اختصاصی چابک آنلاین؛
افزایش ضریب نفوذ بیمه شاخصی که با افزایش کیفیت در رابطه میان شرکت بیمه و مشتریان محقق خواهد شد
صنعت بیمه را نمیتوان فقط با صورتهای مالی سنجید، ممکن است حقبیمه تولیدی هر سال رکورد تازهای ثبت کند، خسارتهای بیشتری پرداخت شود و تعداد بیمهنامههای صادره افزایش یابد، اما یک پرسش همچنان بیپاسخ بماند، آیا بیمه توانسته جایگاه پررنگتری در زندگی مردم و فعالیت بنگاههای اقتصادی پیدا کند؟
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، پاسخ این پرسش را نمیتوان در رقم فروش جستوجو کرد.
یکی از دقیقترین شاخصها برای ارزیابی میزان توسعه صنعت بیمه، «ضریب نفوذ بیمه» است، شاخصی که نشان میدهد سهم بیمه در اقتصاد یک کشور تا چه اندازه افزایش یافته و تا چه حد به ابزاری برای مدیریت ریسک خانوارها و کسبوکارها تبدیل شده است.
مرور آمارهای ۲ ماهه نخست سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که صنعت بیمه ایران از نظر حجم عملیات، سالی پرتحرک را آغاز کرده است.
در این مدت بیش از ۲۱۹ هزار میلیارد تومان حقبیمه تولید شده، ۱۱۰.۳ هزار میلیارد تومان خسارت پرداخت شده، ۱۱.۵ میلیون فقره بیمهنامه صادر شده و ۱۶.۴ میلیون پرونده خسارت مورد رسیدگی قرار گرفته است.
این ارقام از بزرگی و پویایی صنعت بیمه حکایت دارد، اما به تنهایی نمیتواند میزان توسعه بازار را توضیح دهد.
در کنار این آمارها، ضریب نفوذ بیمه ایران همچنان در حدود ۲.۵ درصد قرار دارد، رقمی که اگرچه نسبت به یک دهه قبل بهبود یافته، اما همچنان فاصله قابل توجهی با بسیاری از بازارهای توسعهیافته دارد.
بر اساس گزارش OECD، میانگین ضریب نفوذ بیمه در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی حدود ۶.۲ درصد است و در کشورهایی مانند فرانسه و دانمارک از ۱۱ درصد نیز فراتر میرود.
این فاصله، تنها اختلاف چند عدد نیست، بلکه تفاوت در میزان استفاده از بیمه به عنوان یکی از ابزارهای مدیریت ریسک در اقتصاد است.
البته سادهسازی این موضوع نیز خطاست، پایین بودن ضریب نفوذ را نمیتوان تنها به یک عامل نسبت داد.
درآمد خانوارها، نرخ تورم، ثبات اقتصادی، فرهنگ بیمه، تنوع محصولات، کیفیت خدمات، نوآوری، چارچوبهای نظارتی و حتی پیشبینیپذیری محیط کسبوکار، همگی بر این شاخص اثر میگذارند.
به همین دلیل، ضریب نفوذ را باید نتیجه عملکرد مجموعهای از بازیگران و سیاستها دانست، نه صرفاً عملکرد شرکتهای بیمه ای .
با این حال، یک نکته روشن است.
هر اندازه بیمه بتواند تجربهای مطمئنتر، شفافتر و کارآمدتر برای بیمهگذار ایجاد کند، مسیر توسعه بازار نیز هموارتر خواهد شد.
توسعه صنعت بیمه،پیش از آنکه به افزایش فروش وابسته باشد، به افزایش کیفیت رابطه میان شرکت بیمه و بیمهگذار وابسته است.
رابطهای که ازلحظه خرید بیمهنامه آغاز میشود و در زمان پرداخت خسارت، درباره آن قضاوت خواهد شد.
در همین چارچوب،آمار شکایات نیز صرفاً یک عدد نیست.
در ۲ ماهه نخست امسال ۲۷۰۰ شکایت در بیمه مرکزی ثبت شده که از این تعداد، ۲۱۰۳ پرونده رسیدگی شده، ۱۱۰۲ شکایت وارد تشخیص داده شده، ۱۰۰۱ مورد ناوارد بوده و ۵۹۷ پرونده همچنان در دست بررسی است.
این آمار در مقایسه با میلیونها خدمت ارائهشده، تصویر یک صنعت ضعیف را نشان نمیدهد، اما یادآوری میکند که کیفیت خدمات و نحوه پاسخگویی به بیمهگذاران، بخشی از فرآیند توسعه بازار است و نمیتوان آن را صرفاً یک موضوع اجرایی دانست.
در مقابل، تجربههایی مانند پرداخت خسارت حادثه بندر شهید رجایی نشان داد که صنعت بیمه هر زمان بتواند در شرایط بحرانی سریع، منظم و مسئولانه به تعهدات خود عمل کند، تنها یک خسارت را جبران نمیکند، بلکه تصویری از کارکرد واقعی بیمه در ذهن جامعه میسازد.
چنین تجربههایی شاید مستقیماً در صورتهای مالی ثبت نشوند، اما در شکلگیری سرمایه اجتماعی صنعت نقش تعیینکننده دارند.
نگاهی به روند ضریب نفوذ بیمه نیز همین واقعیت را تأیید میکند.
این شاخص از ۱.۹ درصد در سال ۱۳۹۳ به ۲.۵۲ درصد در سال ۱۳۹۸ رسید، اما پس از آن دوباره کاهش یافت و در سالهای اخیر در محدوده نزدیک به ۲ درصد نوسان داشته است.
این فراز و فرود نشان میدهد که توسعه صنعت بیمه با رشد مقطعی فروش محقق نمیشود.
رشد پایدار، نیازمند مجموعهای از اصلاحات در اقتصاد، توسعه محصولات، بهبود تجربه مشتری، گسترش فرهنگ بیمه و تقویت کارایی بازار است.
شاید به همین دلیل باشد که ضریب نفوذ بیمه را میتوان یکی از صادقترین شاخصهای این صنعت دانست.
شاخصی که نه با افزایش نرخها دستخوش هیجان میشود و نه با رشد اسمی حقبیمهها تغییر ماهیت میدهد.
این عدد، بیش از آنکه از عملکرد کوتاهمدت شرکتها سخن بگوید،روایتگر جایگاهی است که بیمه در اقتصاد و زندگی مردم به دست آورده است.
اگر قرار است صنعت بیمه در سالهای آینده توسعهای پایدار را تجربه کند، شاید بیش از هر چیز باید این روایت را تغییر دهد.
