چابک آنلاین، زهرا نامداری، همین فاصله میان «آنچه مشتری بوده» و «آنچه ممکن است بشود»، یکی از چالشهای اصلی مدلهای سنتی اعتبارسنجی در کشور به شمار می رود؛ مدلهایی که اگر نتوانند تغییرات جریان نقدی، رفتار اقتصادی و ریسکهای پیشروی مشتری را بهموقع در ارزیابی خود وارد کنند، ممکن است تصویری دقیق از ریسک امروز ارائه ندهند.
مسئله اصلی در اینجا، ارزش اطلاعات گذشته نیست؛ بلکه سرعت تغییر شرایط مالی مشتری و فاصله میان زمان وقوع تغییر و زمان انعکاس آن در سابقه اعتباری است.
سابقه پرداخت اقساط، بدهیهای قبلی و نحوه ایفای تعهدات، اطلاعات مهمی درباره رفتار اعتباری مشتری در اختیار میگذارد، اما لزوماً توضیح نمیدهد که آیا همان مشتری در ماههای آینده نیز از توان مالی مشابهی برای بازپرداخت اقساط برخوردار خواهد بود یا خیر.
این مسئله زمانی جدیتر میشود که وضعیت مالی مشتری درفاصله کوتاهی تغییر کند؛ تغییری که لزوماً همزمان با وقوع آن در سابقه اعتباری ثبت نمیشود.
مشتری ممکن است تا همین چند ماه قبل خوشحساب بوده، اما کاهش درآمد، افزایش تعهدات یا افت جریان نقدی، توان بازپرداخت او را تغییر داده باشد.
درچنین شرایطی، امتیاز اعتباری همچنان میتواند بر مبنای عملکرد گذشته، تصویری مطلوب از مشتری ارائه دهد،در حالی که ریسک اعتباری او در زمان تصمیمگیری دیگر همان ریسک گذشته نیست.
"علیرضا قنادان"، مدیرعامل شرکت لندو، در گفتوگو با چابک آنلاین، با اشاره به همین موضوع گفت که اغلب مدلهای اعتبارسنجی مورد استفاده در ایران، گذشتهنگر هستند و عمدتاً رفتارهای مالی گذشته افراد را بررسی میکنند.
به گفته او، اطلاعات رفتار خرید افراد در کانالهای مختلف، از درگاههای آنلاین و آفلاین گرفته تا پایانههای فروش، میتواند اطلاعات ارزشمندی برای اعتبارسنجی باشد.
واقعیت این است که ورود چنین دادههایی به مدلهای اعتبارسنجی، در واقع تلاشی برای نزدیکتر کردن تصویر اعتباری مشتری به وضعیت جاری اوست.
رفتار خرید و تراکنشهای مالی میتوانند نشانههایی از تغییر در الگوی مصرف، سطح فعالیت اقتصادی و رفتار مالی مشتری ارائه کنند،اطلاعاتی که در صورت دسترسی مناسب، کیفیت داده و طراحی صحیح مدل، میتوانند در کنار سابقه اعتباری مورد استفاده قرار گیرند.
این مسئله در اعتبارسنجی بنگاهها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
صورتهای مالی و عملکرد گذشته یک شرکت میتوانند نشان دهند که بنگاه در دورههای قبلی چگونه عمل کرده است، اما الزاماً مشخص نمیکنند که در مواجهه با یک شوک جدید چه نتایجی در انتظاربازپرداخت آن خواهد بود.
وضعیت جریان نقدی، میزان وابستگی به تأمینکنندگان، هزینههای تولید، دسترسی به انرژی و شرایط بازار میتوانند درمدت کوتاهی تغییر کنند و مستقیماً بر توان ایفای تعهدات اثر بگذارند.
حسین عبدهتبریزی، اقتصاددان، نیز با انتقاد از نگاه سنتی به ارزیابی اعتباری، معتقد است که ارزیابی بانکها نباید صرفاً بر وثیقه، سابقه بازپرداخت و صورتهای مالی گذشته متمرکز باشد، بلکه باید مشخص کند جریان نقدی آینده بنگاه تا چه اندازه پایدار است و در صورت وقوع اختلالهایی مانند بحران انرژی یا اختلال در زنجیره تأمین، چه تغییری در توان بازپرداخت آن ایجاد خواهد شد.
از این منظر، حرکت به سمت اعتبارسنجی آیندهنگر به معنای کنار گذاشتن اطلاعات تاریخی نیست؛ بلکه به معنای کاهش وابستگی تصمیم اعتباری به گذشته و افزودن نشانههای مربوط به وضعیت جاری و ریسکهای پیشرو است.
درمدل اعتبارسنجی آیندهنگر، سؤال فقط این نیست که مشتری تاکنون چگونه رفتار کرده، بلکه این است که اکنون درچه وضعیتی قرار دارد و چه عواملی میتواند توان بازپرداخت آینده او را تغییر دهد.
درنهایت، چالش اعتبارسنجی نسل جدید را شاید بتوان در یک سؤال خلاصه کرد.
آیا امتیاز اعتباری باید صرفاً کارنامه مشتری را ثبت کند یا بتواند پیش از وقوع نکول، تغییر در توان بازپرداخت او را نیز شناسایی کند؟
پاسخ به این سؤال میتواند مسیر اعتبارسنجی را از یک ابزار ثبت سابقه، به ابزاری برای پیشبینی پذیر درمدیریت ریسک تبدیل کند.