چابک آنلاین، زهرا نامداری، در این میان، رشته مدیریت بیمه و محتوای آموزشی و سرفصلهای درسی آن، نقشی تعیینکننده در آمادهسازی دانشجویان برای ورود به سطوح کارشناسی، تخصصی و مدیریتی صنعت بیمه دارد.
با توجه به اهمیت این موضوع و ضرورت بازنگری مستمر در آموزشهای تخصصی بیمه، در گفتوگویی با دکتر محمد زاهدنیا، از مدیران پیشکسوت و صاحبنظر صنعت بیمه، به بررسی وضعیت آموزش دانشگاهی در رشته مدیریت بیمه، کیفیت سرفصلهای درسی و فاصله میان آموزشهای دانشگاهی و نیازهای واقعی صنعت پرداختیم که مشروح آن در ادامه میآید.
چابک آنلاین:کیفیت واحدهای درسی رشته «مدیریت بیمه» در دانشگاهها، اعم از دانشگاههای دولتی، آزاد اسلامی، علمیکاربردی و سایر مراکز آموزشی را چگونه ارزیابی میکنید؟
محمد زاهدنیا، کارشناس صنعت بیمه: رشته «مدیریت بیمه»، رشته اصلی و پایه برای ورود و فعالیت در بیمههای بازرگانی و صنعت بیمه بوده که ایجاد و پایهریزی آن از چند دهه پیش صورت گرفته است.
درواقع، هر شخصی که قصد ورود به صنعت بیمه کشور را داشت، عمدتاً تحصیلات خود را در رشته مدیریت بیمه انتخاب و ادامه میداد و در نهایت از این رشته فارغالتحصیل میشد.
بهطور کلی،واحدهای درسی تخصصی و وضعیت دروس عملی، تغییر چندانی نسبت به سالهای گذشته نداشتهاند،اما به دلیل تغییرات و تحولات اکوسیستم کسب وکار بیمههای بازرگانی، این واحدهای درسی و محتوای آموزشی نیازمند روزآمدسازی و اعمال تغییرات اساسی هستند.
چابک آنلاین: ضرورت تغییر را در چه زمینههایی لازم میدانید؟
محمد زاهدنیا، کارشناس صنعت بیمه:صنعت بیمه کشور با ورود فناوریهای نوین مانند بیمههای دیجیتال، اینشورتکها، استارتاپها و ابزارهای IOT و همچنین ظهور و پدیدار شدن ریسکهای جدید، با تحولات قابل توجهی مواجه شده است.
بیمههای خاص، بیمههای سایبری، بیمههای مرتبط با محصولات و اقتصاد کشاورزی و عوامل تولید آن، بیمههای مرتبط با تعهدات گمرکی و ابزارهای تضمینی، بیمه ریسکهای زیست محیطی، بیمههای پارامتریک، بیمههای مرتبط با انرژیهای نومانند انرژی خورشیدی و انواع متنوع بیمههای مسئولیت حرفهای، همگی بر ضرورت آشنایی دانشجویان وعلاقهمندان رشته بیمه با این علوم و تحولات جدید دلالت دارند.
بنابراین، ورود علوم مرتبطی مانند فناوری اطلاعات در بیمه،حقوق بیمه، بیمهگری دیجیتال، بازاریابی تخصصی بیمه و همچنین رشتههای بیمهای جدید، باید در مقطع کارشناسی مورد بازنگری و روزآمدسازی قرار گیرد و یا واحدهای درسی مرتبط با آنها به رشته بیمه اضافه شود.
همچنین، با توجه به اهمیت دروس عملی در فعالیت آتی دانشجو،لازم است به جنبههای عملی و کاربردی بیمه توجه بیشتری شود و در مقایسه با سهم مباحث تئوریک در مجموع دروس، عیار و سهم دروس عملی و کاربردی افزایش یابد.
به این ترتیب، دانشجو باید بتواند بلافاصله پس از اتمام دوره دانشگاهی، با برخورداری از توانمندی لازم، در شرکتهای بیمه یا در حوزه شبکه فروش، بهعنوان نماینده یا کارگزار رسمی بیمه فعالیت کند.
چابک آنلاین: آیا تغییر در دروس و سرفصلهای آموزشی مقطع کارشناسی ارشد بیمه (فوقلیسانس) و دکتری بیمه نیز لازم است؟
محمد زاهدنیا، کارشناس صنعت بیمه:اخیراً در برخی دانشگاهها، مانند دانشگاه علمیکاربردی،رشتههایی مانند حقوق بیمه، بازاریابی بیمه و یا گرایشهای بیمههای زندگی و بیمههای اموال نیز در مقطع کارشناسی راهاندازی شدهاند.
این موارد باید در مقطع کارشناسی، بهعنوان بخشی از دروس تخصصی پایه دوره لیسانس «مدیریت بیمه» لحاظ شوند.
بهتر است برای مقطع کارشناسی ارشد نیز گرایشهای تخصصی رشته بیمه، مانند مدیریت بیمه با گرایشهای بیمههای زندگی، بیمههای غیرزندگی، بیمههای مسئولیت، بیمههای اتکایی، حقوق بیمه، بازاریابی تخصصی بیمه و فناوری اطلاعات در بیمه، مدیریت ریسک در بیمه، اکچوئری بیمه و نظایر آن ایجاد شوند.
به عبارتی، هرفردی قصد ورود به صنعت بیمه کشور را داشته باشد، باید در مقطع کارشناسی و با رشته «مدیریت بیمه» بهعنوان رشته پایه تحصیلی بیمه وارد شود و برای ادامه تحصیل تخصصیتر، در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل دهد و نهایتاً تا مقطع دکتری نیز پیش رود.
درمقطع دکتری،قاعدتاً به مباحث کلانتر و سیاستگذارانه توجه میشود و در این مقطع نیزایجاد رشته «دکتری مدیریت بیمه» با گرایشهایی مانند مدیریت ریسک و بیمه، اقتصاد بیمه و سرمایهگذاری، مدیریت فنی صنعت بیمه، الگوی پیشرفته اکچوئری بیمه و فناوری و آیندهپژوهی در بیمه، مناسبتر و ضروریترخواهد بود.
عموماً در مقطع دکتری، پرداختن به مسائل کلانتر، نظریهپردازی و ارائه ایده و نوآوری دارای اهمیت است.
چابک آنلاین: در این بین، چه چالشهایی وجود دارد که میتواند با رویکرد اصلاح و بهبود کیفیت رشتههای بیمهای در مقاطع مختلف تأثیرگذار باشد؟
محمد زاهدنیا، کارشناس صنعت بیمه:انتخاب و بهکارگیری بخشی از اساتید منتخب دانشگاهها از میان افرادی که در صنعت بیمه فعالیت کرده و تجربه اندوزی لازم را داشتهاند، مناسبتر است، زیرا صرف ارائه تئوریک مطالب فعلی، با دنیای واقعی کار و فعالیت عملی در صنعت بیمه متفاوت است.
اینکه گفته میشود در حال حاضر فاصلهای بین دانشگاه و صنعت وجود دارد، تا حدودی درست است. ما باید ارتباط بیشتری بین صنعت بیمه و دانشگاه برقرار کنیم تا دانشجو هم سواد علمی و تئوریک داشته باشد و هم مهارت لازم را در کسبوکاری که میخواهد در آن فعالیت کند، کسب کند.
دوم آنکه، نبود ارتباط علمی و کاربردی با مؤسسات آموزشی معتبر بینالمللی در رشته بیمه، موجب افت تخصصی صنعت بیمه میشود.
بر این اساس، لازم است تا با اتخاذ تدابیری، این ارتباطات علمی با توجه به پیشرفتهای جهانی در بازار بیمه بینالمللی برقرار شود.
ازسوی دیگر،ما درمکتوب کردن و مستند سازی تجربیات داخلی خودمان و مدیریت دانش تجربی، متأسفانه ضعیف عمل کردهایم وباید به طرق گوناگون، از جمله تجمیع و نگهداری و فراهم کردن امکان بهرهبرداری از پایاننامهها و رسالههای دانشجویی و بهویژه، تشویق نویسندگان و مترجمان بیمهای به تألیف و ترجمه کتب و متون بیمهای و حتی اجرای مدل پایاننامههای بازنشستگی ــ شش ماه قبل از بازنشستگی ــ برای کارشناسان و مدیران صنعت بیمه اقدام کنیم.
درهر حال، ما مجبوریم با هدف توسعه صنعت بیمه و اقتصاد نوین بیمه، از مدل سنتی علوم و ساختار قدیمی دروس بیمهای و مدیریت دانش در صنعت بیمه گذر کنیم و اصلاحاتی بنیادین در رشته تحصیلی بیمه به عمل آوریم.