اختصاصی چابک آنلاین؛
پنج راه حل مهم برای جلوگیری از بروز خسارت سنگین آتش سوزی چند برجی به بیمه کشور
حادثه فاجعه بار برجهای مسکونی هنگکنگ، یک پیام روشن برای صنعت بیمه در ایران داشت، برجنشینی متراکم دیگر یک ریسک عادی نیست.!
چابک آنلاین بهاره تاجرباشی، پنجم آذر ماه امسال، آتش سوزی مجتمع ۳۱طبقهای در هفت بلوک با نزدیک به ۴۸۰۰ سکنه در هنگ کنگ، در چند دقیقه تبدیل شد به یک فاجعه شهری.
منشأ حادثه یک نقیصه ساده در بازسازی نما بود، اما شرایط محیطی، داربستهای قابلاشتعال، فاصله کم برجها و نبود مسیرهای کنترل آتش، شعلهها را به یک آتش چند برجی تبدیل کرد.
اما آیا صنعت بیمه کشور در صورت وقوع یک حادثه چند برجی ،توانایی پاسخگویی به این ریسک ها را دارد؟
پاسخ به وضوح روشن نیست اما به نظر می رسد که صنعت بیمه در شکل فعلی، توان پوشش کامل خسارت ها را ندارد.
دلایلش روشن است، ارزش واقعی برجهای امروز ایران با سرمایه بیمه شده آنها فاصلهی چشمگیر دارد و بخش زیادی از برجها با سرمایهای بیمه شدهاند که چند سال است بهروز نشده و Underinsuranceدر بهترین حالت ۳۰ تا ۵۰ درصد است، در برخی برجها تا ۷۰ درصد هم میرسد.
یعنی اولین شوک، مستقیماً روی بیمهگر وارد نمی شود بلکه روی بیمهگذار، شهرداری و دولت خواهد افتاد و در نهایت روی اعتبار کل صنعت بیمه سایه می افکند.
از طرفی هم، ظرفیت نگهداشت شرکتها و ساختار اتکایی ایران برای خسارتهای فاجعه محور بسیار محدود است، به عنوان نمونه برای حادثهای در ابعاد هنگکنگ، خسارت ممکن است به چند دههزار میلیارد تومان برسد.
درحالیکه، ظرفیت نگهداشت بسیاری از شرکتها چند صد میلیارد تومان است.
قراردادهای اتکایی موجود برای پوشش فاجعهها کوچک و یا محدودند و دسترسی به بازار اتکایی خارجی (به دلایل مقرراتی و سیاسی) با محدودیت روبهروست.
این یعنی در صورت بروز یک حادثه ،میتواند چند شرکت را بهطور کامل درگیر خود کند.
همچنین همه می دانیم که محصول فعلی بیمه آتشسوزی برای برجها، محصولِ ریسک عادی است نه فاجعه بار.
رشته آتشسوزی در ایران سالهاست که رشد چندانی نداشته است؛بدون تفکیک واقعی ریسکهای عمودی، بدون محاسبه سناریوی چند برجی، بدون پایش مصالح نما، داربستها و مسیرهای انتشار حرارت و همچنین بدون الزام بیمه مسئولیت پیمانکاران نما.
این موارد یعنی صنعت بیمه در برابر بزرگترین ریسک شهری در واقع محافظ چندانی ندارد.
واقعیت این است که سهم بیمه آتشسوزی از بازار فقط ۳ درصد است، یعنی منابع بسیار کوچک برای ریسک بسیار بزرگ و حجم پرتفوی با ریسک بالقوه تناسب ندارد.
در اینصورت اگر صنعت بخواهد نقش واقعی را بازی کند، باید از مدل پوشش ارزان به پوشش مبتنی بر ریسک عبور کند که یک گذار سخت اما ضروری برای صنعت بیمه کشور محسوب می شود.
پیام اصلی برای مدیران بیمه صنعت بیمه کشور این است که بازطراحی کامل محصول آتشسوزی، از یک انتخاب به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است.
این حادثه و حوادث مشابه یک درس روشن دارد و آن اینکه تا وقتی بیمه آتشسوزی برجها محصولی کمقیمت و حداقلی باشد، یک حادثه کافی است تا کل اعتبار صنعت را به چالش بکشاند.
در مسیر بازطراحی محصول بیمه آتش سوزی، چند اقدام فوری ضروری است:
تعریف محصول جدید برای برجها (High-Rise Fire Insurance) محصول فعلی کافی نیست.
باید بر اساس مدلهای جهانی، محصولی مستقل و فاجعه محور تعریف شود.
قیمتگذاری مبتنی بر ریسک واقعی، نه رقابت قیمتی برج ۳۵طبقه با نمای کامپوزیت و داربست فعال، نباید حقبیمهای نزدیک به ساختمان ۵طبقه داشته باشد.
رقابت قیمتی، این رشته را بیمعنا کرده است.
توسعه ظرفیت اتکایی فاجعه بدون حمایت اتکایی بزرگ، این ریسکها قابل مدیریت نیستند.
اجباریشدن بیمه مسئولیت پیمانکاران نما با حداقل سقف متناسب با حجم ریسک حضور داربستهای قابلاشتعال، مهمترین گلوگاه آتشسوزی برجهاست.
تشکیل بانک اطلاعاتی ریسک برجهای کشور بدون داده، قیمتگذاری علمی ممکن نیست.
در انتها می شود گفت که حادثه هنگکنگ نشان داد که دنیای امروز، ریسک برجنشینی را از بیمه آتشسوزی ساده بیرون آورده و وارد قلمرو فاجعههای شهری کرده است.
صنعت بیمه ایران اگر خود را با واقعیت های روز جامعه هماهنگ نکند، بدون شک از بازار و اقتصاد کشور جا خواهد ماند و درصورت بروز حوادث چند برجی، خسارتی سنگین روی دست شرکت های بیمه ای خواهد ماند.