اختصاصی چابک آنلاین؛
نامشخص بودن مرز میان بیمهنامه مرکب و مجزا در آیین نامه های متعدد بیمه مرکزی
بازار بیمههای زندگی در سال ۱۴۰۴ فقط با رشد مواجه نشد، بلکه وارد مرحلهای تازه هم شد، مرحلهای که در آن، مدلهای جدید بیمهای با محور انتخاب بیمهگذار و اتصال مستقیم منابع به ابزارهای سرمایهگذاری، توجه بازار را به خود جلب کردند و همزمان پرسشهایی را هم به وجود آوردند.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، در شرایطی که بخشی از شرکتهای بیمه ای همچنان با مدلهای سنتی بیمه عمر و زندگی فعالیت میکنند، برخی بازیگران جدید توانستند با طراحی محصولات متفاوت، رشد قابلتوجهی را به ثبت برسانند، رشدی که حالا این سؤال را در صنعت بیمه ایجاد کرده که آیا بازار، وارد نسل تازهای از بیمههای زندگی شده یا هنوز چارچوبهای نظارتی بیمه مرکزی کامل نشده است؟
آییننامه شماره ۱۰۷ شورای عالی بیمه، برای نخستینبار بیمه زندگی و مدیریت سرمایه را به رسمیت شناخت و در متن خود به تفکیک، به بیمهنامههای مرکب و مجزا اشاره کرد، اما بخش مهمی از جزئیات اجرایی این مدلها به دستورالعملهای بعدی موکول شد، دستورالعملهایی که هنوز هم بهطور کامل ابلاغ نشدهاند.
درهمین مسیر،چابکآنلاین با طرح یک پرسش مهم از"علیرضا حجتی"،مدیرعامل سابق بیمه رازی، تلاش کرد تا به یکی از مهمترین ابهامهای این روزهای بازارپاسخ دهد، تفاوت واقعی بیمهنامههای مرکب و مجزا چیست و چرا مدلهای جدید تا این اندازه مورد توجه قرار گرفتهاند؟
علیرضا حجتی هم به تفصیل به این پرسش چند وچهی پاسخ داده که در ادامه، مشروح این توضیحات را با هم مرور میکنیم:
ما اگر بخواهیم بیمه های زندگی را تفکیک کنیم باید بگوییم که در بیمه های زندگی دو نوع بیمه نامه داریم، بیمهنامه مرکب و بیمهنامه مجزا.
در آییننامه هم مطابق تبصره 1 ماده 2 آئین نامه 107 دقیقاً به این موضوع اشاره شده است.
بیمهنامه مرکب همانند بیمه نامه UL و بیمه نامه های مشابه است، یعنی اندوخته و پوششهای بیمهای در یک ساختار ترکیب میشوند اما بیمهنامه مجزا اینگونه نیست، در بیمه نامه یونیتلینک که یک بیمه نامه مجزا است ، دو نوع قرارداد بیمه صادر می شود، بخشی از مبلغ دریافتی از بیمه گذار برای پوشش بیمه ای و بخشی برای سرمایه گذاری دریافت شده و همه مسائل مالی این دو نوع قراردادهم از هم منفک هستند.
در زمان تدوین آییننامه قرار بود یک دستورالعمل مشخص هم نوشته شود تا این 2 مدل بهروشنی از هم تفکیک شوند و معلوم باشد که دقیقاً چه محصولی را باید مجزا دانست اما هنوز این مرزبندی آنطور که باید در اجرا روشن نشده است.
واقعیت این است که در عمل، برخی شرکتها مثل بیمه زندگی کاریزما از همین منطق استفاده کردهاند، یعنی به مشتری حق انتخاب میدهند.
اگر کسی بخواهد بیشتر سرمایهگذاری کند،سهم پوششهای بیمهای را کمتر میکنند و بخش بیشتری از منابع را به سرمایهگذاری میبرند و اگر هم فرد بخواهد پوشش بیشتری داشته باشد، محصول به سمت ساختار مرکب میرود و بخش بیشتری از حقبیمه در اندوخته و پوششها مینشیند.
در واقع،این رویکرد،دارای یک خطشکنی مهم بوده هر چند که در هرنوآوری، باید چارچوب هایی وجود داشته باشد تا از مسیر آییننامه خارج نشود.
از این منظر، صنعت بیمه نباید این تجربه را تخریب کند،بلکه باید برای آن قاعده و استاندارد تعریف کند.
در کمیسیون تخصصی بیمههای زندگی سندیکای بیمهگران ایران هم روی همین موضوع بحث شد و جمعبندی این بوده که بیمهنامه مجزا و مرکب باید از هم تفکیک شوند.
بهزبان ساده، مشتری باید بداند چه چیزی خریده است، یک بیمهنامه UL با پوشش حداقلی و تمرکز بیشتر بر سرمایهگذاری، یا یک بیمهنامه کاملتر با پوششهای بیشتر و ساختار سرمایهگذاری متفاوت.
در این راستا، حق انتخاب سرمایه گذاری از محل اندوخته به مشتریان بسیار ارزشمند است و میتواند به جذب مشتریان جدید کمک کند، زیرا برخی افراد نقدینگی بالایی دارند، اما نمیدانند آن را کجا سرمایهگذاری کنند.
صنعت بیمه میتواند برای این گروه، یک راهحل ترکیبی ارائه دهد، یعنی بخشی از پول را برای پوشش بیمهای بگیرد و باقی را به سرمایهگذاری هدایت کند.
بهعنوان مثال، فرد میتواند بخشی از منابعش را برای خرید بیمهنامه عمر و سرمایهگذاری اختصاص دهد و بخش دیگر را در ابزارهای مالی دیگر نگه دارد.
این مدل اگر درست طراحی شود، میتواند منابع مالی را در داخل صنعت بیمه نگه دارد و حتی به سمت بخشهای مولد مثل تولید و نیروگاهها هدایت کند.
ناگفته نماندکه سود صندوقهای درآمد ثابت نیز حالا شفاف است و میتوان از همین الگو برای طراحی محصولات بیمه زندگی استفاده کرد،یعنی پوشش بیمهای را شرکت بیمه بدهد و بازده سرمایهگذاری از طریق صندوق تأمین شود.
البته،این تحول، فرصت بزرگی برای بیمههای زندگی است، اما هنوز همه چیز کامل و نهایی نشده است.
آییننامه جدید به بیمهنامههای مرکب و مجزا اشاره کرده، اما بخش مهمی از دستورالعملهای اجرایی هنوز تصویب نشده و همین موضوع باعث ابهام در بازار شده است.
فراموش نکنیم که برخی نگرانیها درباره خالیفروشی، ناشی از ناآگاهی نسبت به سازوکار جدید است و وقتی بیمهنامه در یک ساختار جدید صادر میشود و بعد با تأخیر چندساعته یا یکیدو روزه در سامانههای عملیاتی ثبت میشود، این تأخیر لزوماً به معنی خالیفروشی نیست، بلکه بخشی از فرایند انتقال اطلاعات بین سامانههاست.
صنعت بیمه اگر بخواهد از این فرصت استفاده کند، باید برای آن چارچوب روشن، زمانبندی مشخص و قواعد شفاف تعریف کند وگرنه یک نوآوری مهم، بهجای اینکه به رشد بازار کمک کند، خودش به منبع سوءبرداشت تبدیل میشود.
فارغ ازجمع بندی صحبت های حجتی، آیا این مدل در دنیا هم وجود دارد؟
مدلهای نزدیک به بیمهنامههای مجزا سالهاست در بازارهای بینالمللی وجود دارند، شناختهشدهترین نمونهها، بیمههای Unit-Linked و برخی مدلهای Universal Life و Variable Life هستند.
دراین ساختارها، بخش سرمایهگذاری از بخش پوشش بیمهای تفکیک میشود و بیمهگذار معمولاً امکان انتخاب میان صندوقها یا سبدهای مختلف سرمایهگذاری را دارد.
تفاوت کشورها بیشتر در جزئیات نظارتی است، از جمله نحوه افشای کارمزدها، میزان اختیار بیمهگذار، نحوه محاسبه هزینه ریسک و استانداردهای انتقال وجوه.
به همین دلیل، اصل ایده در دنیا مسبوق به سابقه است، اما موفقیت آن به وجود چارچوبهای شفاف و قابلفهم برای بیمهگذار وابسته است.
رشد سریع برخی محصولات جدید در بازار بیمه زندگی را نمیتوان صرفاً یک موج تبلیغاتی دانست،این رشد نشان میدهد که بخشی از بازار، بهدنبال محصولاتی با انعطاف بیشتر، حق انتخاب بالاتر و ارتباط مستقیمتر با ابزارهای سرمایهگذاری است.
اما همزمان، تجربه این مدلها نشان داده که بدون دستورالعملهای دقیق، استانداردهای شفاف وتفکیک روشن میان بیمهنامه مرکب و بیمهنامه مجزا، احتمال شکلگیری ابهام و اختلاف در بازار وجود خواهد داشت.
شاید مهمترین سؤال امروز صنعت بیمه دیگر این نباشد که «آیا این مدلها باید توسعه پیدا کنند یا خیر»، بلکه این باشد که «چگونه باید آنها را تنظیمگری کرد تا هم نوآوری حفظ شود و هم اعتماد بیمهگذار آسیب نبیند؟