اختصاصی چابک آنلاین؛
چرا سوپراپهای موفق جهان از دل بانک ها متولد نشدند؟
درسالهای اخیر، رقابت برای ساخت «سوپراپ» به یکی از مهمترین موضوعات صنعت مالی و پرداخت تبدیل شده و تقریباً همه بازیگران بزرگ تلاش میکنند تا مجموعهای ازخدمات مالی و غیرمالی را در قالب یک اپلیکیشن واحد به کاربران ارائه دهند.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، اما یک پرسش مهم، کمتر مورد توجه قرار گرفته و آن اینکه چرا تقریباً هیچیک از سوپراپهای موفق جهان از دل بانکها متولد نشدهاند،درحالی که در ایران، بخشی از این سوپراپها توسط شرکتهای پرداخت وابسته به بانکها توسعه یافتهاند؟
مرور تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که مسیر شکلگیری سوپراپها در ایران، بیش از آنکه از یک الگوی جهانی پیروی کند، محصول ساختار خاص صنعت پرداخت و بانکداری کشور است.
سوپراپ، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک اپلیکیشن با خدمات متعدد نیست، بلکه پلتفرمی است که کاربردرطول روز بارها به آن مراجعه میکند.
همین ویژگی باعث شده تا تقریباً تمام سوپراپهای موفق جهان از دل خدماتی متولد شوند که بخشی از زندگی روزمره مردم هستند.
درچین، WeChat ابتدا یک پیامرسان بود و پس از جذب صدها میلیون کاربر، خدمات پرداخت، خرید، خدمات دولتی و مالی را به اکوسیستم خود اضافه کرد.
Alipay نیز کار خود را به عنوان ابزار پرداخت فروشگاه اینترنتی Taobao آغاز کرد و بعدها به یکی از بزرگترین ارائه دهندگان خدمات مالی و بیمه تبدیل شد.
همین الگودر سایر کشورهای آسیایی نیز تکرار شده است.
Grab از تاکسی اینترنتی، Gojek از موتورتاکسی، Paytmاز شارژ تلفن همراه و Careem از حملونقل شهری آغاز کردند و تنها پس از ایجاد یک جامعه کاربری گسترده، وارد حوزه خدمات مالی شدند.
نکته قابل توجه آن است که در هیچیک از این نمونهها، بانکها نقطه آغاز نبودهاند، حتی زمانی که این شرکتها وارد بانکداری شدند، ابتدا توانستند میلیونها کاربر فعال جذب کنند و سپس مجوزهای مالی و بانکی را دریافت کردند.
چرا بانکها کمتر موفق به ساخت سوپراپ شدهاند؟
پاسخ این پرسش را باید در تفاوت ساختاری بانکها و شرکتهای فناوری جستوجو کرد.
بانکها ذاتاً نهادهایی قانون محور هستند، فعالیت آنها تحت نظارت شدید بانکهای مرکزی، قوانین مبارزه با پولشویی، الزامات سرمایه، کنترلهای امنیت اطلاعات، مدیریت ریسک، الزامات حسابرسی و دهها مقررات دیگر انجام میشود.
هرخدمت جدید باید از فیلترهای متعدد حقوقی و نظارتی عبور کند، فرآیندی که سرعت توسعه محصول را کاهش میدهد.
درمقابل،شرکتهای فناوری از انعطاف بیشتری برخوردارند.
آنها میتوانند خدمات جدید را در مدت کوتاهی طراحی، آزمایش و در صورت نیاز اصلاح کنند و همین سرعت نوآوری باعث میشود تا بهتر بتوانند رفتار کاربران را درک کرده و خدمات متناسب با نیازهای روزمره آنها ارائه دهند.
عامل مهم دیگر، میزان مراجعه کاربران است.
کاربران ممکن است روزانه چندین باراز پیامرسان، تاکسی اینترنتی، سفارش غذا یا خرید آنلاین استفاده کنند، اما معمولاً تنها هنگام انجام یک تراکنش مالی به اپلیکیشن بانکی مراجعه میکنند.
همین «فرکانس بالای استفاده» مهمترین سرمایه سوپراپها محسوب میشود، سرمایهای که شرکتهای فناوری در اختیاردارند اما بانکها معمولاً ازآن محروم هستند.
به همین دلیل،تحلیلگران بینالمللی معتقدند که بانکها بیشتر میتوانند شریک یک اکوسیستم باشند تا سازنده آن.
اما در ایران شرایط کاملاً متفاوت بوده است.
ساختار صنعت پرداخت کشور باعث شده تا مسیر اصلی فعالیت شرکتهای پرداخت الکترونیک (PSP) عمدتاً در اختیار بانکها قرار گیرد.
ازسوی دیگر،شبکه شتاب و شاپرک نیز تحت مدیریت بانک مرکزی فعالیت میکنند و همین موضوع باعث شده تا دسترسی به زیرساخت پرداخت از ابتدا در اختیار بانکها و شرکتهای وابسته به آنها باشد.
درکنار این مسئله، محدودیت های بینالمللی نیز مانع ورود بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری جهان به بازار ایران شد.
درنتیجه، برخلاف کشورهای دیگر، شرکتهای فناوری مستقل فرصت کمتری برای توسعه اکوسیستمهای مالی پیدا کردند و این خلأ توسط بانکها و شرکتهای پرداخت پر شد.
به همین دلیل، سوپراپهایی مانند، آپ، تاپ، بله و برخی دیگر، همگی از دل اکوسیستم بانکی متولد شدند، مسیری که در مقیاس جهانی کمتر مشاهده میشود.
در مقابل، اسنپ و دیجیکالا را میتوان نزدیکترین نمونههای ایرانی به الگوی جهانی سوپراپها دانست.
هرچند که دیجیکالا هنوز به معنای کلاسیک آسیایی سوپراپ کامل نیست،یعنی کاربر هنوز برای تاکسی، پیامرسانی، خدمات دولتی و برخی از نیازهای روزمره به آن مراجعه نمیکند اما اسنپ از حملونقل شهری آغاز کرد و به مرور خدماتی مانند سفارش غذا، خرید، پرداخت و اعتبار را به اکوسیستم خود افزود.
دیجیکالا نیز از تجارت الکترونیک شروع کرد و سپس با توسعه خدمات مالی، اعتباری، بیمهای و لجستیکی، به سمت ایجاد یک اکوسیستم گسترده حرکت کرد.
هردو نمونه، برخلاف آپ و تاپ، ابتدا یک نیاز پرتکرار روزمره را حل کردند و سپس خدمات مالی را به آن افزودند، مسیری که شباهت بیشتری به تجربههای موفق جهانی مانند Alipay، Grab و Gojek دارد.
اوانو نیز از دل یک اپراتور مخابراتی شکل گرفته و از این منظر، شباهت بیشتری به نمونههای خارجی دارد.
چرا ایران به یک استثنای جهانی در توسعه سوپراپها تبدیل شد؟
مرور تجربه سوپراپهای جهانی نشان میدهد که تفاوت ایران تنها در نام بازیگران این بازار نیست، بلکه در ساختار صنعت پرداخت، شیوه تنظیمگری و مدل توسعه این کسبوکارها ریشه دارد.
بررسی این تجربه سه تفاوت اساسی را میان سوپراپها در ایران و الگوی غالب جهانی آشکار میکند.
نخستین تفاوت را میتوان «مالکیت معکوس» نامید.
دراغلب کشورهای جهان، سوپراپها توسط شرکتهای فناوری، پلتفرمهای تجارت الکترونیک، پیامرسانها یا شرکتهای حملونقل ایجاد شدهاند و پس از شکلگیری یک جامعه کاربری گسترده، بانکها بهعنوان شریک یا ارائه دهنده خدمات مالی به این اکوسیستمها پیوستهاند.
اما درایران این روند برعکس بوده وساختار رگولاتوری صنعت پرداخت، محدود بودن مجوزهای پرداخت الکترونیک و فراهم نشدن بستر فعالیت نئوبانکهای مستقل، باعث شد تا بانکها و شرکتهای پرداخت وابسته به آنها خود به سمت توسعه سوپراپها حرکت کنند.
درواقع، بانکها تلاش کرده اند تا علاوه بر حفظ ارتباط با مشتریان، سهم خود از بازار تراکنشها، رسوب منابع و درآمدهای کارمزدی را نیز حفظ کنند؛ مسیری که در کمتر کشوری ازجهان مشاهده میشود.

دومین تفاوت به جایگاه «کیف پول دیجیتال» بازمیگردد.
دربسیاری از کشورهای جهان، از چین و هند گرفته تا کشورهای جنوب شرق آسیا، کیف پول دیجیتال هسته اصلی سوپراپها را تشکیل میدهد و کاربران ابتدا موجودی خود را در این کیف پول نگهداری کرده و سپس از همان بستر برای پرداخت، خرید، سرمایهگذاری، بیمه و سایر خدمات استفاده میکنند.
اما در ایران، ارزان بودن بسیاری از خدمات بانکی، مدل کارمزدی شبکه شاپرک و عادت کاربران به استفاده مستقیم از کارتهای بانکی، موجب شده تا کیف پول دیجیتال هرگز به بازیگر اصلی اکوسیستم پرداخت تبدیل نشود.
به همین دلیل،بیشتر سوپراپهای ایرانی به جای توسعه خدمات برپایه کیف پول، مدل خود را براتصال مستقیم به کارتهای بانکی، کارتبهکارت و پرداختهای آنلاین استوار کردند، تفاوتی که معماری سوپراپهای ایرانی را از نمونههای موفق جهانی متمایز کرده است.
سومین تفاوت به نقش اپراتورهای تلفن همراه مربوط میشود.
در کشورهایی مانند کنیا و عربستان، اپراتورهای مخابراتی با اتکا به میلیونها مشترک خود، به بازیگران اصلی خدمات مالی تبدیل شدهاند و حتی توانستهاند بانکهای دیجیتال مستقلی ایجاد کنند.
در ایران نیز همراه اول با توسعه اوانو تلاش کرده از همین الگو پیروی کند، اما الزامات سختگیرانه بانک مرکزی، مقررات مبارزه با پولشویی و محدودیتهای صدور مجوز، باعث شده تا اپراتورها هنوز نتوانند نقشی مشابه همتایان بینالمللی خود ایفا کنند و بیشتر در قالب همکاری با بانکها و شرکتهای پرداخت فعالیت داشته باشند.
مجموع این عوامل نشان میدهد که تفاوت ایران با الگوی جهانی تنها به این موضوع محدود نمیشود که سوپراپها توسط چه نهادی ایجاد شدهاند،بلکه مدل کسبوکار، زیرساخت پرداخت و حتی مسیر تکامل این پلتفرمها نیز متفاوت است.
اگر در بسیاری از کشورهای جهان، سوپراپها از دل خدمات روزمره و شرکتهای فناوری به سمت خدمات مالی حرکت کردهاند، در ایران این مسیر معکوس بوده و بازیگران مالی تلاش کردهاند تا با افزودن خدمات غیرمالی، خود را به مفهوم سوپراپ نزدیک کنند.
شاید به همین دلیل بتوان گفت که سوپراپهای ایرانی از نظر ظاهری شباهتهایی با نمونههای جهانی دارند، اما «دیانای» آنها متفاوت است.
درجهان، فناوری نقطه آغاز ورود به خدمات مالی بوده، اما در ایران، خدمات مالی نقطه آغازحرکت به سمت اکوسیستمهای فناوری بوده است.
آیا مدل بانکمحور محکوم به شکست است؟
پاسخ منفی است، اما تجربه جهانی نشان میدهد که این مدل استثناست، نه قاعده.
نمونه Kaspiدر قزاقستان یکی از معدود سوپراپهای موفقی است که از یک بانک شکل گرفته، با این حال، موفقیت این مدل نیز در شرایط خاصی مانند بازار نسبتاً کوچک، رقابت محدود و نقش پررنگ بانک در زندگی روزمره مردم رقم خورده است.
در واقع، تجربه جهانی نشان میدهد آنچه یک سوپراپ را موفق میکند، تعداد خدمات آن نیست، بلکه میزان حضورش در زندگی روزمره کاربران است.
کاربران ابتدا برای رفع یک نیاز پرتکرار وارد یک اپلیکیشن میشوند و سپس به تدریج سایر خدمات را نیز از همان بستر دریافت میکنند.
آینده سوپراپها در ایران چگونه خواهد شد؟
اکنون این پرسش مطرح است که آیا مدل بانکمحور میتواند در آینده نیز پاسخگوی نیازهای کاربران باشد یا صنعت مالی ایران ناگزیر است به سمت همکاری عمیقتر با شرکتهای فناوری و ایجاد اکوسیستمهای باز حرکت کند؟
شاید مهمترین درس تجربه جهانی همین باشد.
سوپراپها از جایی آغاز میشوند که مردم هر روز در آن حضور دارند، نه از جایی که تنها هنگام انجام یک تراکنش مالی به آن مراجعه میکنند.
بانکها میتوانند بخش مهمی از این اکوسیستم باشند، اما در اغلب کشورهای جهان، موتور اصلی شکلگیری سوپراپها، فناوری و خدمات روزمره بوده است، نه بانکداری.
همین تفاوت، مهمترین دلیل فاصله گرفتن مسیر توسعه سوپراپها در ایران از الگوی غالب جهانی است، مسیری که اگرچه بر اساس الزامات ساختاری کشور شکل گرفته، اما برای رقابت در آینده، ناگزیر باید بیش از گذشته به تجربه کاربری، نوآوری و همکاری با اکوسیستم فناوری توجه کند.