بازار نفت در نقطه شکست/ چرا توقف جنگ قیمتها را کاهش نمیدهد؟
بازار جهانی نفت درگیر کمبود فیزیکی، اختلال حملونقل و تخلیه سریع ذخایر شده و حتی آرامشدن تنشها نیز نمیتواند مسیر قیمتها را تغییر دهد.
به گزارش چابک آنلاین، بازار جهانی نفت در حالی با شوکی کمسابقه روبهرو شده که نشانههای آن نه فقط در قیمتها، بلکه در تراز واقعی عرضه، ذخایر و ظرفیت پالایش آشکار شده است. تحلیل منتشرشده توسط HFI Research نشان میدهد که جنگ دوماهه ایران و اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال نفت، ساختار بازار را به مرحلهای رسانده که این مؤسسه آن را «نقطه شکست» مینامد.
نقطه شکست مرحلهای است که در آن کاهش عرضه دیگر یک نوسان گذرا نیست، بلکه آغاز چرخهای پایدار از کمبود است. از همین نقطه است که میتوان فهمید چرا حتی در صورت آتشبس یا توافق سیاسی، قیمت نفت بهسرعت کاهش نخواهد یافت.
آسیبهای گسترده به ظرفیت عرضه
در ادامه همین وضعیت بحرانی، مسئله اصلی فقط وقوع جنگ یا تنش سیاسی نیست، بلکه تخریب واقعی ظرفیت عرضه است؛ بهویژه در بخش پالایش. طبق گزارش HFI، اختلالات ناشی از جنگ، بیش از پنج میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایشی جهان را از مدار خارج کرده است. این کاهش به معنای آن است که حتی اگر نفت خام موجود باشد، بخش قابل توجهی از آن امکان تبدیل شدن به فرآوردههای قابل مصرف را ندارد.
در صنعت انرژی، نفت خام زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که پالایش شود و به بنزین، گازوئیل یا سوخت جت تبدیل گردد. این ضعف ساختاری در حلقه پالایش، کمبود عرضه را به بحران تبدیل میکند و توضیح میدهد که چرا بازار انرژی بهسادگی به شرایط قبل بازنمیگردد.
گلوگاهی به نام تنگه هرمز
همین اختلال در پالایش، اهمیت مسیرهای انتقال نفت را دوچندان میکند و تنگه هرمز در این میان جایگاه محوری دارد. گزارش EIA نشان میدهد که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این گلوگاه عبور میکند؛ رقمی معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی. این مسیر، شریان اصلی صادرات نفت بسیاری از کشورهای خلیج فارس است و جایگزینهای موجود تنها بخش کوچکی از بار آن را میتوانند تحمل کنند.
در شرایطی که ظرفیت پالایشی کاهش یافته، هر تهدید علیه عبور و مرور در هرمز، بهسرعت هزینه حملونقل، بیمه و تحویل را افزایش میدهد و همین افزایش هزینهها به شکل مستقیم در قیمت نهایی نفت منعکس میشود. حتی احتمال اختلال، بدون وقوع انسداد کامل، برای بازار کافی است تا پریمیوم ریسک را افزایش دهد.
بازگشت عرضه به میزان قبلی، کند خواهد بود
بر همین اساس، حتی اگر تنشها کاهش یابد و مسیرهای کشتیرانی بازگشایی شوند، عرضه بهسرعت به حالت عادی برنمیگردد. HFI توضیح میدهد که انتقال و تخلیه نفت آماده عرضه حدود ۳۰ تا ۴۰ روز زمان میبرد و بازگشت نفتکشها به مسیرهای اصلی خود نیز حدود ۲۰ روز دیگر طول میکشد.
این تأخیرها ناشی از ماهیت فیزیکی بازار نفت است. برخلاف بازارهای مالی که در چند ساعت یا چند دقیقه به اخبار واکنش نشان میدهند، انتقال نفت خام فرآیندی زمانبر و پرهزینه است و این اینرسی باعث میشود قیمتها بهسرعت اصلاح نشوند. به بیان دیگر، بازار نفت حتی پس از آرامش ژئوپلیتیک نیز از شوکهای فیزیکی رهایی پیدا نمیکند.
وقتی ذخایر خالی میشوند
همین روند کند بازگشت عرضه، به کاهش سریع ذخایر جهانی منجر شده است. HFI برآورد میکند که تنها بهدلیل تأخیرها و اختلالات مرتبط با تنگه هرمز، حدود یک میلیارد بشکه از ذخایر جهانی از بین رفته و این عدد ممکن است تا پایان ژوئن به دو میلیارد بشکه نزدیک شود. کاهش ذخایر به معنای از دست رفتن ضربهگیر بازار است.
تا زمانی که ذخایر بالا باشند، بازار میتواند کمبود لحظهای را تحمل کند؛ اما وقتی ذخایر کاهش مییابند، هر شوک کوچکی به افزایش شدید قیمت تبدیل میشود. این موضوع با تحلیل EIA نیز سازگار است که هشدار میدهد هرگونه اختلال در تنگه هرمز میتواند باعث تأخیر در عرضه و افزایش هزینههای جهانی انرژی شود. این همزمانی کاهش ذخایر و محدودیت حملونقل، نشان میدهد که بازار به نقطهای رسیده که ظرفیت تحمل نوسان را ندارد.
افزایش فشار بر روند پالایش و تولید
در ادامه همین بحران عرضه، پالایشگاهها نیز با کاهش حاشیه سود مواجه شدهاند. قیمت نفت خام با سرعت بیشتری نسبت به قیمت فرآوردهها افزایش یافته و این وضعیت، پالایشگاهها را وادار به کاهش تولید کرده است. این رفتار زنجیرهای، یعنی کاهش تولید پالایشی، مصرف سریعتر موجودی سوخت، و سپس کمبود گستردهتر، بازار را در چرخهای قرار میدهد که HFI آن را «چرخه کمبود فیزیکی» مینامد.
هر حلقه از این چرخه فشار بیشتری بر قیمت نهایی وارد میکند. از همین رو، تحلیلهای مکمل بازار — از جمله گزارش The Signal Group درباره بحران حملونقل ناشی از تنشهای اخیر نیز تأکید میکنند که اختلال در حملونقل و بیمه نفتکشها خود یک عامل مستقل افزایش قیمت است.
گستردگی بحران
در چنین شرایطی، کمبود نفت فقط یک منطقه را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه بهصورت جهانی گسترش پیدا میکند. HFI پیشبینی میکند که پالایشگاههای آسیا تا اوایل مه با بحران تأمین روبهرو میشوند، اروپا وارد دورهای از کمبود عرضه خواهد شد و آمریکا ذخایر تجاری خود را تا نزدیک سطح حداقلی تخلیه خواهد کرد.
وقتی سه قطب اصلی مصرف جهانی (آسیا، اروپا و آمریکا) همزمان تحت فشار باشند، هیچ مسیری برای توزیع کارآمد نفت باقی نمیماند. این گستردگی بحران موجب میشود اثر اختلال از سطح منطقهای به سطح سیستم جهانی منتقل شود، آن هم در ساختاری که از قبل دچار آسیب در عرضه و پالایش شده است.
محدودیت مسیرهای جایگزین
تمام این مسائل در حالی رخ میدهد که مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت محدود و ناکافی هستند. تحلیل منتشرشده در Delta Capital درباره «گلوگاه تریلیوندلاری هرمز» نشان میدهد که خطوط لوله دورزننده در عربستان و امارات تنها ظرفیت انتقال حدود چهار میلیون بشکه در روز؛ یعنی کمتر از ۲۰ درصد حجم عبوری از هرمز را دارند.
این ظرفیت محدود باعث میشود هرگونه اختلال در این تنگه، حتی اگر نسبی یا موقتی باشد، بهسرعت قیمتها را افزایش دهد. با توجه به کاهش ذخایر، فشار بر پالایشگاهها و تخریب زنجیره تأمین، نبود مسیر جایگزین واقعی یکی از کلیدیترین دلایل تداوم قیمتهای بالا است.
نقش انتظارات بازار
در کنار این عوامل فیزیکی و لجستیکی، نباید نقش انتظارات بازار را دستکم گرفت. قیمت نفت تنها بر اساس عرضه و تقاضای فعلی تعیین نمیشود؛ بلکه پیشبینی کمبود در آینده نیز در قیمت امروز لحاظ میشود. HFI بهدرستی اشاره میکند که بازار مالی تا زمانی که تخلیه واقعی ذخایر را نبیند خطر را جدی نمیگیرد، اما پس از آشکار شدن کمبود فیزیکی، قیمتها جهش ناگهانی خواهند داشت.
این رفتار الگوی شناختهشدهای در بازار انرژی است و باعث میشود حتی خبرهای مثبت سیاسی نیز فقط در کوتاهمدت اثرگذار باشند، بدون آنکه روند اصلی قیمت را تغییر دهند. به همین دلیل است که حتی پس از اعلام بازبودن مسیرهای کشتیرانی توسط ایران، تحلیلگران همچنان نسبت به آینده عرضه محتاطاند.
نیاز به کاستن از میزان تقاضا
در نهایت، وقتی عرضه قادر به بازگشت سریع نیست و ذخایر نیز به سرعت مصرف میشوند، تنها ابزار واقعی برای برقراری تعادل در بازار، کاهش تقاضاست. HFI این کاهش اجتنابناپذیر را «تخریب تقاضا» مینامد و آن را با شرایط دوران همهگیری کووید-۱۹ مقایسه میکند.
این مفهوم به معنای آن است که برای بازگشت تعادل، یا قیمتها باید آنقدر بالا بروند که مصرف کاهش یابد، یا اقتصاد جهانی وارد دورهای از رکود ملایم شود. تحلیل EIA نیز با این نتیجه همسوست و پیشبینی میکند که تولید اوپک تا نه ماه پس از پایان تنشها به حالت عادی برنمیگردد و تقاضای جهانی نیز شش ماه پس از آن بهبود خواهد یافت. این ارزیابی نشان میدهد که مسیر بازگشت بازار به وضعیت پایدار، طولانی و پرهزینه خواهد بود.
بنابراین، روندهای موجود نشان میدهد که انتظار کاهش قیمت نفت در آینده نزدیک واقعبینانه نیست. بازار جهانی نفت اکنون با ترکیبی از کاهش عرضه، اختلال در پالایش، محدودیت مسیرهای انتقال، تخلیه سریع ذخایر، ریسک حملونقل و انتظارات صعودی مواجه است. مجموعه این عوامل ساختاری و پایدار هستند و حتی در صورت آرامتر شدن فضای ژئوپلیتیک نیز به این زودیها از بین نمیروند. به همین دلیل، قیمت نفت نهتنها در کوتاهمدت بلکه در میانمدت نیز احتمالاً در سطوح بالا باقی خواهد ماند.