اختصاصی چابک آنلاین؛
کوه طلای داده، دارایی پنهان بانکها که هنوز به ثروت تبدیل نشده است
در بانکداری مدرن، مزیت رقابتی دیگر فقط در ترازنامه، حجم سپردهها یا پرتفوی تسهیلات خلاصه نمیشود و بخش مهمی ازارزشآفرینی امروز بانکها در مدیریت و استفاده بهینه داده نهفته است، دادهای که هر روز از تراکنشهای پرداخت، رفتار بازپرداخت مشتریان، استفاده ازخدمات دیجیتال، درخواستهای اعتباری و تعاملات بانکی تولید میشود.
چابک آنلاین، بهاره تاجرباشی، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا بانکها توانستهاند این دارایی عظیم را به مزیت عملیاتی،ابزار مدیریت ریسک، طراحی محصول و تجربه بهترمشتری تبدیل کنند؟
درسطحی عمیقتر،آیا بانکها مالک دادههای مشتریان هستند یا صرفاً نگهدارنده و پردازشگر آن؟
گفتوگو با مدیران حوزه فناوری اطلاعات شبکه بانکی نشان میدهد که چالش اصلی نظام بانکی ایران کمبود داده نیست، بلکه ضعف در یکپارچهسازی، تحلیل و بهرهبرداری از آن است.
"هادی حیدری"، معاون فناوری اطلاعات و برنامهریزی بانک توسعه صادرات در گفتگو با چابک آنلاین، اذعان داشته که بانکها امروز از دادههای مشتریان در حوزههایی مانند تحلیل ریسک و تصمیمات حاکمیتی استفاده میکنند، اما هنوز تا نقطهای که بتوان از تصمیمسازی کاملاً دادهمحور سخن گفت فاصله وجود دارد و بیان داشت که یکی از نقاط ضعف اصلی، محدود ماندن داده در مرزهای سنتی بانک است.
از نگاه حیدری، تا زمانی که بانکها نتوانند در چارچوبی مشخص و امن با بازیگران ثالث، بهویژه فینتکها، تعامل کنند، بهرهبرداری کامل از ظرفیت دادهها نیز محقق نخواهد شد.
این نگاه نشان میدهدکه دربانکداری نوین،ارزش دیگر صرفاً درداخل بانک خلق نمیشود،بانک، فینتک، شرکتهای تحلیل داده، نهادهای اعتبارسنجی و رگولاتور همگی اجزای یک اکوسیستم هستند که داده را به محصول، خدمت و ارزش اقتصادی تبدیل میکنند.
"مرتضی ترک تبریزی"،رییس هیات مدیره بانک تجارت هم در گفتگوی خودبا چابک آانلاین، با اشاره به روندهای جهانی معتقد است که هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری خود را به بانکها تحمیل کرده است.
این تعبیر ازیک منظر فنی و اقتصادی معنادار است، زیرا AI دیگر یک پروژه نمایشی یا آزمایشی نیست، بلکه به بخشی اززیرساخت رقابتپذیری بانکها تبدیل شده است.
بانکها طی سالهای گذشته حجم گستردهای از داده را انباشت کردهاند و اکنون ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی امکان استفاده از این دادهها را در حوزههای مختلف فراهم کردهاند، از شخصیسازی خدمات و بهینهسازی فرآیندها گرفته تا ارتقای کیفیت تعامل با مشتریان.
دربانکداری سنتی تمرکز بر ثبت و نگهداری اطلاعات بود،اما بانکداری جدید بر تحلیل، پیشبینی و ارائه پیشنهادهای هوشمند استوار است.
پیشبینی نکول مشتریان، کشف تقلب احتمالی، قیمتگذاری مبتنی بر ریسک و پیشنهاد محصولات متناسب با نیاز هر مشتری از جمله مهمترین کاربردهای این تحول به شمار میروند.
بانکها روی کوه طلا نشستهاند
"مجید جعفریان"، معاون فناوری اطلاعات بانک اقتصاد نوین درگفتگو باچابک آنلاین، مهمترین مانع موجود را نبود یکپارچگی دادهها میداند وبا توصیف نظام بانکی بهعنوان کوهی از طلا تأکید میکند که حجم عظیمی از دادههای ارزشمند در اختیار بانکها قرار دارد، اما این دادهها به دلیل پراکندگی در سامانههای مختلف هنوز به ارزش اقتصادی و عملیاتی مطلوب تبدیل نشدهاند.
به گفته جعفریان، اطلاعات یک مشتری در سامانههای متعددی از جمله سپرده، تسهیلات، خدمات ارزی و کانالهای دیجیتال پراکنده بوده و در نتیجه بانک تصویر جامعی از مشتری دراختیار ندارد.
درادبیات بانکداری دیجیتال، این موضوع با عنوان «نمای ۳۶۰ درجه مشتری» شناخته میشود، تصویری کامل و یکپارچه از مشتری که میتواند مبنای تصمیمگیری درحوزههای اعتبارسنجی، بازاریابی، کشف تقلب، مدیریت ریسک و طراحی محصول قرار گیرد.
نبود چنین تصویری باعث میشود تا دادهها به مجموعهای از اطلاعات پراکنده تبدیل شوند که توان محدودی برای تولید بینش و ارزش دارند.
در کنار بحث یکپارچگی دادهها، موضوع مهم دیگری نیز مطرح است، حاکمیت داده.
"ابراهیم محمدی"، مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات و نوآوری مهرکام ایرانیان، در گفتگو با چابک آنلاین،معتقد است که در بحث داده، مسئله اصلی صرفاً مالکیت نیست، بلکه استقرارنظام حاکمیت داده در بانکها اهمیت بیشتری دارد.
به گفته وی،نخستین گام برای بهرهبرداری مؤثر ازدادهها، ایجاد یک چارچوب مشخص Data Governance است، چارچوبی که بتواند نحوه جمعآوری، نگهداری، کیفیتسنجی، دسترسی و استفاده از داده را در سطح سازمان مدیریت کند.
محمدی تأکید میکند که پس از شکلگیری این بستر، باید دانش داده و ابزارهای تحلیلی نیز توسعه پیدا کنند تا بانک بتواند از دادههای موجود ارزش اقتصادی و عملیاتی استخراج کند.
او معتقد است که یکی از مهمترین مزیتهای بانکداری دادهمحور، امکان شناخت ارزش مشتری حتی پیش از ارائه خدمت است.
درچنین شرایطی، بانک میتواند متناسب با ویژگیها، نیازها و ارزش هر مشتری، محصولات و خدمات متفاوتی طراحی و ارائه کند.
از نگاه وی، ارزش افزوده واقعی زمانی ایجاد میشود که داده از یک دارایی ذخیرهشده به یک دارایی قابل بهرهبرداری تبدیل شود، داراییای که در نهایت ارزش آن در قالب خدمات بهتر به مشتریان، کسبوکارها و کل اکوسیستم مالی بازگردد.
محمدی ، همچنین پراکندگی دادهها را یکی از چالشهای جدی نظام بانکی میداند و معتقد است که بانکها باید به سمت ایجاد ساختارهای متمرکز داده حرکت کنند، ساختارهایی که در آن حوزه داده، هوش مصنوعی و کسبوکار درکنار یکدیگر قرار گیرند تا امکان ارزشآفرینی واقعی فراهم شود.
آیا بانکها مالک داده مشتری هستند؟
درکنار مباحث فنی و فناوری، موضوع مالکیت داده نیز به یکی از مهمترین پرسشهای بانکداری دیجیتال تبدیل شده است.
ازمنظر حقوقی و حرفهای، در بسیاری از نظامهای پیشرفته بانکی، بانکها مالک مطلق دادههای مشتریان محسوب نمیشوند، بلکه نقش امین، نگهدارنده و پردازشگر مجاز داده را بر عهده دارند.
درچارچوبهایی مانند بانکداری باز ومقررات حفاظت از داده، مشتری ازحقوقی همچون دسترسی به اطلاعات، آگاهی از نحوه استفاده از دادهها و در برخی موارد انتقال دادههای خود برخوردار است.
درچنین شرایطی بانکها حق استفاده و پردازش داده را درچارچوب قوانین، الزامات نظارتی واهداف مشروع کسبوکار در اختیار دارند، اما این موضوع لزوماً به معنای مالکیت بیقید و شرط داده نیست.
البته همانطور که محمدی نیز اشاره میکند، در عمل شاید پرسش مالک داده چه کسی است، به اندازه نحوه حاکمیت و بهرهبرداری از داده اهمیت نداشته باشد زیرا آنچه در نهایت ارزش میآفریند، کیفیت مدیریت داده و توانایی تبدیل آن به خدمت و تصمیم است.
شکاف ایران با بانکداری پیشرو در کجاست؟
بررسی تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که موفقیت در بانکداری داده محور صرفاً به حجم اطلاعات وابسته نیست.
بلوغ اکوسیستم بانکداری باز، استانداردسازی APIها، توسعه معماریهای نوین داده، سرمایهگذاری بر زیرساختهای تحلیلی و تعریف شفاف حقوق مشتریان از جمله عواملی هستند که امکان تبدیل داده به مزیت رقابتی را فراهم کردهاند.
درمقابل، بسیاری از بانکهای ایرانی همچنان با چالشهایی مانند سامانههای جزیرهای، نبود نمای جامع مشتری،ضعف زیرساختهای تحلیلی ومحدودیت در اشتراکگذاری داده مواجهاند، مسائلی که استفاده گسترده از هوش مصنوعی و تحلیل پیشرفته را دشوار میکند.
مجموع دیدگاههای مطرحشده یک پیام روشن دارد، آینده بانکداری متعلق به بانکهایی است که بتوانند داده را به تصمیم، خدمت و ارزش اقتصادی تبدیل کنند.
بانک های آینده محور،صرفاً نگهدارنده اطلاعات یا ارائهدهنده خدمات پایه مالی نخواهد بود، بلکه نهادی خواهد بود که با تحلیل دادهها، نیاز مشتری را پیشبینی میکند، ریسک را دقیقتر میسنجد و خدماتی شخصیسازیشده ارائه میدهد.
رسیدن به این نقطه مستلزم یکپارچهسازی دادهها، استقرار حاکمیت داده، توسعه زیرساختهای تحلیلی، استفاده واقعی از هوش مصنوعی و ایجاد تعامل مؤثر با اکوسیستم مالی است.
درنهایت می شود گفت که شبکه بانکی ایران از نظر حجم داده فقیر نیست، بلکه با کمبود قابلیت بهرهبرداری ازداده مواجه است.
آنچه از اظهارات مدیران بانکی برمیآید این است که مسئله اصلی نه فقدان داده، بلکه نبود یکپارچگی،ضعف حاکمیت داده، محدودیت زیرساختهای تحلیلی و فاصله گرفتن داده از فرآیندهای تصمیمگیری است.
بانکها امروز روی حجم عظیمی از اطلاعات ارزشمند نشستهاند اما تا زمانی که این دادهها به بینش، تصمیم، خدمت و ارزش اقتصادی تبدیل نشوند، «کوه طلای دیتا» همچنان در بایگانی باقی خواهد ماند.