اختصاصی چابک آنلاین؛
بیمه تجهیزات الکترونیک و موبایل غایب این روزهای صنعت بیمه
درروزهایی که صدای پدافندها درمیانه جنگ، صدای پسزمینه زندگی شده بود،ساختمانهای مرکزی بسیاری ازشرکتهای بیمه ای نیمهفعال بودند و بخشی از نیروها هم در دورکاری، اما همه تمرکز صنعت بر روی یک چیز بود، مدیریت سیل خسارتها.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، ازخودروهای آسیبدیده تا اموال منازل، از آتشسوزیها تا بروز انفجارها، بیراهه نیست اگر بگوییم که سیستم پرداخت خسارت صنعت بیمه در این دوران، درخط مقدم بود.
اما درحاشیه همین شرایط،یک فرصت بیمهای هم در سکوت ازکنار صنعت عبورکرد، فرصتی که میتوانست برآرامش فکری اهالی کسب و کار و مردم بیافزاید وهم پرتفوی شرکتها را متنوعتر و هوشمندانهتر کند، بیمه موبایل و تجهیزات الکترونیک دردوران جنگ و پس ازآن.
درهمان روزهایی که ستاد بسیاری از شرکتهای بیمه ای چراغ خاموش بود، زندگی و کسب و کار دیجیتال خاموش نشد و فقط شکل آن عوض شد و شدت هم گرفت.
مدارس و دانشگاهها آنلاین شدند، جلسات کاری به پلتفرمها مهاجرت کردند، خرید،آموزش، درمان، بانکداری و حتی روابط خانوادگی، به صفحههای کوچک و بزرگ موبایل و نوتبوک منتقل شد.
هرخانه عملاً به یک دفتر کوچک کار و یک کلاس درس تبدیل شد و هر خانواده بیشترمراقب دستگاه های حساس و گرانقیمت خودشد که شکستنش فقط یک اتفاق نبود، یک بحران کوچک اقتصادی در سطح خانوار بود.
درشرایطی که متوسط قیمت یک گوشی هوشمند میانرده در بازار ایران به دهها میلیون تومان رسیده و نوتبوکها در بسیاری از موارد معادل چند ماه درآمد یک خانواده هستند، خرابی یا آسیب این تجهیزات درست در بحبوحه شرایط جنگی، برای خیلیها ضربهای جدی به توان اقتصادی و ادامه زندگی روزمره است.
دراین فضا، نیاز به یک مرجع معتمد برای تعمیر و جبران خسارت، دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک نیاز واقعی است.
ذهن مردم، بیش از هرزمان دیگری آماده پذیرش این ایده بودکه اگر بیمهنامهای داشته باشم که در هرشهری، در شرایط بحران، بدون دردسر پیدا کردن تعمیرکار مطمئن، خسارت موبایل و نوتبوکم را جبران کند، در واقع بخشی از اضطراب در شرایط جنگ را بیمه کردهام.
درنقطه مقابل،تصویر صنعت بیمه متفاوت بود.
واحدهای ستادی،که میتوانستند روی این نیاز هم برنامه ریزی و فکر کنند و بیمه تجهیزات الکترونیک را از یک محصول حاشیهای به یک خدمت راهبردی در سبد خانواده ارتقا دهند، عمدتاً در وضعیت تعلیق یا انفعال بودند.
تمرکز برروی پرداخت خسارتها درآن شرایط ، بسیار ارزشمند و قابلدرک است اما نبود نگاه استراتژیک به رفتار دیجیتال مردم در دوران جنگ، نشان داد که هنوز فاصلهای جدی میان نیازهای واقعی مردم و اتاق فکر بیمهها وجود دارد.
این خلأ فقط یک فرصت بازاریابی از دسترفته نبود، بلکه نشانهای از ضعف در فهم تحول ریسک در اقتصاد دیجیتال ایران است.
اگر به رفتار مصرفکننده در سالهای اخیر نگاه کنیم، وابستگی به موبایل و لپتاپ فقط یک ترند فناورانه نیست و یک واقعیت اجتماعی و اقتصادی است.
بخش قابلتوجهی از شاغلان، از فریلنسرها تا کارکنان دورکار، کل دارایی مولدشان در یک یا دو دستگاه خلاصه میشود.
خرابی این ابزارها، درعمل به معنای توقف منبع مهم درآمد است.
ازطرفی،خانوادههایی که فرزندان محصل دارند،درشبکه آموزش مجازی، بدون این تجهیزات عملاً از سیستم آموزشی حذف میشوند.
این یعنی ریسک از جنس ریسک مالی صرف نیست، ریسک تداوم زندگی و فرصتهای تحصیلی و شغلی است.
درچنین زمینهای،بیمه موبایل وتجهیزات الکترونیک میتواند نقش یک شبکه ایمنی اجتماعی کوچک اما مؤثر را بازی کند.
صنعت بیمه اما در این میانه بازار، عمدتاً نبود.
بااینکه سالهاست بیمههای الکترونیک وپوشش موبایل دربرخی شرکتها عرضه میشود،آنچه دراین دوران کمرنگ بود،یک کارزار ارتباطی و محصولی جدی بود که به مردم بگوید:نگران نباش، اگر گوشیت در هر شرایطی آسیب دید، لازم نیست دنبال تعمیرکار بگردی، شبکه شعب و نمایندگان ما، نقطه اتکای توست.
این پیام یک تبلیغ لوکس نبود، بلکه پاسخ مستقیم به یکی از دغدغههای روزمره مردم بود، دسترسی به خدمت مطمئن،در شهرهایی که شاید حتی یک آدرس آشنا هم در آن ندارند.
از منظر مدیریتی، این غیبت در عرصه محصولات و تجهیزات الکترونیک پیام روشنی برای مدیران عامل و هیئتمدیرههای صنعت بیمه دارد، ما هنوز مشکلات را عمدتاً از پنجره خسارتهای سنتی میبینیم.
نگاه به ریسک در عصر دیجیتال، یعنی دیدن موبایل، لپتاپ، مودم، سرورهای کوچک خانگی و حتی پلتفرمها بهعنوان داراییهای حیاتی خانوار و کسبوکار.
بیمهگری که در این میدان رقابت بیمه نامه تجهیزات الکترونیک حضور ندارد، عملاً بخشی از واقعیت ریسک مردم را نادیده گرفته است.
تجربه ناگهانی قطع سیستمها، از کار افتادن تجهیزات،خرابی وسایل در اثر جابهجاییهای اجباری و اضطراب دسترسی به سرویس در شهرهای دیگر، هنوز در حافظه جمعی تازه است.
این یعنی هنوز فرصت وجود دارد تا بیمه موبایل و تجهیزات الکترونیک، با طراحی درست، شفافیت در شرایط، شبکه ارائه خدمت قابلاتکا و همکاری با تعمیرکاران معتمد، به یک محصول جدی و پذیرفتهشده در سبد خانوار تبدیل شود.
محصولی که درتبلیغاتش، بهجای تکرار شعارهای کلی، دقیقاً روی همان لحظات واقعی زندگی دست بگذارد، لحظهای که گوشی ازدستت میافتد و میشکند، لحظهای که لپتاپ فرزندت درست وسط کلاس آنلاین از کار میافتد، لحظهای که برای انجام کار بانکی یا ارتباط با عزیزانت، ناگهان ازدنیای دیجیتال قطع میشوی.
صنعت بیمه اگرمیخواهد درحافظه مردم بهعنوان بخشی از راهحل دوران بحران ثبت شود، باید در تعریف ریسک بازنگری جدی کند.
جنگ، فقط ساختمان و خودرو را تهدید نمیکند، شبکههای زندگی دیجیتال مردم را هم هدف میگیرد.
موبایل و نوتبوک در این جهان، فقط کالا نیستند، زیرساخت زندگی هم هستند.
غیبت بیمه در این نقطه، یعنی واگذار کردن بخشی ازآینده خود به بازار غیررسمی.
حضور هوشمندانه در این نقطه، میتواند آرامآرام تصویری تازه از بیمه تجهیزات الکترونیک در ذهن جامعه بسازد، بیمه فقط پرداختکننده خسارتهای بزرگ و دور نیست، بلکه حامی روزمره زندگی در کوچکترین و شخصیترین داراییهای دیجیتال مردم هم هست.