اختصاصی چابک آنلاین؛
بسیاری از زیرساختهای پرداخت الکترونیک بر مبنای معماریهای متمرکز و قدیمی طراحی شده اند
دیجیتالی سازی پرداخت های غیرحضوری و خدمات داده محور درآینده رشد خواهند کرد
صنعت پرداخت الکترونیک در ایران امروز در موقعیتی ایستاده که بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف است، بازاری که سال ها با منطق توسعه فیزیکی، گسترش پایانه ها و رقابت بر سرتعداد تراکنش رشد کرد، اکنون با اشباع نسبی، تغییر الگوهای مصرف و شتاب فناوری های مالی روبهروست.
چابک آنلاین، حدیث اسماعیل زاده، درچنین شرایطی، ادامه مسیر با همان مسیر گذشته نه مزیت جدی میسازد و نه آیندهای کاملا پایدار را تضمین میکند.
تحول دیجیتال در سطح جهانی نشان داده که ارزش واقعی درصنعت مالی،ازمالکیت ابزار به مالکیت داده و تجربه منتقل شده است.
در این بازار،بازیگرانی موفق خواهند بودکه بتوانند جایگاه خود را دراکوسیستم بازطراحی کنند،مرز میان بانک، فینتک وارائه دهنده خدمات پرداخت را بازتعریف کنند وازیک نقش صرفاً اجرایی به موقعیتی تصمیمساز و ارزشآفرین برسند.
برای بررسی ابعاد این موضوع گفتگویی با "مهدی بابایی"،معاون برنامه ریزی و توسعه استراتژی شرکت "به پرداخت ملت" صورت گرفته که از نظر می گذرد.
چابک آنلاین :پی اس پی ها تا امروز نقش واسطه ای بین بانک و مشتری داشته اند اما با ظهور فین تک ها این نقش به چالش کشیده می شود، بزرگ ترین مانع برای اینکه پی اس پی ها به بازیگران استراتژیک صنعت تبدیل شوند چیست؟
مهدی بابایی، معاون برنامه ریزی و توسعه استراتژی شرکت به پرداخت ملت:در چندین سال اخیر، در بستر مقرراتی و اقتصادی صنعت پرداخت مجموعه ای از محدودیت های ساختاری، نهادی و فناورانه شکل گرفته اند که باعث کند شدن روند تحول در خدمات شرکتهای پرداخت شده است.
مدل شکلگیری PSPها در ایران، مشابه بسیاری از بازارهای در حال توسعه، بر مبنای توسعه زیرساخت پذیرش کارت تعریف شد،مدلی که در آن بانک ها مالک رابطه مالی با مشتری و متولی حساب بودند و PSPها نقش توسعه شبکه پذیرش، مدیریت ابزار پرداخت و تسویه عملیاتی را بر عهده داشتند که این مدل باعث وابستگی PSPها به بانک و رگولاتور شده است.
وابستگی به بانک علاوه بر حوزه عملیات در حاکمیت شرکتها، مربوط به سیاستهای قیمتگذاری هم هست.
در چنین ساختاری، PSP نمی تواند بهطور مستقل وارد حوزههایی شود که بالقوه با منافع کوتاهمدت بانک در تعارض است.
ادبیات اقتصاد صنعتی نشان می دهد، زمانی که یک بازیگر در زنجیره ارزش،کنترل داراییهای کلیدی را نداشته باشد، قدرت چانهزنی و امکان خلق مزیت رقابتی پایدار محدود میشود.
درصنعت پرداخت الکترونیک ایران، دارایی کلیدی شامل دادههای حساب، مدیریت ریسک اعتباری و سیاست های تسویه است که عمدتاً در اختیار بانک باقی مانده است.
محدودیت های فناورانه نیزمانع دیگری درمسیر تبدیل PSPها به بازیگران استراتژیک محسوب می شود.
بسیاری اززیرساختهای پرداخت الکترونیک درایران بر مبنای معماریهای متمرکزو قدیمی طراحی شده اند که انعطاف پذیری لازم برای توسعه خدمات مبتنی بر API، دادهکاوی پیشرفته یا مدل های پلتفرمی را ندارند.
تحول دیجیتال درصنعت مالی مستلزم معماریهای ماژولار، سرویسگرا و دادهمحور است،درحالیکه بخش مهمی از سرمایهگذاری PSPها در سالهای گذشته بیشتر بر توسعه سختافزار پذیرش و پوشش شبکه تمرکز داشته است، نه تحول در حوزه نرمافزاری.
چالش های رگولاتوری نیز دراین میان نقش تعیینکننده ای دارد.
نظام کارمزدی دستوری،محدودیت های دسترسی به داده های بانکی،نبود چارچوب جامع بانکداری باز و عدم امکان تنوع بخشی به مدل درآمدی، انگیزه سرمایهگذاری راهبردی در خدمات نوین را کاهش داده است.
زمانیکه قیمت ها به صورت دستوری تعیین می شوند وفضای رقابت محدود است،نوآوری کاهش می یابد و بازیگران به سمت بهینه سازی کوتاه مدت سوق پیدا میکنند.
درچنین شرایطی، PSPها به جای سرمایهگذاری در مدل های ارزشآفرین جدید، بر افزایش سهم بازار تراکنش متمرکز میشوند.
علاوه بر این عوامل، ساختار فرهنگی و سازمانی نیز مانعی جدی است.
بسیاری از PSPها با رویکرد عملیاتی و فروشمحور رشد کردهاند و نه با رویکرد دادهمحور و تحلیلی.
تغییر به یک بازیگر استراتژیک مستلزم تغییر در ذهنیت مدیریتی، ارتقای قابلیت های تحلیلی وبازتعریف مدل کسبوکار است.
بدون توسعه قابلیت های سازمانی، سازمان قادر به بازآرایی منابع در پاسخ به تغییرات محیطی نخواهد بود.
برای شرکتی مانند "به پرداخت ملت"، عبور از این موانع مستلزم بازتعریف نقش در زنجیره ارزش مالی، سرمایهگذاری درزیرساخت های دادهمحور، توسعه همکاری های متوازن با بانک ها و حرکت به سمت مدل های نوین است که امکان خلق ارزش افزوده فراتر از کارمزد تراکنش را فراهم کند.
چابک آنلاین:با توجه به داده های موجود،کدام بخش های صنعت پرداخت الکترونیک ایران در پنج سال آینده رشد می کنند و کدام بخش ها ممکن است که حذف شوند؟
مهدی بابایی، معاون برنامه ریزی و توسعه استراتژی شرکت به پرداخت ملت: تحلیل روندهای پنج سال اخیر صنعت پرداخت الکترونیک ایران نشان می دهد که رشد کمی تراکنش های کارت محور به مرحله بلوغ نزدیک شده است.
در چنین شرایطی، مطابق نظریه چرخه عمر صنعت، تمرکز از توسعه زیرساخت به سمت بهره برداری از ارزش افزوده خدمات تغییر میکند.
حوزههایی که در آینده رشد خواهند کرد، عمدتاً مبتنی بر دیجیتالی سازی پرداخت های غیرحضوری، یکپارچه سازی پرداخت با زنجیره تأمین و خدمات داده محور خواهند بود.
پرداخت های درون برنامهای، پرداخت های مبتنی بر QR، کیف پول های دیجیتال و تسویههای آنی سازمانی از جمله حوزههای دارای ظرفیت رشد هستند.
توسعه تجارت الکترونیکی، تقاضا برای راهکارهای پرداخت یکپارچه وخدمات تحلیلی را افزایش خواهد داد. همچنین رشد پرداختهای B2B و مدیریت جریان نقدینگی سازمانها در بستر دیجیتال، یکی از فرصتهای مهم آتی محسوب میشود.
درمقابل، ابزارهای سنتی مبتنی بر پایانه فروش فیزیکی در بلندمدت با کاهش اهمیت نسبی مواجه خواهند شد.
درایران به دلیل ساختار خردهفروشی، پایانه فروش فیزیکی طی چند سال آتی همچنان نقش مهمی در صنعت پرداخت دارد، اما سهم آنها از ارزش افزوده کل صنعت کاهش خواهد یافت.
همچنین مدلهای مبتنی بر رقابت صرف بر سرتعداد پایانه و سهم تراکنش، جای خود را به رقابت بر سر کیفیت داده، تجربه مشتری و خدمات مکمل خواهند داد.
روندهای تعیینکننده آینده شامل تحول دیجیتال، حرکت به سمت بانکداری باز، رشد فینتکهای تخصصی، استفاده از هوش مصنوعی درکشف تقلب و شخصیسازی خدمات و افزایش الزامات نظارتی در حوزه حاکمیت داده است. سازمانهایی که بتوانند قابلیت تحلیل داده، چابکی فناورانه و همکاری اکوسیستمی را توسعه دهند، از مزیت رقابتی پایدار برخوردار خواهند شد.
چابک آنلاین:درحال حاضر حجم عظیمی از داده های تراکنشی تولید می شوند، اما بسیاری از پی اس پی ها هنوز از آن برای تصمیم گیری استراتژیک بهره کافی نمی برند، دلیل اصلی این عقب ماندگی چیست؟ محدودیت فناوری، فرهنگ سازمان یا چارچوب های رگولاتوری؟
مهدی بابایی، معاون برنامه ریزی و توسعه استراتژی شرکت به پرداخت ملت : انباشت داده های تراکنشی در PSPها بالقوه یک دارایی استراتژیک محسوب میشود، ولی صرف در اختیار داشتن منابع ارزشمند کافی نیست؛ بلکه سازمان باید قابلیت بهرهبرداری از آنها را داشته باشد.
در بسیاری از PSPها، داده بهعنوان محصول جانبی عملیات دیده شده، نه دارایی راهبردی.
ریشه این عقبماندگی را میتوان در هر سه سطح تحلیل کرد: فناوری، فرهنگ و رگولاتوری.
از منظر فناوری، زیرساختهای دادهای اغلب پراکنده، فاقد معماری یکپارچه و بدون ابزارهای پیشرفته تحلیلی هستند. ازمنظر فرهنگی، تصمیمگیری مدیریتی بیشتر مبتنی بر تجربه و شاخصهای عملیاتی کوتاهمدت بوده است.
از منظر رگولاتوری نیز محدودیتهای اشتراکگذاری داده و ابهام در چارچوبهای حریم خصوصی، سرمایهگذاری در خدمات دادهمحور را محدود کرده است.
برای ایجاد مزیت رقابتی واقعی، لازم است چارچوب حاکمیت داده، توسعه تیمهای علم داده، پیادهسازی معماریهای تحلیلی پیشرفته و یکپارچهسازی دادههای تراکنشی با دادههای رفتاری و تجاری در دستور کار قرار گیرد.
همچنین باید شاخصهای عملکردی بهگونهای بازطراحی شوند که ارزش خلقشده از تحلیل داده در ارزیابی مدیریتی منعکس شود.
چابک آنلاین:تصمیم گیری درباره سرمایه گذاری درفناوری، محصولات جدید و توسعه بازار پیچیده و پرریسک است. چطور داده های عملیاتی و تراکنشی به شما کمک می کنند که تصمیمات استراتژیک را اولویت بندی کنید؟
مهدی بابایی، معاون برنامه ریزی و توسعه استراتژی شرکت به پرداخت ملت: کاهش ریسک سرمایهگذاری مستلزم استفاده نظاممند از دادههای عملیاتی برای تحلیل سناریو، اولویتبندی تصمیمات و ارزیابی بازده مورد انتظار است. چارچوب تصمیمگیری مبتنی برداده امکان مدلسازی رفتار پذیرندگان، تحلیل الگوهای تراکنش و شناسایی نقاط سودآور زنجیره ارزش را فراهم میکند.
دادهها میتوانند برای بخشبندی دقیق بازار، تحلیل سودآوری مشتریان و شناسایی فرصتهای توسعه محصول استفاده شوند.
همچنین استفاده از روشهای یادگیری ماشین برای پیشبینی تقلب، تحلیل ریسک اعتباری،عدم قطعیت تصمیمات سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
بهکارگیری چارچوبهای مدیریت پورتفوی نوآوری و ارزیابی مرحلهای پروژهها نیز میتواند با تکیه بر شاخصهای داده محور انجام شود.
برهمین اساس،هر پروژه بر اساس شواهد کمی و شاخصهای عملکردی مورد ارزیابی قرار میگیرد و تخصیص سرمایه بهینهتر خواهد شد.
چابک آنلاین:مدل های درآمدی psp ها اغلب محدود به کارمزد تراکنش هستند،چرا مدل های نوآورانه مثل BNPL سازمانی، خدمات داده محور یا مدل های ترکیبی هنوز شکل نگرفته اند؟
مهدی بابایی، معاون برنامه ریزی و توسعه استراتژی شرکت به پرداخت ملت:پایداری مدل درآمدی موجود و مبتنی برکارمزد تراکنش در شرایط بلوغ بازار و فشار رگولاتوری با چالش جدی مواجه است.
با این حال، شکل نگرفتن مدلهای نوآورانه نظیر BNPL ناشی از ترکیبی از محدودیتهای مقرراتی، ریسک اعتباری و نبود زیرساختها و فرایندهای عملیاتی است.
مدلهای دادهمحور مستلزم امکان تجاریسازی داده در چارچوب قانونی شفاف و قابلیت تحلیل پیشرفته هستند.
درغیاب چارچوب بانکداری باز و دسترسی یکپارچه به دادههای مالی، طراحی این خدمات دشوار است.
همچنین BNPL سازمانی نیازمند سیستمهای اعتبارسنجی دقیق و مدیریت ریسک کافی است که در این موارد PSPها به دلیل تمرکز تاریخی بر عملیات پرداخت، کمتر در آن تجربه دارند.
از طرفی این حوزهها نیاز به سرمایه مالی بالایی دارند که شرکتهای پرداخت توان سرمایهگذاری در این حوزه را ندارند.
مهمتر از همه این است که گذار به مدلهای ترکیبی مستلزم بازتعریف مدل کسبوکار،توسعه مشارکتهای اکوسیستمی و سرمایهگذاری در قابلیتهای تحلیلی است.
تنها دراین صورت میتوان از وابستگی به کارمزد تراکنش عبور و به سمت خلق ارزش افزوده پایدار حرکت کرد.