اختصاصی چابک آنلاین؛

سهم بازار یا ارزش‌آفرینی؛ پیام راهبردی نهفته در یادداشت مدیرعامل بیمه آسیا

صنعت کشور ایران سال‌هاست، عملکرد شرکت‌ها را با یک شاخص کلیدی ارزیابی می‌کند؛ «سهم از بازار».

سهم بازار یا ارزش‌آفرینی؛ پیام راهبردی نهفته در یادداشت مدیرعامل بیمه آسیا

چابک آنلاین، زهرا نامداری، رتبه‌بندی شرکت‌ها، تحلیل‌های رسانه‌ای و حتی بخشی از تصمیمات مدیریتی عمدتاً حول این پرسش شکل گرفته که هر شرکت چه سهمی ازحق‌بیمه تولیدی بازار را در اختیار دارد.

با این حال، یادداشت اخیرمدیرعامل بیمه آسیا را می‌توان دعوتی به بازنگری در همین نگاه سنتی دانست؛ نگاهی که معتقد است بزرگ‌تر شدن الزاماً به معنای موفق‌تر شدن نیست.

درظاهر،افزایش سهم بازار نشانه رشد،توسعه شبکه فروش و قدرت رقابتی شرکت‌های بیمه است؛ اما واقعیت آن است که کیفیت این رشد اهمیت بسیار بیشتری ازحجم آن دارد.

اگر رشد سهم بازار ازمحل رشته‌هایی حاصل شود که ضریب خسارت بالا، نقدینگی شکننده و ریسک‌های انباشته دارند، این رشد می‌تواند به جای خلق ارزش، به عاملی برای تضعیف توان مالی شرکت تبدیل شود.

سهم بازار؛ شاخصی که گاهی گمراه‌کننده است

در بسیاری از صنایع، افزایش سهم بازار به‌طور طبیعی با افزایش سودآوری همراه است، اما صنعت بیمه از این قاعده تبعیت نمی‌کند.

دراین صنعت، فروش بیشتر، الزاماً به معنای سود بیشتر نیست؛ زیرا محصول فروخته‌ شده در واقع تعهدی برای آینده است.

از این منظر،هربیمه‌نامه جدید علاوه بر درآمد، ریسک و تعهد جدیدی نیز به شرکت تحمیل می‌کند.

به همین دلیل، ممکن است شرکتی که در رتبه‌های بالای جدول سهم بازار قرار داشته باشد اما همزمان با چالش‌های جدی در سودآوری، نقدینگی و کفایت ذخایر فنی مواجه باشد.

این همان نکته‌ای است که مدیرعامل بیمه آسیا تلاش می‌کند توجه مدیران صنعت را به آن جلب کند.

چرا درمان و اتومبیل به «دام استراتژیک» تبدیل شده‌اند؟

یکی از مهم‌ترین محورهای این یادداشت، تمرکز پرتفوی صنعت بیمه بر چند رشته محدود است.

رشته‌های درمان، شخص ثالث و بدنه خودرو بخش عمده بازار بیمه کشور را تشکیل می‌دهند و طبیعی است که شرکت‌ها برای افزایش سهم بازار، بیشترین انرژی خود را بر جذب پرتفوی در همین حوزه‌ها متمرکز کنند.

امامسئله اینجاست که همین رشته‌ها بیشترین حساسیت را نسبت به تورم، تغییرات مقرراتی و افزایش هزینه خسارت دارند.

دراقتصادی که نرخ تورم بالا است، هزینه درمان، قطعات خودرو، دستمزد خدمات و حتی مبالغ دیه با سرعت رشد می‌کنند.

درنتیجه، پرتفویی که در زمان صدور سودآور به نظر می‌رسد، ممکن است چند ماه بعد به پرتفویی زیان‌ده تبدیل شود.

ازاین منظر، هشدار مدیرعامل بیمه آسیا صرفاً درباره تمرکز پرتفوی نیست؛ بلکه درباره وابستگی بیش از حد صنعت به رشته‌هایی است که بیشترین نوسان و کمترین قابلیت پیش‌بینی را دارند.

رقابت قیمتی؛ بازی‌ که برنده ندارد

نکته مهم دیگر، نقدرقابت قیمتی در بازار بیمه است.

طی سال‌های اخیر، بسیاری از شرکت‌ها برای حفظ یا افزایش سهم بازار، وارد رقابت گسترده بر سر نرخ‌ها شده‌اند. نتیجه این روند، کاهش حاشیه سود و تضعیف کیفیت پرتفوی بوده است.

واقعیت آن است که نرخ‌شکنی در صنعت بیمه، برخلاف برخی صنایع دیگر،صرفاً کاهش قیمت یک کالا نیست؛ بلکه کاهش بهای پذیرش ریسک است.

اگرارزیابی ریسک و قیمت‌گذاری متناسب با آن انجام نشود،شرکت بیمه در آینده هزینه این تصمیم را از محل افزایش خسارت‌ها پرداخت خواهد کرد.

درچنین شرایطی، سهم بازار می‌تواند به یک شاخص فریبنده تبدیل شود؛ زیرا رشد ظاهری فروش، ممکن است زیان پنهان آینده را پوشش دهد.

نقدینگی؛ حلقه مفقوده بسیاری از تحلیل‌ها

یکی ازمهم‌ترین بخش‌های یادداشت مجتبی حیدری، مدیرعامل بیمه آسیا، توجه به جریان نقدی شرکت‌های بیمه است؛ موضوعی که معمولاً در تحلیل‌های سهم بازار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

جذب پرتفوی‌های بزرگ سازمانی، اگرچه در کوتاه‌مدت به رشد حق‌بیمه تولیدی کمک می‌کند، اما در بسیاری از موارد با تأخیر در وصول مطالبات همراه است.

درنتیجه، شرکت بیمه ناچار است خسارت‌ها را پرداخت کند درحالیکه هنوز بخش قابل توجهی ازحق‌بیمه خود را دریافت نکرده است.

دراقتصادی که نقدینگی نقش تعیین‌کننده‌ای در سرمایه‌گذاری، مدیریت خسارت و حفظ توانگری مالی دارد، کیفیت وصول حق‌بیمه گاهی حتی مهم‌تر از حجم فروش است.

به همین دلیل،پیشنهاد توجه به دوره وصول حق‌ بیمه را باید یکی از مهم‌ترین نکات مدیریتی مطرح‌شده در این یادداشت دانست.

عبور از مدل سنتی رشد

شاید مهم‌ترین پیام یادداشت مدیرعامل بیمه آسیا، ضرورت عبور از الگوی سنتی رشد در صنعت بیمه باشد.

الگویی که موفقیت را صرفاً با افزایش فروش و رشد سهم بازار تعریف می‌کند، درشرایط پیچیده اقتصادی امروز دیگر پاسخگوی نیازهای صنعت نیست.

توسعه بیمه‌های زندگی، استفاده از فناوری‌های داده ‌محور، بهره‌گیری از هوش مصنوعی در ارزیابی ریسک، طراحی محصولات نوآورانه و ورود به بازارهای جدیدی مانند بیمه‌های سایبری و بیمه‌های خرد، همگی در واقع تلاش برای کاهش وابستگی صنعت به رشته‌های سنتی و ایجاد منابع درآمدی پایدارتر هستند.

آنچه از میان سطور این یادداشت قابل برداشت است، تغییر یک پرسش بنیادین در صنعت بیمه است.

سال‌ها پرسش غالب این بود که «چه میزان سهم بازار داریم؟»

اما به نظر می‌رسد صنعت بیمه امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این پرسش پاسخ دهد که «این سهم بازار با چه کیفیتی به دست آمده است؟»

درشرایطی که تورم، افزایش خسارت‌ها، رقابت قیمتی و چالش‌های نقدینگی بر صنعت بیمه سایه انداخته‌اند، موفقیت دیگر صرفاً در بزرگ‌تر شدن خلاصه نمی‌شود.

شرکت‌های بیمه‌ای درآینده برنده خواهند بود که بتوانند میان رشد، سودآوری، نقدینگی، تنوع پرتفوی و مدیریت ریسک توازن برقرارکنند.

شاید بتوان گفت که پیام اصلی این یادداشت آن است که دوران حکمرانی شاخص «سهم بازار به هر قیمت» رو به پایان است و زمان توجه به «ارزش‌آفرینی پایدار» فرا رسیده است.

 

کپی شد
نظر بگذارید