در شرایطی کنونی یک اختلال میتواند براعتماد مشتریان و یا حتی ثبات اقتصادی هم اثراتی بگذارد،بنابراین تابآوری فناوری بانکها دیگر موضوعی درونسازمانی یا صرفاً فنی نیست؛ بخشی از تابآوری نظام مالی کشور به شمار می رود.
بانکها اکنون بر مجموعهای پیچیده از زیرساختهای دیجیتال، شبکههای ارتباطی، سامانههای متمرکز، دادهها و سرویسهای بههمپیوسته استوارند.
درچنین ساختاری، اختلال جدی درفناوری دیگر صرفاً اختلال در یک واحد یا یک خدمت نیست،بلکه میتواند پرداخت، عملیات، خدمات مشتریان، مدیریت نقدینگی، اعتباردهی، گزارشدهی و در نهایت اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهای اخیر، الزامات و تکالیف متعددی برای افزایش پایداری و تابآوری بانکها از سوی نهادهای مختلف تدوین و ابلاغ شده ،اما تابآوری صرفا با افزایش بخشنامهها و چکلیستها ایجاد نمیشود.
میان «الزام سازمان به انجام یک اقدام» و «درک تخصصی آن اقدام در سطح تصمیمگیری » فاصله وجود دارد.
بخش مهمی از ریسکهای فناوری برای افراد غیرمتخصص قابل مشاهده نیست.
فرسودگی یک زیرساخت، وابستگی حیاتی به یک سامانه یا پیمانکار، ضعف یک معماری، کمبود یک تخصص کلیدی یا نبود یک سناریوی واقعی بازیابی، ممکن است در شرایط عادی حتی «مسئله» به نظر نرسد، اما در شرایط بروز چالش، همان عوامل میتوانند به نقاط شکست حیاتی تبدیل شوند.
ویژگی های ذاتی فناوری، یک تفاوت مهم با بسیاری از ریسکهای سنتی بانک ایجاد میکند: ممکن است ریسک وجود داشته باشد، اما اگر دانش لازم برای دیدن و تفسیر آن در فرآیند تصمیمگیری حضور نداشته باشد، آن ریسک عملاً روی میز تصمیمگیری دیده نمیشود.
از همینجا اهمیت یک موضوع کمتر دیدهشده آشکار میشود: آیا شیوه تصمیمگیری و حکمرانی در بانکها متناسب با ماهیت و سطح این ریسکها تغییر یافته و چه میزان از واقعیت فنی و ریسک فناوری در لحظه تصمیمگیری دیده میشود؟
تصمیمگیری درباره ریسکهایی که میتواند بر استمرار فعالیت بانک اثر بگذارد، بدون دسترسی به تحلیل تخصصی و فهم دقیق پیامدهای فنی، میتواند تصمیم را به ارزیابی ناقصی از واقعیت تبدیل کند.
تجربه نیز نشان میدهد هرکجا که این فاصله کمتر بوده، امکان ایجاد توازن میان توسعه کسبوکار، سرمایهگذاری، امنیت و تابآوری بیشتر فراهم شده است.
درمقابل، هرگاه فناوری صرفاً در مرحله اجرا و پس از شکلگیری تصمیمات وارد شده، ممکن است سازمان در نهایت با محدودیتهایی مواجه شود که اصلاح آنها بسیار پرهزینهتر از پیشگیری بوده است.
شناخت درست تصمیم گیران از فناوری میتواند بر تصمیمات توسعهای و کسبوکار بانک نیز اثرگذار باشد.
بسیاری از ایدههای کسبوکاری تنها زمانی قابلیت تبدیل شدن به محصول و خدمت واقعی را پیدا میکنند که شناخت دقیقی از ظرفیت و محدودیت زیرساختهای نرمافزاری، سختافزاری، دادهای و ارتباطی بانک وجود داشته باشد. گاهی یک زیرساخت مناسب میتواند اجرای یک ایده را امکانپذیر و سریع کند و گاهی محدودیتهای پنهان همان زیرساخت، یک تصمیم ظاهراً جذاب را به پروژهای پرهزینه و کماثر تبدیل میکند.
از این منظر، شاید لازم باشد در کنار بازنگری مستمر در الزامات فنی، در منطق حکمرانی فناوری نیز بازاندیشی کنیم. اینکه ریسک چگونه دیده میشود، چه کسی آن را تفسیر میکند، چگونه میان منافع کوتاهمدت و پیامدهای بلندمدت تعادل برقرار میشود و آیا دانش تخصصی در زمان مناسب به تصمیم تبدیل میشود یا خیر.
وشاید مهمترین گام در افزایش تابآوری نظام بانکی، نه صرفاً افزودن برالزامات، بلکه اطمینان از آن باشد که مسئولیت، دانش تخصصی، امکان اثرگذاری و پاسخگویی، در مکان تصمیم گیری و در نقطهای متناسب با یکدیگر قرار گرفتهاند.
محسن بیژنی، معاون فناوری اطلاعات بانک گردشگری