آیا لیزینگ و لندتک در ایران رقیب یکدیگر هستند؟
تحولات سریع اقتصاد دیجیتال در سالهای اخیر باعث شده تا دو مفهوم «لیزینگ» و «لندتک» بیشتر از همیشه در مرکز توجه صنعت مالی ایران قرار گیرند.
لیزینگها دهههاست که در تامین مالی داراییهای بادوام، خودرو، تجهیزات پزشکی و ماشینآلات ایفای نقش میکنند و تحت نظارت مستقیم بانک مرکزی، از جایگاه نهادی تثبیتشده برخوردارند.
درمقابل، لندتکها بهعنوان نسل جدید فناوریهای اعتباری،درحوزههایی مانند اعتبار خرد، خرید اقساطی آنلاین و BNPL، با مدلهای کسبوکار دادهمحور وارد بازار شدهاند.
حال، سؤال اصلی این است: آیا این دو بازیگر در ایران رقیباند یا مکمل؟
مهمتراینکه در چارچوب قانون تجارت و مقررات بانک مرکزی، چه نسبتی با هم دارند؟
جایگاه حقوقی لیزینگها در نظام مالی ایران
لیزینگها بر اساس «قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی» (۱۳۸۳) و آییننامههای مصوب هیئت وزیران، از مصادیق فعالیتهای اعتباری تحت نظارت بانک مرکزی به شمار میروند.
دستورالعمل شورای پول و اعتبار، نحوه تأسیس،حداقل سرمایه، دامنه عملیات، نوع قراردادها و نسبتهای مالی لیزینگها را دقیقاً مشخص کرده است.
بنابراین لیزینگها از منظر حقوقی مؤسسه اعتباری مجاز محسوب میشوند و در کنار بانکها، نقش رسمی در تامین مالی دارند.
در این چارچوب، قراردادهای لیزینگ تنها تابع قانون تجارت نیستند، بلکه از طریق «قانون عملیات بانکی بدون ربا»، «بخشنامههای شورای پول و اعتبار» و مقررات خاص مالیاتی، تحت یک رژیم حقوقی ویژه قرار میگیرند.
این وضعیت باعث میشود تا لیزینگها در مقام اعطای اعتبار، ازپشتوانه نهادی، ضمانت اجراهای قانونی و قدرت اعمال حقوقی مشخص برخوردار باشند.
وضعیت حقوقی لندتکها؛ بازیگری بین قوانین عمومی و فضای خاکستری تنظیمگری
بر خلاف لیزینگها، لندتکها هنوز در ایران «شخصیت اعتباری دارای مجوز» محسوب نمیشوند.
بخش عمده فعالیت آنها درچارچوب قراردادهای خصوصی با بانکها، موسسات مالی و شرکتهای لیزینگ انجام میگیرد؛ یعنی خودشان وام دهنده نیستند، بلکه فرآیند اعتبارسنجی، احراز هویت، فروش اقساطی آنلاین، مدیریت ریسک وUX مشتری را انجام میدهند ومنابع مالی از بانک یا لیزینگ تأمین میشود.
ازمنظر قوانین بانک مرکزی،اگر یک لندتک بهطور مستقیم اقدام به جذب منابع یا اعطای تسهیلات کند، فعالیت او بهعنوان «عملیات اعتباری بدون مجوز» قابل پیگرد است.
به همین دلیل در سالهای اخیر، بانک مرکزی و پژوهشکدههای تخصصی، مفهوم «شرکتهای اعتباریار» را مطرح کردهاند؛ یعنی چارچوبی که لندتکها بتوانند در قالب یک نهاد نظارتپذیر فعالیت کنند بدون آنکه تبدیل به بانک یا لیزینگ شوند.
این طرح هنوز نهایی نشده و همین ابهام رگولاتوری یکی از ریسکهای اصلی صنعت لندتک در ایران است.
نسبت لیزینگ و لندتک از منظر حقوق تجارت
از منظر حقوق تجارت، هر دو نوع شرکت میتوانند در قالب شرکتهای سهامی یا مسئولیت محدود ثبت شوند، اما ماهیت قراردادهایشان متفاوت است:
در لیزینگ، قراردادها غالباً «اجاره به شرط تملیک»، «فروش اقساطی» یا «مرابحه» است وتعهدات مالی و مالکیت کاملاً روشن و قابل پیگیری است.
در لندتک، رابطه معمولاً سهلایه است:
بانک/لیزینگ ↔ پلتفرم (قرارداد کارگزاری، نمایندگی یا اعتبارسنجی)
پلتفرم ↔ مشتری (شرایط استفاده، رضایتنامه دادهها و کارمزد)
بانک/لیزینگ ↔ مشتری (قرارداد تسهیلات)
این چندلایه بودن، مرزهای مسئولیت را مبهم میکند و از منظرحقوقی، یکی از نقاط ضعف لندتک محسوب میشود؛ بهخصوص در موضوعاتی مانند ریسک نکول، حفاظت از دادههای مشتری، مسئولیت خسارت و دعاوی احتمالی.
تحلیل SWOT لیزینگها
نقاط قوت:
- مجوز رسمی بانک مرکزی
- توانایی ترازنامهای و تجربه مدیریت ریسک
- چارچوب حقوقی قوی و قابل استناد
- سابقه طولانی در بازار داراییهای بادوام
نقاط ضعف:
- کندی فرآیندها، UX ضعیف، کاغذبازی
- محدودیتهای سختگیرانه نرخ سود
- چالشهای مالیاتی بهویژه VAT
- تمرکز بیش از حد بر بازار خودرو
فرصتها:
- دیجیتالیسازی
- همکاری با لندتکها برای جذب مشتری جوان
- توسعه در حوزههای انرژی، تجهیزات و تولید
تهدیدها:
- رقابت لندتکها در بازار مصرفی
- رکود اقتصادی و افت فروش داراییها
- سختگیری احتمالی در مقررات آینده
۵. تحلیل SWOT لندتکها
نقاط قوت:
- سرعت، سادگی و تجربه کاربری عالی
- مدلهای اعتبارسنجی مبتنی بر دادههای رفتاری
- امکان ارائه محصولات متنوع (BNPL، اعتبار خرد، POS)
نقاط ضعف:
- عدم مجوز مستقل و ریسک برخورد نظارتی
- وابستگی شدید به منابع مالی بانکها و لیزینگها
فرصتها:
- شکاف بزرگ در تامین اعتبار خرد
- همکاری B2B با بانکها، PSPها و فروشگاهها
- موج جهانی رشد BNPL
تهدیدها:
- احتمال محدودیتهای جدی از سوی بانک مرکزی
- ریسک امنیت داده و مسئولیت حقوقی
- تغییرات ناگهانی سیاستی
۶. آیا لیزینگ و لندتک واقعاً رقیباند؟
پاسخ چندلایه است:
۱) در بازار مصرفی، بله—رقیب مستقیماند.
هر دو «امکان خرید اقساطی» ارائه میدهند.
مشتری، سرعت و سادگی لندتک را ترجیح میدهد و این موجب شده سهم لیزینگها در بخش B2C بهتدریج تهدید شود.
۲) در نظام حقوقی و تنظیمگری، نه—مکملاند.
لندتک بدون مجوز رسمی نمیتواند بهطور مستقل مانند لیزینگ فعالیت کند. بنابراین ناچار است در چارچوب همکاری با لیزینگها یا بانکها خدمات خود را ارائه دهد.
۳) در ترازنامه، مکملاند نه رقیب.
منبع مالی لندتکها غالباً بانک یا لیزینگ است؛ یعنی زنجیره تأمین مالی آنها از نهادهای دارای مجوز عبور میکند.
۴ در آینده چه میشود؟
اگر مدل «شرکت اعتباریار» رسمی شود و لندتکها اجازه فعالیت مستقل پیدا کنند، رقابت نهادی و حقوقی واقعی بهوجود خواهد آمد. در غیر این صورت، رابطه مکمل باقی میماند.
جمعبندی تحلیلی
در ساختار فعلی اقتصاد ایران، لیزینگها و لندتکها در نقطه تماس با مشتری رقیباند اما در ساختار حقوقی و تامین مالی شریک ناگزیر یکدیگرند
لیزینگها پشتوانه قانونی و مجوز دارند؛ لندتکها نوآوری و سرعت.
هریک بدون دیگری، در وضعیت فعلی اقتصاد دیجیتال ناقصاند.
مسیر آینده صنعت اعتباری ایران وابسته به این است که بانک مرکزی چه چارچوبی برای فعالیت مستقل لندتکها تعریف کند.
تا زمانی که این چارچوب نهایی نشده، لندتکها نمیتوانند جایگزین لیزینگ شوند و نقش آنها همچنان «بازوی فناوری» صنعت اعتباری خواهد بود، نه یک نهاد رقیب کامل.
حسین همایون مقدم، قائم مقام مدیرعامل شرکت لیزینگ کارآمد