شناسایی قرارداد با مشتری
درفروش اقساطی وبسیاری از قراردادهای مرتبط با لیزینگ،قراردادمعمولاً بهصورت رسمی،مکتوب و دارای پیوستهای مشخص تنظیم میشود.
این قراردادها اغلب شامل مواردی مانند مشخصات کالا یا خدمت، مبلغ پیش پرداخت، برنامه اقساط،تضامین، شرایط تحویل، جرایم تأخیر،شرایط فسخ، هزینههای تبعی و تعهدات طرفین است.
با این حال، از منظر استاندارد ۴۳، صرف تنظیم سند قراردادبرای شناسایی قرارداد کافی نیست. لازم است چند شرط اساسی احراز شود:
•طرفین قرارداد را تصویب کرده باشند و متعهد به اجرای آن باشند،
•حقوق هر یک از طرفین نسبت به کالا یا خدمت قابل تشخیص باشد،
•شرایط پرداخت روشن باشد،
•قرارداد دارای محتوای تجاری باشد،
•وصول مابهازای قرارداد محتمل باشد.
درفضای ایران،شرط اخیریعنی محتمل بودن وصول مابهازا،اهمیت ویژهای دارد.
دربسیاری ازمعاملات اقساطی،بهویژه درفروش کالاهای مصرفی بادوام،خودرو، لوازم خانگی، تجهیزات پزشکی یا فروشهای گسترده به مشتریان خرد،کیفیت اعتبارسنجی مشتریان،کفایت تضامین وامکان وصول اقساط، همواره با عدماطمینان همراه است.
ازاینرو، واحد تجاری نمیتواند صرف انعقاد قرارداد را هممعنا با احراز شرایط شناسایی درآمد بداند، بلکه باید در زمان انعقاد و نیزدرادامه دوره قرارداد، توان و قصد مشتری برای ایفای تعهدات پرداخت را نیز در نظر بگیرد.
شناسایی تعهدات عملکردی
دربسیاری از قراردادهای فروش اقساطی، تعهد اصلی واحد تجاری انتقال یک کالا به مشتری است،اما در عمل، قراردادها بهندرت به همین سادگی هستند.
برای مثال، قرارداد ممکن است مشتمل بر یک یا چند مورد از خدمات زیر نیز باشد:
• نصب و راهاندازی،
• آموزش کاربری،
• حمل و تحویل در محل،
• بیمه دارایی،
• گارانتی توسعهیافته،
• خدمات تعمیر و نگهداری،
• پشتیبانی فنی دورهای،
• تأمین قطعات یدکی در دوره معین.
استاندارد ۴۳ اقتضا میکند که واحد تجاری بررسی کند آیا این اقلام، برای مشتری متمایز هستند یا خیر.
اگر مشتری بتواند بهطور مستقل یا همراه با سایر منابع در دسترس از آن کالا یا خدمت بهرهمند شود و وعده انتقال آن در بستر قرارداد نیز از سایر وعدهها بهطور جداگانه قابل تشخیص باشد، آن کالا یا خدمت یک تعهد عملکردی مستقل خواهد بود.
درعمل،این تحلیل برای فروش اقساطی خودرو، ماشینآلات، تجهیزات صنعتی، تجهیزات پزشکی، سیستمهای فناوری اطلاعات، لوازم خانگی و داراییهای سرمایهای اهمیت خاصی دارد.
برای مثال، در فروش یک دستگاه صنعتی همراه با نصب، آموزش و خدمات نگهداری دوساله، ممکن است بخشی از قرارداد به تحویل دستگاه، بخشی به نصب و راهاندازی و بخشی به خدمات نگهداری مربوط باشد.
درچنین شرایطی، درآمد هر جزء ممکن است در زمان متفاوتی شناسایی شود.
تعیین قیمت معامله
درقراردادهای اقساطی، قیمت معامله یکی از حساسترین موضوعات است.
برخلاف فروش نقدی،مبلغ مندرج در قرارداد اقساطی معمولاً فقط بیانگر ارزش کالا یا خدمت نیست، بلکه ممکن است شامل چند مؤلفه باشد:
• بهای نقدی کالا یا خدمت،
• مؤلفه تأمین مالی ناشی از فروش مدتدار،
• کارمزدهای تنظیم قرارداد،
• هزینههای بیمه،
• هزینههای خدمات جانبی،
• جرایم یا پاداشهای قراردادی،
• تخفیفهای احتمالی،
• تعهدات تبعی.
ازمنظر استاندارد ۴۳، واحد تجاری باید قیمت معامله را بهگونهای تعیین کند که بازتابدهنده مابهازایی باشد که انتظار دارد در قبال انتقال کالا یا خدمت دریافت کند.
به همین دلیل،اگر بخشی از مبلغ اسمی قرارداد ماهیت تأمین مالی داشته باشد، باید از قیمت معامله مربوط به فروش تفکیک شود،در غیر این صورت، درآمد فروش بیش از واقع شناسایی خواهد شد.
درفروش اقساطی، تفاوت میان قیمت نقدی کالا و مجموع اسمی اقساط غالباً مهمترین نشانه وجود جزء تأمین مالی است.
هرچه دوره بازپرداخت طولانیتر و فاصله بین تحویل کالا و وصول ثمن بیشتر باشد، احتمال بااهمیت بودن این جزء افزایش مییابد.
درچنین شرایطی، مبلغی که باید بهعنوان درآمد فروش شناسایی شود، معمولاً معادل قیمت نقدی فروش یا ارزش فعلی مابهازای قابل دریافت است، نه جمع کل اقساط.
تخصیص قیمت معامله
هرگاه قرارداد مشتمل بر بیش از یک تعهد عملکردی باشد، واحد تجاری باید قیمت معامله را میان تعهدات عملکردی مختلف بر مبنای قیمت فروش مستقل نسبی تخصیص دهد.
درعمل، این مرحله در شرکتهایی که کالا را همراه با خدمات پشتیبانی، گارانتی توسعهیافته، بیمه، نصب یا آموزش بهصورت اقساطی عرضه میکنند، اهمیت فراوان دارد.
اگر این تخصیص انجام نشود،احتمال دارد تمام درآمد در زمان تحویل کالا شناسایی شود، در حالیکه بخشی از آن در واقع مربوط به خدماتی است که در آینده ارائه خواهد شد.
شناسایی درآمد
درفروش اقساطی، اگر تعهد اصلی انتقال کالا باشد، درآمد مربوط به فروش کالا معمولاً در نقطهای از زمان شناسایی میشود، یعنی زمانی که کنترل کالا به مشتری منتقل شده باشد.
این انتقال ممکن است در زمان تحویل فیزیکی، تحویل حقوقی، امضای صورتجلسه تحویل، ثبت سند،یا شروع امکان بهرهبرداری ازکالا توسط مشتری اتفاق افتد،در مقابل، اگر بخشی از قرارداد مربوط به خدمات مستمر باشد، درآمد آن بخش باید در طول زمان شناسایی شود.
نکته مهم این است که زمان دریافت اقساط با زمان شناسایی درآمد فروش لزوماً یکسان نیست.
اقساط، نحوه وصول مابهازا هستند، درحالیکه درآمد فروش برمبنای زمان انتقال کنترل شناسایی میشود.
این موضوع از بنیادیترین تفاوتهای استاندارد ۴۳ با برخی برداشتهای سنتی در عمل است.
سید محمد باقرآبادی، دبیرکل انجمن حسابداران خبره ایران