اختصاصی چابک آنلاین؛
آزمون بزرگ برای سهامداران صنعت بیمه
صنعت بیمه ذاتاً برای مواجهه با عدم قطعیت ها ساخته شده است؛ اما گاهی مجموعهای از رخدادها همزمان میشوند و حتی مقاومترین ساختارهای مالی را هم به آزمون میکشند؛ سال ۱۴۰۴ برای بازار بیمه ایران از همین جنس بوده است: وقوع چند حادثه بزرگ با خسارتهای سنگین، افزایش فشار بر ذخایر شرکتهای بیمه و در عین حال محدود شدن امکان تبدیل داراییها به نقدینگی.
چابک آنلاین،زهرا نامداری، در ماههای اخیر چند رخداد خسارت زا ( از جمله حادثه بزرگ بندر شهید رجایی و برخی آتشسوزیهای گسترده ) بار مالی قابل توجهی بر شرکتهای بیمه تحمیل کرده است.
در چنین شرایطی معمولاً بخشی از فشار از طریق بیمههای اتکایی جذب میشود، اما فاصله زمانی میان وقوع خسارت، ارزیابی آن و دریافت سهم اتکایی میتواند فشار نقدینگی ایجاد کند.
این فشار زمانی جدیتر میشود که مسیرهای معمول تأمین نقدینگی نیز همزمان با محدودیت مواجه شوند.
تعطیلی بازار سرمایه در ماههای اخیر دقیقاً چنین اثری داشته است.
بخش قابل توجهی از پرتفوی سرمایهگذاری شرکتهای بیمه در ایران در بازار سهام قرار دارد و بسته بودن این بازار عملاً امکان نقد کردن این داراییها را از بین برده است.
داراییهایی که روی ترازنامه ارزشمند هستند، در عمل به پول نقد قابل استفاده برای پرداخت خسارت تبدیل نشدهاند.
از سوی دیگر، بازار املاک که یکی دیگر از محلهای سرمایهگذاری سنتی شرکتهای بیمه است، نیز در وضعیت رکودی قرار دارد.
در دورههای رکود مسکن، فروش سریع داراییهای ملکی با قیمت مناسب تقریباً غیرممکن میشود و نقدشوندگی این بخش از داراییها نیز کاهش مییابد.
بی شک در چنین شرایطی اهمیت مقررات سرمایهگذاری شرکتهای بیمه بیش از همیشه آشکار میشود.
فلسفه اصلی آییننامههای سرمایهگذاری در صنعت بیمه تنها کسب بازدهی نیست؛ بلکه ایجاد تعادلی میان بازده، ریسک و مهمتر از همه نقدشوندگی است.
شرکت بیمه باید در هر زمان بتواند خسارت بیمهگذاران را پرداخت کند، به همین دلیل در بسیاری از نظامهای نظارتی جهان، بخشی از داراییهای بیمهگران الزاماً باید در ابزارهای بسیار نقدشونده نگهداری شود.
وقتی این تعادل به هر دلیل به هم میخورد نگاهها به سمت سهامداران عمده شرکتهای بیمه برمیگردد.
در صنعت بیمه در جهان، سهامداران بزرگ عملاً آخرین لایه حمایت مالی از شرکت ها محسوب میشوند.
تجربه بحرانهای بزرگ بیمهای نشان میدهد که در چنین شرایطی چند اقدام مشخص معمولاً در دستور کار قرار میگیرد: تزریق سرمایه جدید، فراهم کردن خطوط اعتباری کوتاهمدت، یا تقویت ساختار سرمایه برای حفظ نسبتهای توانگری مالی.
به عنوان نمونه پس از طوفان کاترینا در سال ۲۰۰۵ دهها میلیارد دلار سرمایه جدید ظرف چند ماه وارد صنعت بیمه شد.
بسیاری از این منابع توسط سهامداران و سرمایهگذاران بزرگ تأمین شد تا شرکتها بتوانند تعهدات خود را پوشش دهند.
در بحران مالی ۲۰۰۸ نیز کاهش ارزش داراییهای مالی فشار سنگینی بر برخی بیمهگران وارد کرد و در مواردی سهامداران و حتی دولتها مجبور به مداخله شدند تا از فروپاشی شرکتها جلوگیری کنند.
در چنین چارچوبی، پرسش مهم برای صنعت بیمه ایران در سال جاری این است: نقش سهامداران عمده در این بین چیست؟
نخستین و بدیهیترین انتظار این است که سهامداران در شرایط فشار مالی، از تضعیف بیشتر سرمایه شرکت جلوگیری کنند.
یکی از سادهترین ابزارها در این زمینه، خودداری از تقسیم سود در مجامع سالانه است.
سودی که در شرکت باقی میماند میتواند به تقویت سرمایه و افزایش توان پرداخت خسارت کمک کند.
در بسیاری از بازارهای مالی جهان، زمانی که صنعت بیمه با شوکهای بزرگ مواجه میشود، شرکتها به طور داوطلبانه یا با توصیه نهاد ناظر از تقسیم سود صرفنظر میکنند تا منابع بیشتری برای مدیریت ریسک و خسارتها در داخل شرکت باقی بماند.
گام بعدی میتواند تأمین نقدینگی کوتاهمدت از سوی سهامداران باشد؛ چه از طریق افزایش سرمایه، چه از طریق فراهم کردن خطوط اعتباری یا حمایت مالی مستقیم.
چنین اقداماتی نه تنها فشار نقدینگی را کاهش میدهد، بلکه پیام مهمی نیز به بازار و بیمهگذاران ارسال میکند: اینکه پشتوانه مالی شرکت همچنان پابرجاست.
صنعت بیمه در نهایت بر پایه اعتماد بنا شده است.
بیمهگذار زمانی حق بیمه پرداخت میکند که مطمئن باشد در زمان خسارت، شرکت توان پرداخت دارد.
در شرایطی که شوکهای بیرونی و محدودیتهای بازارهای مالی همزمان رخ میدهند، حفظ این اعتماد بیش از هر زمان دیگری به رفتار سهامداران و تصمیمهای راهبردی آنها بستگی دارد.
بحرانها در صنعت بیمه پدیدهای تازه نیستند؛ اما هر بحران یک آزمون مهم است.
آزمونی برای ساختارهای نظارتی، برای سیاستهای سرمایهگذاری و شاید بیش از همه برای میزان مسئولیتپذیری سهامداران عمده.
سال ۱۴۰۴ میتواند برای صنعت بیمه ایران دقیقاً چنین آزمونی باشد.