اختصاصی چابک آنلاین؛
مادامی که مدلهای پاداشدهی و مدیریت ریسک در بانک ها سنتی باشد تحول دیجیتال در سطح باقی میماند
نقطه تلاقی ساختارهای بزرگ سازمانی و چابکی اکوسیستم استارتاپی، همواره یکی از چالشبرانگیزترین حوزهها در اقتصاد نوآوری بوده است، جایی که سرمایهگذاری خطرپذیر ناگزیر است میان محافظه کاری و جسارت بازار تعادلی هوشمندانه برقرار کند تا مسیر رشد کسبوکارهای نوپا هموار شود.
چابک آنلاین، مجید میرزاحیدری، ورود نهادهای بزرگ به این عرصه، در کنار فرصت های تازهای که برای توسعه بازار و کاهش ریسک فراهم میکند، پرسشهایی جدی درباره استقلال تصمیمگیری، سرعت عمل و کیفیت انتخابها به همراه داشته است.
درچنین فضایی،مسئله اصلی این است که چگونه می توان از ظرفیت های استراتژیک سازمانهای بزرگ بهره برد، بیآنکه چابکی، خلاقیت ومنطق نوآوری قربانی فرآیندهای پیچیده و محافظهکارانه شود.
دراین میان، مرزهای باریک؛ مرز میان ساختار و نوآوری و تمایز میان فرصتهای واقعی و هیجانهای گذرای بازار فناوری و نحوه عبور از آن ها میتواند مسیر آینده سرمایهگذاری جسورانه و شکلگیری نسل جدیدی از کسب وکارهای مقیاسپذیر را تعیین کند.
مسیری که بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه تحلیلی، تصمیمهای سنجیده و درکی دقیق از تحولات پیشروست.
برای بررسی این موضوع گفتگویی با "حسین پورطاهری"، مدیرعامل شرکت نوین تک صورت گرفته که از نظر می گذرد.
چابک آنلاین:بسیاری معتقدند VCهای وابسته به نهادهای بزرگ بیشترمحافظهکارند. آیا وابستگی به یک بانک میتواند جسارت سرمایهگذاری را محدود کند؟
حسین پورطاهری، مدیرعامل شرکت نوین تک: درباره محافظهکاری VCهای وابسته به نهادهای بزرگ این یک بحث کلاسیک در مدیریت دارایی است. بله، ریسکهای سیستماتیک و ریسکهای شهرت در VCهای وابسته به نهادهای بزرگ بسیار بالاتر از VCهای مستقل است، اما نکته اینجاست که "جسارت" نباید با "بیمنطقی" اشتباه گرفته شود.
وابستگی به یک نهاد بزرگ میتواند باعث ایجاد تضاد منافع استراتژیک شود؛ یعنی ممکن است که ما از سرمایهگذاری روی استارتاپی که با مدل کسبوکار فعلی سازمان مادر در رقابت است، خودداری کنیم.
با این حال،اگر این ساختار به درستی از بدنه اصلی سازمان تفکیک شده باشد،این وابستگی میتواند به جای محدود کردن،به یک مزیت رقابتی درجذب سرمایه تبدیل شود؛ زیرا ما میتوانیم به استارتاپها دسترسی به بازار و تست در محیط واقعی بدهیم که برای یک VC مستقل غیرممکن است.
چابک آنلاین:در سالهای اخیر VCهای وابسته به نهادهای بزرگ وارد اکوسیستم شدهاند، برخی کارآفرینان میگویند این سرمایهها بیشتر استراتژیک هستند تا جسورانه و همین باعث کند شدن رشد استارتاپها میشود. این نقد چقدر وارد است؟
حسین پورطاهری،مدیرعامل شرکت نوین تک: این نقد تا حدودی وارد است اما نگاهی تکبعدی دارد، در این ادبیات ، ما بین VCمالی که فقط بازدهی سرمایه را میخواهد و VCاستراتژیک، که به دنبال همافزایی با کسبوکار اصلی است تمایز قائل میشویم.
مشکل اصلی اینجا نیست که سرمایه استراتژیک است، بلکه مشکل در چرخه تصمیمگیری است.
استارتاپها با سرعت حرکت میکنند و چابک هستند، در حالی که نهادهای بزرگ با سرعت کمتری تصمیم میگیرند.
اگر برای مثال یک CVC نتواند فرآیندهای لایهبندی شده وسنگین سازمانی را در بخش سرمایهگذاری خود حذف کند، واقعا باعث کندی رشد استارتاپ میشود.
برهمین اساس است که ما درشرکت خود تلاش میکنیم تا با ایجاد یک"بافرعملیاتی" یعنی داشتن قدرتِ بانک، اما با سرعتِ استارتاپ، سرعت تصمیمگیری را در سطح VC مستقل حفظ کنیم.
چابک آنلاین:در اکوسیستم استارتاپی ایران گاهی شاهد «سرمایهگذاریهای مد محور» هستیم؛ دورهای فینتک، دورهای بلاکچین یاAI. چگونه می توان بین موجهای هیجانی و فرصتهای واقعی تمایز قائل شد؟
حسین پورطاهری،مدیرعامل شرکت نوین تک: در اکوسیستمهای نوآوری،شکلگیری موجهای فناوری پدیدهای طبیعی است.
هرفناوری نوظهوری درمقطعی توجه سرمایهگذاران و کارآفرینان را به خود جلب میکند و طبیعتا بخشی از این توجه با هیجان و رفتارهای مد محور همراه است.
مسئله اصلی برای یک سرمایهگذار خطرپذیر این نیست که موجها را نادیده بگیرد، بلکه این است که بتواند میان هیجان مقطعی و ارزش پایدار تمایز قائل شود.
از نگاه من چند معیار کلیدی برای این تمایز وجود دارد؛ نخست، وجود یک مسئله واقعی در بازار است.
اگریک فناوری صرفا بهعنوان یک ترند مطرح شده باشد، اما مسئله مشخص و قابلحل در بازار نداشته باشد،احتمالاً با یک موج هیجانی مواجه هستیم.
در مقابل، زمانی که فناوری به حل یک ناکارآمدی جدی در بازار کمک میکند، میتوان آن را یک فرصت واقعی دانست.
معیار دوم، پایداری مدل کسب وکار است. بسیاری از موجهای مد محور در مرحله ارائه ایده بسیار جذاب به نظر میرسند، اما وقتی به مسیر درآمدی و مقیاسپذیری نگاه میکنیم، ضعفهای جدی آشکار میشود.
سرمایهگذار باید بتواند فراتر از روایتهای جذاب، به منطق اقتصادی پشت کسب وکار نگاه کند.
سومین نکته، بلوغ فناوری وامکان پیادهسازی آن در بستر بازار ایران است.

برخی فناوریها درسطح جهانی درحال رشد هستند، اما به دلایل رگولاتوری، زیرساختی یا اندازه بازار، ممکن است درکوتاهمدت در ایران قابلیت تجاریسازی نداشته باشند.
درچنین شرایطی ورود صرف به دلیل همراستایی با یک ترند جهانی،تصمیم عاقلانهای نیست.
والبته این را هم اضافه کنم که در نهایت، تیم موسس نقش تعیینکنندهای دارد.
تیمهایی که مسئلهمحور فکر میکنند وعمیقا صنعت هدف خود را میشناسند،حتی اگر از یک فناوری مد روز استفاده کنند،معمولا مسیر پایدارتری میسازند.
درمقابل، وقتی فناوری جلوتر از مسئله قرار میگیرد، احتمال شکلگیری پروژههای موقتی بیشتر است.
چابک آنلاین:در بسیاری از موارد، استارتاپهای فینتک در نهایت به بازوی برونسپاری بانکها تبدیل میشوند. آیا این روند خلاقیت اکوسیستم را محدود نمیکند؟
حسین پورطاهری،مدیرعامل شرکت نوین تک: فکر میکنم این یک تیغ دو لبه است. اگر فینتکها صرفا به مدل "White Label" یا پیمانکار فنی تبدیل شوند، مدل کسبوکار آنها از مقیاس پذیری بالا به خدمات تغییر میکند که در دنیای VC بسیار ناامیدکننده است.
اما اگر نگاه استراتژیک داشته باشیم، این یک مسیر خروج است.
هدف ما این نیست که استارتاپ همیشه مستقل بماند،بلکه هدف این است که او به قدری ارزشمند شود که بانکها برای مالکیت تکنولوژی او، قیمت بسیار بالایی بپردازند.
خلاقیت اکوسیستم زمانی محدود میشود که بانکها به جای همکاری، سعی در بلعیدن داشته باشند.
چابک آنلاین: بسیاری از استارتاپهای AI در ایران در نهایت به پروژههای سفارشی سازمانی تبدیل میشوند، آیا این مدل میتواند شرکتهای مقیاسپذیر بسازد؟
حسین پورطاهری،مدیرعامل شرکت نوین تک: این بزرگترین چالش مقیاس پذیری در هوش مصنوعی است.
برای اینکه یک استارتاپ AI در ایران بتواند مقیاس پذیر باشد، باید بتواند از سفارشیسازی برای هر مشتری به سمت پلتفرمسازی حرکت کند.
یعنی محصول اصلی باید یک هسته قدرتمند داشته باشدکه با تنظیمات اندک برای صنایع مختلف کاربرد داشته باشد،نه اینکه برای هر مشتری کدنویسی مجدد انجام شود.
به عبارت دیگردر پاسخ به سوال شما میتوانم بگویم که بهتر است روی شرکتهایی سرمایهگذاری کنیم که محصول محور هستند، نه پروژه محور.
چابک آنلاین:با توجه به حجم فضای سایبری در منطقه، انتظار میرود بازار امنیت سایبری بسیار بزرگتر باشد،آیا سازمانهای بزرگ واقعاً حاضرند امنیت را به استارتاپها بسپارند؟
حسین پورطاهری،مدیرعامل شرکت نوین تک : در عمل مسئله امروز دیگر رقابت ساده میان استارتاپها و شرکتهای سنتی نیست، بلکه تحول در مدل امنیت سایبری است.
تهدیدات سایبری درسالهای اخیر بهقدری سریع و پیچیده شدهاند که بسیاری از ابزارهای کلاسیک امنیتی بهتنهایی پاسخگو نیستند.
حملات مبتنی بر هوش مصنوعی، باجافزارهای پیشرفته و حملات زنجیره تأمین باعث شده تا امنیت از یک محصول ثابت به یک سیستم پویا و دادهمحور تبدیل شود.
درچنین فضایی، استارتاپها معمولاً به دلیل تمرکز تخصصی و سرعت نوآوری، در حوزههایی مانند تشخیص تهدید مبتنی بر هوش مصنوعی، امنیت بومیابری یا معماری اعتماد صفر، راهکارهای بسیار چابکتری ارائه میکنند.
با این حال، سازمانهای بزرگ معمولاً امنیت خود را بهطور کامل به یک بازیگر جدید نمیسپارند.
آنچه بیشتر در حال شکلگیری است یک مدل ترکیبی است؛ یعنی زیرساختهای پایه امنیتی همچنان توسط شرکتهای بزرگ و تثبیتشده تأمین میشود، اما لایههای نوآورانهتربهویژه در تحلیل دادههای امنیتی، شناسایی الگوهای حمله و پایش هوشمند بهتدریج توسط استارتاپها ارائه میشود.
بنابراین مسیر واقعی ورود استارتاپها به این بازار،بیشتر ازطریق ارائه خدمات تخصصی و ادغام با اکوسیستم امنیتی موجود است، نه رقابت مستقیم با بازیگران سنتی.
این روند در بسیاری از بازارهای جهانی نیز دیده میشود و بهنظر میرسد در ایران هم بهتدریج در حال شکلگیری باشد.
چابک آنلاین:در بسیاری از پروژههای فناوری بانکی،چالش اصلی نه تکنولوژی بلکه فرهنگ سازمانی است. آیا مقاومت درون سازمانی هنوز مانع جدی تحول دیجیتال در بانکهاست؟
حسین پورطاهری،مدیرعامل شرکت نوین تک: قطعا. تکنولوژی در بانکها، بخش آسانتر ماجراست؛ بخش دشوار، تغییر ساختار قدرت است.
تحول دیجیتال یعنی انتقال قدرت از مدیران سنتی و فرآیندهای مبتنی بر کاغذ به سیستمهای خودکار و تیمهای چابک.
مقاومت در برابر تغییر، ناشی از ترس از بیاهمیت شدن است. تا زمانی که مدلهای پاداشدهی و KPIهای مدیران ارشد بانک بر اساس کنترل و مدیریت ریسک سنتی باشد، تحول دیجیتال تنها در سطح ظاهری باقی میماند و به تحول دیجیتال نمیرسد.
چابک آنلاین: سلامت دیجیتال در دنیا یکی از سریعترین حوزههای رشد است، مرز میان فناوری سلامت و خدمات پزشکی در ایران چقدر شفاف است؟
حسین پورطاهری،مدیرعامل شرکت نوین تک: من اعتقاد دارم در ایران، مرز میان فناوری سلامت (Health-Tech) و پزشکی هنوز بسیار مبهم است.
این ابهام دردو حوزه خود را نشان میدهد: اول مسائل رگولاتوری: مرز بین اپلیکیشنهای سلامت و سبک زندگی، که رگولاتوری سادهای دارند و ابزارهای تشخیص پزشکی/تشخیصی که نیاز به مجوزهای سختگیرانه از وزارت بهداشت دارند.
و دوم مسئولیت مدنی: اگر یک الگوریتم هوش مصنوعی تشخیص اشتباهی بدهد، مسئولیت با توسعهدهنده است یا پزشک؟
این ابهام برای استارتاپها هم یک ریسک بزرگ است و هم یک فرصت طلایی.
استارتاپهایی که بتوانند در این فضا، مدلهای کسبوکار انطباقپذیر طراحی کنند و با نهادهای نظارتی تعامل داشته باشند، برندهای برنده آینده خواهند بود.