خاطرات سپانلو از «پسر خدیجه خانوم»
این بچه بدجوری چسبیده بود به خدیجه خانوم، انگاری هیچ دلش نمیخواست به این دنیا قدم بگذارد. میخواست تا جایی که ممکن…
این بچه بدجوری چسبیده بود به خدیجه خانوم، انگاری هیچ دلش نمیخواست به این دنیا قدم بگذارد. میخواست تا جایی که ممکن…