با میانگین سود مشارکت در منافع ۲۶ درصدی در صنعت بیمه نمی‌توان مردم را به بیمه‌های زندگی دعوت کرد

اگر قرار است بیمه‌های زندگی در ایران توسعه پیدا کنند و سهم بیشتری از پس‌انداز بلندمدت خانوارها را جذب کنند، باید بازدهی ایجادشده برای بیمه‌گذاران و نحوه انتقال این بازدهی به مشتریان به یکی از موضوعات اصلی صنعت بیمه تبدیل شود.

با میانگین سود مشارکت در منافع ۲۶ درصدی در صنعت بیمه نمی‌توان مردم را به بیمه‌های زندگی دعوت کرد

به گزارش چابک آنلاین، بررسی عملکرد شرکت‌های بیمه در سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد میانگین ساده نرخ مشارکت در منافع شرکت‌هایی که نرخ مشخصی اعلام کرده‌اند، حدود ۲۶ درصد بوده است. در شرایطی که در همین سال بازده مؤثر برخی از کم‌ریسک‌ترین ابزارهای مالی به محدوده نزدیک ۴۰ درصد رسیده، نمی‌توان انتظار داشت مشتری منابع بلندمدت خود را به محصولی اختصاص دهد که بازدهی آن فاصله قابل توجهی با گزینه‌های کم‌ریسک و در دسترس بازار دارد.

مشتری امروز بیمه زندگی را صرفاً با بیمه زندگی یک شرکت دیگر مقایسه نمی‌کند؛ او میان مجموعه‌ای از گزینه‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری تصمیم می‌گیرد. پوشش بیمه‌ای یک مزیت مهم است، اما برای جذب و حفظ منابع بلندمدت مشتری کافی نیست. شرکت‌های بیمه باید در مدیریت حرفه‌ای دارایی‌ها، کسب بازدهی مناسب و انتقال سهم بیشتری از منافع سرمایه‌گذاری به بیمه‌گذاران تلاش کنند.

یکی از دلایل استقبال از بیمه‌های زندگی متصل به دارایی و شاخص را نیز می‌توان در همین موضوع جست‌وجو کرد. در این محصولات، ارتباط میان عملکرد دارایی پایه و ارزش اندوخته مشتری شفاف‌تر است. در سال ۱۴۰۴، بازدهی بیمه زندگی متصل به طلا حدود ۱۴۴ درصد و بیمه زندگی متصل به نقره حدود ۳۲۸ درصد بوده است. این تجربه نشان می‌دهد مشتریان از محصولاتی که امکان مشارکت مستقیم‌تر در بازدهی بازارها را فراهم می‌کنند استقبال می‌کنند.

البته افزایش بازدهی نباید به معنای پذیرش ریسک نامتناسب از سوی شرکت‌های بیمه باشد. راه‌حل، مدیریت حرفه‌ای‌تر سرمایه‌گذاری و توسعه محصولات متنوعی است که مشتری بتواند متناسب با ترجیحات خود، نوع دارایی و سطح ریسک را انتخاب کند و همزمان از پوشش‌های بیمه‌ای نیز برخوردار باشد.

به نظر من آینده بیمه زندگی نیازمند تغییر در معیارهای رقابت است. نباید صرفاً میزان حق‌بیمه تولیدی مبنای ارزیابی شرکت‌ها باشد؛ بلکه باید ببینیم هر شرکت چه میزان دارایی برای بیمه‌گذاران مدیریت می‌کند، چه بازدهی متناسب با ریسک ایجاد کرده و چه میزان از منافع حاصل از سرمایه‌گذاری را به مشتریان منتقل کرده است.

اگر صنعت بیمه بتواند در کنار پوشش بیمه‌ای، بازدهی رقابتی و مدیریت حرفه‌ای دارایی را نیز به مشتری ارائه کند، بیمه زندگی ظرفیت آن را دارد که به یکی از ابزارهای اصلی پس‌انداز و سرمایه‌گذاری بلندمدت خانوارها تبدیل شود. اما با میانگین سود مشارکت در منافع ۲۶ درصدی، نمی‌توان انتظار توسعه جدی بیمه‌های زندگی و جذب گسترده منابع مردم را داشت.

سجاد رامندی،مدیرعامل شرکت بیمه زندگی کاریزما

 

کپی شد
نظر بگذارید