اختصاصی چابک آنلاین؛
تمرکزبر بیمه نامه های تکراری شرکت های بیمه ای را از توجه به بازار جذاب بیمه تجهیزات الکترونیک دور کرد
برای بسیاری از خانوادههای ایرانی، تلفن همراه دیگر یک کالای مصرفی جانبی نیست و به یک دارایی اصلی در خانوار تبدیل شده است،دستگاهی که هم ابزار کار است، هم کلاس درس، هم شعبه سیار بانک و هم محل نگهداری بخش بزرگی از اطلاعات شخصی وخانوادگی.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، دراین ساختار تازه، خرابی یا از دست رفتن یک گوشی هوشمند به معنی اختلال در چندین کارکرد حیاتی زندگی روزمره افراد است.
ازطرفی هم افزایش قیمت تجهیزات دیجیتال این وضعیت را پیچیدهتر هم کرده است.
در بازار امروز، یک گوشی میانرده که تا چند سال پیش در دسترس طیف وسیعتری از مصرفکنندگان بود، حالا در بازهای حدود ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان معامله میشود و مدلهای پرچمدار بعضاً از ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان هم فراتر رفتهاند.
درمورد لپتاپ نیز تصویر مشابهی دیده میشود، یک دستگاه مناسب برای کار یا تحصیل معمولاً معادل چند ماه درآمد یک خانوارهزینه دارد.
این یعنی هر سقوط ساده از روی میز یاهر شکستن صفحه و هر سرقت در خیابان میتواند به یک شوک مالی محسوس برای خانوادهها تبدیل شود.
درکنار این فشار قیمتی، مسئله اعتماد نیز خود را نشان میدهد.
بازار خدمات تعمیر تلفن همراه و لپتاپ در ایران، به دلایل مختلف، هنوز برای بخش قابل توجهی از کاربران اطمینانبخش نیست.
ازتجربههای مکرر استفاده از قطعات غیراصل گرفته تا اختلاف قیمت میان تعمیرگاهها برای یک ایراد مشترک و نگرانیهای جدی درباره رعایت حریم خصوصی و اطلاعات ذخیرهشده روی دستگاه، همه این عوامل باعث شده تا بخش قابل توجهی از مصرفکنندگان در مواجهه با خرابی تجهیزات دیجیتال خود در وضعیت تردید قرار بگیرند.
آنها بین تعویض پرهزینه،تعمیر با ریسک بالا و ادامه کار با دستگاه معیوب یکی را انتخاب میکنند، انتخابهایی که هیچکدام بهترین گزینه نیست.
درچنین بستری، بیمه تجهیزات الکترونیک بهویژه بیمه موبایل میتواند بهعنوان یک سپر مالی و خدماتی نقش جدیتری در زندگی دیجیتال خانوارها ایفا کند اما واقعیت بازار چیز دیگری است.
اگرچه برخی شرکتهای بیمهای و بازیگران فناورمحوردرسالهای اخیر محصولاتی در حوزه بیمه موبایل، تبلت و لپتاپ عرضه کردهاند، اما ضریب نفوذ این خدمات همچنان بسیار ناچیزاست.
بخش بزرگی از کاربران اساساً نمیدانند چنین پوششی در بازار وجود دارد و گروهی دیگر هم نسبت به کارآیی و سرعت عمل آن تردید دارند.
فاصله میان حجم واقعی ریسک و سطح پوشش بیمهای در این حوزه بهخوبی قابل مشاهده است.
درحالیکه آمارهای مختلف نشان میدهد ضریب نفوذ سیمکارت و تلفن همراه در ایران از ۱۰۰ درصد عبور کرده و دهها میلیون گوشی هوشمند در گردش است، سهم بیمه موبایل و تجهیزات دیجیتال از پرتفوی صنعت بیمه در حدی است که هنوز در بسیاری از گزارشهای رسمی بهصورت جداگانه دیده نمیشود.
این فاصله،کمتر شبیه یک بازار اشباعشده است و بیشتر نشانی ازیک ظرفیت مغفول دارد،بازاری که بهدلیل ضعف اطلاعرسانی، پیچیدگیهای فرایندی وبیاعتمادی عمومی، هنوز فعال نشده است.
الگوی استفاده از این تجهیزات نیز نشان میدهد که ماهیت ریسک با گذشته متفاوت شده است.
بخشی از دانشآموزان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از دستگاههای هوشمند برای دسترسی به محتوای آموزشی و کلاسهای آنلاین استفاده میکنند.
درسوی دیگر، طیف وسیعی از نیروی کار از کارمندان دورکار تا فروشندگان آنلاین و تولیدکنندگان محتوا محور گرفته درآمد روزانه خود را از طریق همین ابزارها مدیریت میکنند.
درچنین شرایطی،خرابی گوشی یا لپتاپ فقط هزینه تعمیر یا تعویض نیست، وقفهای است که میتواند به از دست رفتن سفارشها، تأخیر در تحویل کار و در نهایت کاهش درآمد این دسته از افراد منجر شود، ریسکی که در طراحی خدمات بیمهای موجود کمتر دیده شده است.
انتظارات کاربران از بیمه در این حوزه نیز با رشتههای سنتی بیمهای تفاوت دارد.
فردی که ابزار کار یا تحصیل خود را بیمه میکند، نمیتواند چند هفته منتظر ارزیابی، کارشناسی و رفتوبرگشتهای اداری بماند.
برای این گروه،سرعت رسیدگی و بازگشت دستگاه به مدار استفاده، اهمیت بیشتری از جزئیات قرارداد دارد.
آنها از بیمهگر انتظار دارند فرایند اعلام خسارت آنلاین،کوتاه و قابل پیگیری باشد، شبکهای از تعمیرگاههای معتبر با قطعات اصل در دسترس داشته باشد و زمان از کارافتادگی دستگاه را به حداقل برساند.
در شهرهای بزرگ، ارائه خدمات تعمیر شبانهروزی یا امکان دریافت و تحویل دستگاه با پیک،دیگر مزیت حاشیهای نیست، بخشی از ماهیت محصول است وصرفاً یک خدمت جانبی نیست.
ازسوی دیگر، تجربههای گذشته برخی بیمهگذاران در حوزههای دیگر، سایه خود را روی بیمه موبایل هم انداخته است.
تردید نسبت به اینکه در عمل، خسارت تا چه اندازه و با چه سرعتی پرداخت میشود، یا نگرانی از وجود تبصرهه
ا و استثنائات متعدد که میتواند به رد خسارت منجر شود، اعتماد اولیه را دشوار کرده است.
در چنین وضعیتی، صرف طراحی محصول روی کاغذ یا انتشار چند اطلاعیه تبلیغاتی، بهسختی میتواند این بیاعتمادی را برطرف کند.
نیاز به شفافیت، انتشار منظم آمار عملکردی و ارائه نمونههای واقعی از پروندههای خسارت موفق، بیش ازهر زمان دیگری احساس میشود.
درسطح سیاستگذاری کسبوکار، بیمه موبایل و تجهیزات الکترونیک میتواند برای شرکتهای بیمهای هم معنای جدیدی داشته باشد.
این رشته، برخلاف بسیاری از رشتههای سنتی، ماهیتاً خرد، پرتراکنش و نزدیک به زندگی روزمره مردم است.
اگر شرکتها بتوانند محصولاتی با حقبیمه قابلپرداخت برای خانوار با میزان درآمد متوسط، پوششهای متناسب با ریسک واقعی و فرایند خسارت ساده و دیجیتال طراحی کنند، این حوزه میتواند به کانالی برای ارتباط مداومتر و ملموستر با مشتریان تبدیل شود.
همکاری با فروشگاههای معتبر موبایل، پلتفرمهای تجارت الکترونیک و اپراتورهای تلفن همراه برای فروش همزمان دستگاه و بیمه، از دیگر مسیرهایی است که میتواند این بازار را از حاشیه به متن بیاورد.
تصویر کلی نشان میدهد که فاصله میان «اهمیت واقعی تجهیزات دیجیتال در زندگی مردم» و «سطح پوشش بیمهای موجود» هنوز زیاد است.
درحالی که میانگین جهانی سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص ملی به ۱۵ درصد رسیده است، برآوردها نشان میدهد که این سهم در ایران حدود ۷ تا ۸ درصد است.
طبق قانون برنامه هفتم پیشرفت، دولت موظف است تا پایان سال ۱۴۰۷ این رقم را به ۱۰ درصد برساند؛ هدفی که نیازمند عزم جدی و همکاری گسترده همه بخشهاست.
با این حال، درشرایطی که قیمت گوشی و لپتاپ به سطوحی رسیده که خرابی آن میتواند برای خانوادهها بار مالی جدی ایجاد کند و در زمانی که کار،آموزش و خدمات مالی بهطور فزایندهای به این ابزارها گره خورده، کمتوجهی به بیمه موبایل بیش از آنکه یک خلأ محصولی باشد، به خلأ درک شرایط جدید از زندگی و کسب و کار دیجیتال شبیه است.
اگر صنعت بیمه این واقعیت را بهموقع ببیند و پاسخ متناسب طراحی کند، بیمه تجهیزات الکترونیک میتواند از یک محصول حاشیهای به یکی از محورهای رشد و نوآوری در پرتفوی بیمهگران تبدیل شود،درغیر این صورت، بازار یا به سمت راهحلهای غیررسمی وگارانتیهای غیرشفاف میرود،یا همچنان بخش بزرگی از ریسک زندگی دیجیتال، بیپوشش و بر دوش خانوادهها باقی خواهد ماند.