
مدیرعامل شرکت بیمه کارآفرین با اشاره به تجربه کارگزاریهای برخط، نسبت به تکرار یک خطای مشابه هشدار داد و گفت: تهدید اصلی این است که در آینده با همان مشکلی روبهرو شویم که برای برخی از کارگزاریهای برخط ایجاد شد، برخی از این کارگزاری برخط در اصل ابزار بودند، اما چون تعریف درستی از آن شکل نگرفت، امروز با چالشهای خودش مواجه شدهایم.
وی،درجمعبندی نگاه خود به این مدل تأکید کرد: وزن اصلی در این مدل باید با بیمه باشد،اگر وزن اصلی به بازار سرمایه منتقل شود، باید همانجا و در همان چارچوب فعالیت کند و نمیشود کاری انجام داد که ظاهرش بیمه باشد، اما ماهیتش بازار سرمایه.
واقعیت این است که آنچه از کنار هم قرار دادن آمارها و اظهار نظرها به دست میآید، یک نتیجه روشن دارد، رشد بیمههای زندگی در سال ۱۴۰۴، دستکم، بسیار چشمگیربوده، اما این رشد بدون تفکیک عملکرد شرکت بیمه زندگی کاریزما، تصویر متفاوتی ازبازار ارائه میدهد،ازهمین رو، مسئله اصلی دیگر فقط رشد نیست، بلکه ماهیت رشد است.
اگر بیمه عمر به ابزاری برای پوشش محدودیتهای بازارسرمایه تبدیل شود، هم شاخصهای صنعت بیمه را تحت تاثیر قرار می دهد و هم میتواند در بلندمدت به دیدمشتریان نسبت به بیمه عمر اثر بگذارد.
به نظرمیرسد مهمترین انتظار از بیمه مرکزی و نهاد ناظر، نه محدودسازی شتابزده، بلکه تعریف دقیق،مرزبندی روشن و تنظیمگری شفاف است، بهگونهای که نوآوری متوقف نشود، اما بیمه نیز از ریل اصلی خود خارج نشود.